X
تبلیغات
حرف عشق ღاين وبلاگ تقديم به عشقم ღ

حرف عشق ღاين وبلاگ تقديم به عشقم ღ
تويي تنها انگيزه من براي زندگي كردن.
لینک دوستان
لینک های روزانه

بیوگرافی سحر قریشی

بیوگرافی سحرقریشی - parsfun.net

سحر قریشی متولد ۱۳۶۶ است و تنها عضو متاهل بین بازیگران جوان دلنوازان به حساب می آید. همسر او مهران اخوان ذاکری است و ۲۵ سال سن دارد .

زندگی مشترک آنها چند سالی است که آغاز شده و روز های خوبی را با هم پشت سر میگذارند . سحر قریشی تنها یک برادر دارد و رنگ های مورد علاقه اش مشکی ، آبی و قرمز است . سحر قریشی دوست دارد هر چه زود تر به اوج برسد و این آینده را برای خود پیش بینی میکند .

برای قریشی نوع پوشش و لباس خیلی اهمیت دارد . او حسین سهیلی زاده را مانند پدرش دوست دارد.

از میان ۳۵۰ کاندید به «دلنوازان» رسیدم

سحر قریشی درباره نحوه ورودش به تلویزیون گفت: من کار اولم در زمینه بازیگری فیلم سینمایی «لج و لجبازی» به تهیه کنندگی آقای زبر دست بود. در مراحل پایانی این کار بودم که از طریق آقای خیرابی به آقای سهیلی‌زاده معرفی شدم. آقای سهیلی زاده از من دعوت کرد تا برای نقش یلدا که حدود ۳۵۰ نفر کاندید داشت، تست بدهم و خوشبختانه پس از تست مورد قبول واقع شده و برای بازی در این نقش آمدم.

وی با بیان اینکه بازیگران در کار روتین تلویزیونی بیشتر دیده می‌شوند، درباره بازتاب سریال «دلنوازان» اظهار داشت: استقبال مردم از این سریال خیلی خوب است و مردم در کوچه و خیابان مرا می‌شناسند و مورد محبتشان قرار گرفته‌ام. البته در این کار استرس هم داشته‌ام، چون در کنار پیشکسوتان بزرگی ایفای نقش می‌کردم و کار اولم بود.

وی افزود: من برای بازی در چنین سریال پر قسمتی تجربه چندانی نداشتم. ضمن اینکه نقشم هم پررنگ بود اما آقای سهیلی‌زاده با من همراهی کرد و کمک‌های او مرا به اینجا رساند.

وی درباره انتخاب بازیگران و اینکه آیا دوست داشته به جای بازیگر دیگری در این سریال ایفای نقش کند؟ پاسخ داد: من در جایگاهی نیستم که بخواهم در این باره صحبت کنم ولی به نظرم انتخاب بازیگران خوب است. روزی که من برای تست آمدم فقط برای نقش یلدا آمدم و امروز هم فکر می‌کنم هرکدام از بچه‌ها به بهترین شکل در جای خود قرار گرفته‌اند.

قریشی درباره نقش یلدا نیز عنوان داشت: به نظر من تمام گیرایی داستان در این است که پیش زمینه‌ای از زندگی یلدا وجود نداشته باشد. یلدا خودش پر از نگرانی و معماست و همین است که این جذابیت را برای این نقش ایجاد کرده است. تا آخر داستان مشخص نمی‌شود که یلدا که و چه بوده و همین تعلیق باعث می‌شود تا این نقش برای مخاطب خاکستری به نظر برسد و نداند که مثبت است یا منفی.
بازیگر نقش یلدا درباره اینکه دوست دارد همچنان در تلویزیون بازی کند و یا به سینما برود تیز تصریح کرد: به خاطر اینکه تلویزیون رسانه ملی است، پر بیننده‌تر است و قشر بیشتری از جامعه تلویزیون می‌بینند. ولی هم سینما و هم تلویزیون می‌توانند بازیگر را نشان بدهند و انتخاب درست نقش‌ها در این میان خیلی مهم‌تر است تا تکرار مکرر یک نقش. در تلویزیون می‌توان به قیمت تکراری شدن دیده شد، ولی من دوست دارم در هر دو ژانر دیده شوم و نقش‌های متفاوتی را تجربه کنم.
وی با بیان اینکه من بیشتر برایم نقش و فیلمنامه‌ مهم است و سینما و تلویزیون زیاد فرقی ندارد، گفت: یلدا را دوست دارم و با آن ارتباط برقرار کرده‌ام البته خیلی به من شباهت ندارد اما در اتفاقاتی که برایش می‌افتد، خودم را به جای او می‌گذارم و ری اکشن‌ها از طرف خودم بوده است.

[ دوشنبه 1390/06/28 ] [ 21:53 ] [ مبينا ]
 بیوگرافی لیلا اوتادی

لیلا اوتادی متولد سال 1362 و فارغ التحصیل رشته معماری از دانشگاه تهران است. بازیگری در عرصه تئاتر نقطه شروع کار هنری او بوده و چند سالی است که در این عرصه فعالیت می کند.

اولین بار چهره او را در یک فیلم سینمایی دیدیم که نقش کوتاهی داشت، در فیلم «چشمان سیاه» ، اما ماه رمضانی که گذشت او را در سریال «آخرین گناه» در نقش «آوا» دیدیم.
از او می پرسم: «شما با تجربه یک فیلم سینمایی، کار تصویری را شروع کردید. کار تلویزیونی نسبت به کار سینمایی چه تفاوتهایی برایتان داشت که به سریالهای تلویزیونی روی آوردید؟
می گوید: «تفاوت کار سینمایی با تلویزیونی خیلی زیاد است. سینما  این که من بعد از یک فیلم سینمایی به بازی در یک سریال روی آوردم، بیشتر به این خاطر بود که مخاطب تلویزیون با مخاطب سینما متفاوت است. سینما مخاطبان محدودی دارد، علاوه بر این دیدها هم نسبت به سینما و تلویزیون متفاوت است. به عقیده من گاهی سراغ کار تلویزیونی رفتن هم برای بازیگر بد نیست.» می پرسم چه نظری در مورد نقشهای منفی و مثبت داری؟ می گوید: «فکر می کنم نقشهای مثبت و منفی تفاوتی با هم ندارد، مهم این است که بازیگر از پس نقش، خوب بربیاید و خوب کارش را اجرا کند، اما این که می گویند نقش مثبت و منفی، برای من به شخصه هیچ وقت تفاوتی با هم نداشته است.»

 


leylaotadi-19-2-87-b.jpg

فیلمشناسی :

1 - دعوت (۱۳۸۶)
2 - حرکت اول (۱۳۸۶)
3 - زن ها فرشته اند (سپيده دم) (۱۳۸۶)
4 - چهار انگشتي (۱۳۸۵)
5 - قصه دلها (۱۳۸۵)
6 - چپ دست (۱۳۸۴)
7 - بيد مجنون (۱۳۸۳)
8 - چشمان سياه (۱۳۸۱)

[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 15:44 ] [ مبينا ]

بیوگرافی پوریا پورسرخ

متولد ساعت 4 صبح روز چهارم تیرماه 1356 است.او در محله جردن تهران متولد شده و بزرگ شده همانجاست و فرزند اول خانواده است.دو خواهر و یک برادر کوچکتر از خود دارد که هر سه نفر انها دانشجو هستند.مادرش معلم زبان است و پدرش بازنشسته شرکت نفت می باشد.مجرد است و به این زودیها هم قصد ازدواج ندارد.بسیار به کانون گرم خانواده اش می بالد و به خوبی از خانواده اش یاد می کند.در خانواده پورسرخ همه دارای تحصیلات عالیه هستند.خواهرها و برادر پورسرخ مثل خوداو مجرد هستند.

قد: 182
وزن : متغییر بین 75 تا80

دوران کودکی


پوریا در کودکی بسیار شروشیطان بوده.البته با همه این تفاسیر درسهایش عالی بوده.از بس که درسهایش خوب بود به سادگی وارد دانشگاه شد.او بر خلاف عقیده والدینش رشته تحصیلی اش را خودش انتخاب کرد.علاقه زیاد او نسبت به رشته تحصیلی اش انقدر بود که بعد از گذراندن چند ترم وارد بازار کار شد.حتی بعد ازاخذ مدرک کارشناسی ارشد مدتی را برای کار به خارج از کشور رفت و همزمان به تحصیل هم ادامه داد.از انجا که پدرش در شرکت نفت بوده دوران دبستان را در شهرهای مختلف به خصوص شهرهای جنوبی بوده است.در دوران راهنمایی در مدرسه شهید باهنر تهران و دوران دبیرستان را در مدرسه رازی گذرانده است.دوران لیسانسش را در رشته اصلاح نباتات دانشگاه شیراز که در اخرین سال تحصیلی رتبه سوم را به دست اورده است.دوران فوق لیسانس را در تهران و رشته فیزیولوژی گیاهی گذراند که باز هم با رتبه سوم,فارغ التحصیل شد.

کیس مناسب برای ازدواج


پورسرخ به تازگی در حال واردشدن به دهه سوم زندگی خود است.او هنوز هم مجرد است و به همراه خانواده اش و برادر و خواهرهایش در جردن زندگی می کند.هنوزبرای ازدواج تصمیمی نگرفته,علت اصلی این تصمیم را هم شرایط فعلی مدشده در بین جوانان اعلام می کند.به نظر او در دوره ای که مد شده اتومبیل شما چیست؟منزلتان کجاست؟کجا مسافرت می روید و این سوالها بین دختر و پسرها مد شده ادم به اسودگی نمی تواند کیس مناسب خود را پیدا کند.پوریا می گوید:به محض این که کیس مناسبم را پیدا کنم و از همه جهات ببینم که با هم هماهنگی و تفاهم داریم مطمین باشید که معطل نخواهم کرد.به نظر او که در محله جردن تهران می نشیند اصلا مرزبندی های شمال شهرو پایین شهر بی معنی است.


پشتکار در کار


او قبل از ان که در سریال وفا بازی کند,همزمان با ورودش به مقطع دکترا پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی فرار بزرگ را پذیرفت و با این کار وارد حرفه بازیگری شد.پوریا به خاطر این که هم درس می خواند و هم کارش را که به رشته تحصیلی اش مربوط بوده را انجام می داد و ازسوی دیگر وارد عرصه بازیگری شده بود شبانه روز وقت گذاشت تا بتواند به خوبی از عهده کارهایش براید.به قول خودش حتی در 24 ساعت وقت کم می اورد اما پشتکارش واقعا عالی و مثال زدنی بود.


شانس بزرگ زندگی


در اواخر سال1384 پیشنهاد بازی در سریال((وفا)) را به سفارش اقای لطیفی پذیرفت.شخصیت ژوبین پناهی انقدر برای او جذاب بود که نتواند نه بگوید.به نظر پوریا سپردن نقش ژوبین به او یکی از شانس های بزرگ زندگی اش بود.به خاطر بازی در سریال وفا چندین ماه درگیر این پروژه بود.حتی دو ماه را در لبنان سپری کرد.با پخش سریال وفا زندگی او وارد مرحله تازه ای شد.خیلی زود عکسها و پوسترهای او در همه جا پخش شد.اسم او یک شبه بر سر زبانها افتاد و به اوج رسید.البته این اتفاق فرخنده باعث شد تمام فعالیت های قبل از عیدش مثل تحصیل و کارش مختل شود.البته باید گفت هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.


فقط مهندسی کشاورزی


پوریا شاگرد بسیار درسخوان و زرنگی بوده در سال 1374 یک بار در کنکور تجربی شرکت کرده و قبول شد اما حرف و حدیث ها تازه شروع شد.با این که پوریا فوق العاده درسخوان بوده خیلی ها شرکت در کنکور تجربی او را به خاطر ضعف در درس های ریاضی و فیزیک می دانستند.پوریا به اصرار خانواده و به خاطر ثابت کردن ادعاهای دروغ اطرافیان در کنکور ریاضی هم شرکت کرد و در رشته مهندسی عمران هم قبول شد.پوریا حتی در کنکور پزشکی دوبار شرکت کرد و برای اثبات شایستگی هایش با امتیاز بالاتر از رشته تحصیلی اش قبول شد.با وجود مخالفت خانواده با رشته تحصیلی اش توانست انها را مجاب کند که با ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه اش موافقت کنند.پدر و مادر پوریا به شدت مخالف ادامه تحصیل او در رشته مهندسی کشاورزی بودند.


بی انضباط ترین


با وجود درسخوان بودن پوریا به هیچ عنوان بچه ارام و سربه زیری نبوده تا انجا که عالم و ادم را از دست خود عاصی کرده بود اما درسخوان بودن او مانع از برخورد اولیای مدرسه با او می شد.به جز جغرافیا انضباط همه درسهایش در حد عالی بود.پوریا در تمام دوران تحصیلش از جغرافیا گریزان بود به حدی که یک بار مجبور شد با تک ماده قبول شود.با وجود ان که همیشه در درسهایی مثل فیزیک و ریاضی و شیمی و مثلثات و هندسه 20 می گرفت در دوران دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کرد.او در تمام دوران تحصیلی اش از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و کمترین نمره های کارنامه اش همان نمره های انضباط بوده که با ارفاق اولیا مدرسه و به خاطر کم نشدن معدلش 17 و 18 می شده است.


تلاش شبانه روزی


با وجود همزمانی تحصیل و کار و بازیگری پوریا هرگز شانه خالی نکرد.حتی به خاطر ادامه تحصیل دو سال را خارج از کشور و با شرایط مدرن امروزی گذراند.در سال 1382 به تهران بازگشت با وجود کار و تحصیل و موفقیت در مقطع کارشناسی ارشد و پرداختن به شغل بازیگری و فشار کار و تحصیل مردانه ایستاد وبا پشتکار شخصی اش زیر فشار درس و هنر مقاومت کرد و توانست از عهده همه موارد به خوبی براید.او هیچ وقت حاضر نشد یکی از کار و هنر و تحصیل را کنار بگذارد و به خاطر موفقیت در همه موارد شبانه روز وقت گذاشت.


قطار شایعه


با وجود این که زمان زیادی از مطرح شدن پورسرخ در جامعه هنری نمی گذرد شایعات فراوانی از سوی افراد و نشریات مختلف به دنبال اوراه افتاده است.او همواره با خونسردی و متانت خاصی با این شایعات برخورد کرد و توانست دهان همه منتقدان و شایعه سازان را ببندد.پورسرخ معتقد است که به دنبال هر کسی که کمی به چشم می اید و مطرح می شود شایعه هست و خواهد بود خواه و ناخواه مردم به این شایعات دامن می زنند.این موضوع هم به نحوه برخورد کسی که شایعه در مورد او ساخته شده بر می گردد,البته من کاری با حواشی ندارم اما هر وقت به مطلب یا تیتری برمیخورم که خیلی غلو کرده حتما با ان نشریه تماس می گیرم و با سردبیرش صحبت می کنم. اما باور کنید اصلا اهل شکایت نیستم مطمئنا اکثر نشریات این شایعات را برای فروش بیشتر تیتر یک می کنند.


خداحافظی سینما


از دید او سینما و تلویزیون واقعا بی رحم است.خیلی ها مدتی جزو سوپراستارهای سینما بوده اند و بار سینما را به دوش کشیده اند اما حالا با بی مهری مواجه شدند و خدا می داند اخروعاقبت من چه خواهد شد اما من هرلحظه خودم را برای خداحافظی با سینما و تلویزیون اماده کرده ام و همیشه و هرلحظه که بخواهم می توانم این کار را بکنم.من به این حرفه به عنوان یک شغل درامد زا نگاه نمی کنم و دلبستگی ام به خاطر علاقه به هنر است نه چیز دیگر.اما به هر حال من برای بهتر شدن کارم در هر زمان تلاش لازم را انجام می دهم.


دوستان صمیمی


از دوستان صمیمی اش که نقش به سزایی در زندگی اش ایفا کرده غلامحسین لطیفی است که در سریال فرار بزرگ و به پیشنهاد او ایفاگر نقش فرهاد بود که این اشنایی در سریالهای وفا و صاحبدلان انجامید.این دوستی انقدر پیش رفته که حتی در رابطه با مسائل خصوصی زندگی اش پیش از خانواده اش با اقای لطیفی مشورت می کند.


بهترین های دنیای فوتبال


در میان فوتبالیست های تاریخ ایران«ناصر حجازی»اسطوره پوریا پورسرخ است که از نظر او«زمین تا اسمان» با بقیه فرق دارد و بی رقیب در صدر لیست محبوب ترین و بهترین های تاریخ فوتبال ایران ایستاده است.«علی پروین»هم به خاطر خدماتی که به عنوان بازیکن,کاپیتان و مربی به فوتبال ایران کرده مورد احترام شدید پوریاست و بین بازیکنانی که در حال حاضر شاغل هستند و هنوز بازنشسته نشده اند نیز «علی دایی»را یک سروگردن بالاتر از بقیه می داند.به عقیده پوریا دایی سمبل و شناسنامه فوتبال ایران در دنیاست و شایستگی و لیاقت جایگاهی که در ان ایستاده را به خوبی داراست.به جز دایی,رضا عنایتی,محمد نوازی و حامد کاویانپور را هم دوست دارد و از سبک بازی و افتخاراتی که برای ایران و باشگاهشان افریده اند خوشش می اید. پوریا بر خلاف بعضی از بازیگران که به خاطر مطرح ماندن در روزنامه ها هر روز با یک بازیکن عکس روی جلد می گیرند و سر تمرین این تیم و ان تیم می روند تا خبر حضورشان در جراید درج شود,فقط با رضا عنایتی رفیق است و او را به خاطر اخلاق رفتارش در خارج از زمین فوتبال به عنوان دوست قبول دارد.البته پوریا,عنایتی را بهترین مهاجم حال حاضر در ایران هم می داند و رکورددار گلزنی تاریخ لیگ را یکی از پنج مهاجم برتر تاریخ فوتبال ایران می شناسد.

مصاحبه

 اینکه بعد از نقش فرهاد در فرار بزرگ نقش اصلی چنین مجموعه ای را بازی کردی احساس غرور نمی کردی؟
نه, چون به نظر من نقش های خرچنگ وفا و خاوری خیلی سخت تر و محوری تر از نقش ژوبین بودند و اگر آقایان اصلانی قائمیان و خانم ها توسلی و امینی بر اساس تخصص و قدرت بازی انتخاب شده بودند من فقط ظاهر و سنم به این نقش می خورد. در ضمن من نقش فرهاد را هم خیلی دوست داشتم

سوال: ولی الان همه توجهات به توست و همه جا از ژوبین حرف می زنند.
پور سرخ: شاید ولی دلیل نمی شود که بقیه عالی نبودند دوستان دیگر همه حرفه ای بودند و شناخته شده و من ناشناس بودم.

سوال: چه احساس داری که هر جا می ری همه دورت جمع می شوند و اینقدر مورد توجه هستی؟
پور سرخ: فقط خجالت می کشم و دنبال پاک کردن عرق هایم هستم

سوال: می دانی که این روزها زود می گذرد و هر چقدر بیشتر به جشم بیایی خلا بعدی سخت تر می شود؟
پورسرخ: بله هم از این نظر و هم می دانم که هر چه بیشتر عکسم روی جلدها باشد کارم سخت تر می شود و حساسیت ها رویم بیشتر. من اخلاقا نمی توانم به کسی نه بگویم ولی چون از اول پیش بینی این شرایط را می کردم برای خودم شش هفت نشریه در ژانرهای مختلف را کنار گذاشتم و کاری به بقیه ندارم می دانید که خیلی ها از خودشان می نویسند و تیتر می زنند و کاری از دست بزرگتر از من هم بر نمی آید.

سوال: گفتی صحنه های عصبی سکانس های تیمارستان را کی گرفتید و چه حالی داشتی وقتی حذف شدند؟
پورسرخ: در استودیو گرفتیم و بعد از سفر لبنان. من اول هیجان زده بودم و خواستم هر چه دور و برم هست دور کنند تا خودم را نزنم! بیشتر نمایشنامه رادیویی بود تا بازی سینمایی ! حس نقش را از لبنان داشتم و خلاصه خیلی زحمت کشیدم و اول که متوجه حذف شدم کلی ناراحت بودم ولی بعد در پخش دیدم حق با لطفی بود و آن صحنه ها باعث می شد تماشاگر نسبت به ژوبین حس منفی بگیرد.
سوال: هیچ وقت مقابل بقیه کم نیاوردی؟
پور سرخ: جواب لطف کارگردان دوستانه و صمیمی بود من بیشتر می ترسیدم که زحمت دیگران را به باد بدهم با اصلانی بازی نداشتم ولی در سوئیت با هم بودیم و خیلی کمکم می کرد مثلا بعد از سکانسی که ژوبین فهمید وفا به دروغ گفته ازدواج کرده و منتظرش بوده گفت: از امشب ژوبین خیلی بزرگ میشه و همین خیلی کمکم کرد. قائمیان و خانم توسلی و امینی هم که در کمک سنگ تمام گذاشتند.

سوال: قضیه sms های لطفی چیست؟
پورسرخ: ( می خندد) معمولا در پشت صحنه های سینما غیبت این و آن رواج دارد. آقای لطفی برای یکدست نگه داشتن فضا و ایجاد جو دوستی صدها sms آماده داشت و هر وقت کسی نزد او شروع به گله گذاری از دیگری می کرد بلافاصله جوک می خواند تا موضوع عوض شود.

سوال: از وضعیت جدیدت راضی هستی؟
جواب: اساتیدی دارم که به م لطف دارند و مواظبم هستند دایره مشاورانم وسیع تر شده و خیلی مواظب رفتار و حرکاتم در رفت و آمد ها هستم. انتخاب بعدی برایم سخت و مهم شده و دیگر نمی توانم مثل سابق زندگی کنم و باید با مردم و مطبوعات بهتر رفتار کنم . در کل وضعیت سخت و محدودی است ولی شیرین هم هست راضی هستم شکر.

سوال: ویژگی های همسر مورد نظرت چیست؟
پورسرخ: صبور, مهربان , خانواده دار, با وفا, و فهمیده

عکس های پوریا پورسرخ




عکس های پوریا پورسرخ







عکس های پوریا پورسرخ

















عکس های پوریا پورسرخ











[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 14:42 ] [ مبينا ]

 

بیوگرافی سیاوش خیرابی
متولد ۲۹ آذر ۱۳۶۳
فوق دیپلم نرم افزار کامپیوتر دانشگاه آزاد تهران واحد شمال
خونش سعادت آباده
دو تا برادر به اسم آرش و اورنگ داره
برادراش تو آتلیه ی نایت عکاسی می کنن
آرش متولد ۱۳۵۹
اورنگ متولد۱۳۵۶
ماشینش پرشیا مشکیه
ازبهرام رادان و عزت الله انتظامی خوشش می یاد.
تله فیلم هایی که بازی کرده:تلخون,مرد مجهول,لوتکا
فیلم هایی که بازی کرده پسر ها سرباز به دنیا نمی آیند,حس پنهان ,لج و لج بازی
سریال ترانه ی مادریه ، دلنوازان
بهترین فیلمی که دیده روسری آبی و بهترین سریال ترانه مادری
مادر و پدرشو خیلی دوست داره.
تهرانیه ولی رگ وریشه ی تبریزی داره.
دوست داره نقش یه آدم روانی بازی کنه
مامان باباش همش مسافرتن.
شخصیتی معمولی داره بعضی اوقات بی حوصله و خسته
اگه بازیگر نمی شد خواننده می شد
در کانون سینماگران جوان تحت نظر اساتیدی چون علی دهکردی محمود پاک نیت هاشمی و امیر اتشانی بوده است
در خصوص بازیگری سیاوش خیرابی در دوره ی راهنمایی در یک کار ایفای نقش کرد که بعد از آن به خاطر تحصیلات دیگر ادامه نداد
تا اینکه در دوره دانشگاه توسط یکی از دوستانش برای یک کار مستند داستانی به آقای رزاق کریمی معرفی شد
همان موقع تصمیم گرفت جدی‌تر به این حرفه بپردازد
از این رو در کانون سینماگران جوان یک دوره کامل آموزش بازیگری را سپری کرد و دوباره برای کار (حس پنهان) آقای رزاق کریمی انتخاب شد
بعد از آن در تله فیلم (تلخون) به کارگردانی آقای امینی ایفای نقش کرد.
بهترین دوستش در عرضه بازیگری شاهرخ استخری
سحر قریشی را برای سریال دلنوازان به حسین سهیلی زاده معرفی کرد
از نقش خودش در سریال دلنوازان راضی نبود

.

            

 براي ديدن تصاوير به ادامه مطلب بريد.


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 14:35 ] [ مبينا ]

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

بیوگرافی محسن افشانی

محسن افشانی این مجری و بازیگر نوپا در یازدهم فروردین ۱۳۶۸ چشم به جهان گشود . رشته اش در دبیرستان ریاضی فیزیک بودهبا معدل كل 14/18 ديپلم گرفته. . به مهندسی شیمی و میکانیک خیلی علاقه داره . صاحب یک خواهر بزرگتر از خودش هست که اگه کسی مزاحمش بشه مزاحم رو پودر می کنه !!! از کودکی دوست داشت بازیگر بشه ولی با دادن تستی سر از کار مجری گری در آورد.اولین برنامه اش در مجری گری آستانه بود بعد در برنامه های «ما دو تا»، «بوم سفید» و «سلام بهار» نیز به عنوان مجری ظاهر شده و در حرفه بازیگری در گاراگاهان و ترانه مادری حضور داشته. شیرین ترین خاطراتش رو اتفاقاتی می دونه که در حین مجری گری زنده براش می افته. در وب نویسی هم دست داره و ۲٫۵ سال نیمه کاره وب نویسی انجام داده .دوستانش از خطش خیلی تعریف می کنند.
حرفهای خصوصی :

تکیه کلام:عسیسم .شبیه پدر بزرگشه
خواننده مورد علاقه محسن:احسان خواجه امیری و محسن نامجو
بازیگر مورد علاقه : حامد بهداد
مجری مورد علاقه : رشید پور
بهترین فیلم : نقاب
وزن : ۶۲
محل اقامت : تهران پارس
غذای مورد علاقه : کوکو سیزی
اغلب عصبانی نمی شه و اگه عصبانی بشه زمین و زمان به هم می دوزه
درس مورد علاقه : جغرافی
عدم تخصص : خانه داری
صدقه دادن را خیلی دوست دارد
تافل می خونه
ازبادمجان. پیاز. کدو.فلفل دلمه ای در غذا ها وواژه ی تکرار بدش میاد
خصوصیات اخلاقی : حسود و خواه البته مثبت
هنگام عصبانیت ایت الکرسی می خونه
رنگ مورد علاقه : قرمز
رنگ بهترین لباس : مشکی
ترس از رفیق بد داره
شغل پدر : چوب و دکوراسیون داخلی
بهتری سال زندگی اش:سال۱۳۹۳ که پدرش قصد داره کت و شلوار دامادی تنش کنه
آخرین باری که گریه کرده چند ماه پیش بوده .کنار جسم بی جان پدر بزرگش
به همسایه هاشون میگه خاله
ماشین : ۲۰۶ مشکی گوشی : N95:cheshmak::gol:

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

 


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی


 


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی


عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

 

 

 

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

 

 عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

 

عکس های محسن افشانی + بیوگرافیعکس های محسن افشانی + بیوگرافی

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

 

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

 

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

 

عکس های محسن افشانی + بیوگرافی

[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 14:30 ] [ مبينا ]
 بیوگرافی شاهرخ استخری

 
حالا بیوگرافی

بچه بعضی ها سوال کرده بودن که پدر مادر شاهرخ استخری چه طوری فوت کردن منم در جواب باید بگم که درست نمی دونم ولی فکر کنم که تو تصادف فوت کردن

شاهرخ استخری جوان بسیار مستعد و 27 ساله ای که به تازگی وارد عرصه ی هنر و بازیگری شده و به گفته ی خودش الف بای بازیگری رو خیلی خوب و نزد اساتید بزرگی اموخته..........جوانی با انگیزه دوست داشتنی و مودب که از گفت و گو با او بسیار لذت بردیم..............
بخوانیم مصاحبه با شاهرخ استخری محمد امیر (مثل هیچکس)..............
از یک رزومه شروع کنیم:
-اولین کارم در عرصه ی بازیگری یک نقش کوچکی بود در تئاتر اسب های اقای محمد رحمانیان که سال 81-82 بازی کردم بعد یک دوره ی بازیگری هم دیدم زیر نظر خانم نصیرپور و اقای پیام دهکردی و اقای هدایت هاشمی که هم در دوره ی مقدماتی و هم در دوره ی پیشرفته شرکت کردم و 5 تا کار کوتاه هم بازی کردم که بعضی هاشون برای جشنواره ها بود و زیاد هم مهم نبودند ولی اولین کار بلند تصویری م هم تلخون بود که نقش اصلی رو بازی میکردیم با سیاوش خیرابی و مجید سالم که دوست دارم اسمش رو ببرم و امیدوارم موفق تر بشه و بعد از اون هم خود اقای امینی من رو به اقای مقدم برای فیلم پریدخت معرفی کردند
رشته ی تحصیلی ت چیه؟
-مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها و سیستم ورودی 78
مهندسی صنایع برنامه ریزی و تحلیل داده ها وسیستم چه ربطی داره به بازیگری؟
-هیچ ربطی نداره......تقریبا" سال اخر دانشگاه بودم که کار تئاتر اسب ها رو بازی کردم
از قبل علاقه داشتی؟
-از بچگی ولی یادمه روم نمیشد بروم جلوی دوربین
اقای امینی چی توی شما دیدند که برای اولین حضورتون یکی از نقشهای اصلی رو بهتون پیشنهاد دادند؟
-اقای امینی یک شخصیه که واقعا" دغدغه ی معرفی بازیگر داره من میتوانم یک لیست بلند بالا از بازیگر تا عوامل پشت صحنه نام ببرم که اقای امینی برای اولین بار معرفی شون کرده
اولین جرقه برای بازیگر کی در ذهنتون زده شد؟
-به دلیل حساسیت خانواده ام به تحصیل سال اخر بود که چند اموزشگاه رفتم برای ثبت نام بازیگری و حداقل کاری که میتونستم انجام بدهم این بود که یک دوره ی اموزشی ببینم و اینکه با یک سری جوون در یک موسسه باشی و بین اون همه جوون مستعد بازی کنی و با اونها تمرین میکنی
چرا از بین اون همه جوون شاهرخ استخری شد؟
-خیلی ها هم شدند ولی خیلی هایی که نشدند امیدوارم بشوند چون ما دیدیم که چه استعدادهایی دارند ولی خودم واقعا" نمیدونم شاید خدا خواسته من تو این زمان وارد این عرصه بشوم نه شش سال قبل و چقدر خوب
اگه پدرتون به درس خواندنتون علاقه داشت چرا نرفتید دنبال تحصیلات رشته ی هنر؟
-اتفاقا" رفتم برای فوق لیسانس رشته ی هنر رو امتحان دادم ولی رتبه ام شد 400 و نتونستم چون نخواندم.............

حالا هم مصاحبه جنجالی و جدید شاهرخ با عنوان این قسمتم بوده

به رسم سالهاي گذشته در پاييز امسال سريالي ديگر در حال پخش از شبكه سوم است كه از پنج ماه پيش كليد خورد و تصويربرداري آن همچنان ادامه دارد. اين سريال شبانه، نامش «دلنوازان» است و به طور حتم تاكنون قسمتهاي پخش شده از آن را دنبال كرده‌‌ايد، يك سريال پربازيگر كه به طور حتم در شمارههاي آينده از ديگر بازيگران اين مجموعه برايتان خواهيم نوشت. اما در اين شماره با دو بازيگر جوان اين مجموعه يعني شاهرخ استخري و سياوش خيرابي گفتگويي ترتيب داديم كه در ادامه خواهيد خواند. البته در يك سال اخير دو گفتگو با سياوش داشتيم كه به طور حتم آنها را دنبال كردهايد و از زندگي سياوش بيشتر ميدانيد، ولي از آنجا كه تاكنون با شاهرخ گفتگويي نداشتيم، گفتگوي ما كمي با شاهرخ استخري طولانيتر است.


گفتگوي ما با شاهرخ در منزلش انجام شد، در هنگام بازي پرسپوليس – پيكان كه هم فوتبال ديديم و همه مصاحبه كرديم، بارها به خاطر لحظات حساس آن بازي، گفتگو كات شد و دوباره پس از لحظاتي دنبال شد. فكر نميكرديم كه استخري در حين گفتگو، آنقدر با وسواس به پرسشها پاسخ بدهد، او پس از گفتگو، صفحات تايپ شده را از ما خواست تا دوباره مصاحبهاش را چك كند و... تصاويري هم كه از اين دو بازيگر گرفتيم، در لوكيشن اصلي اين سريال در يكي از محلههاي شمال تهران گرفته شد و زحمت اين عكسها برعهده «اورنگ خيرابي» برادر سياوش بود كه در كار خود مهارت خاصي دارد و جا دارد از او تشكر كنيم. راستي يك اتفاق جالب... زماني كه خواستيم از اورنگ CD عكسها را بگيريم، ساعت 10 شب بود، هنگامي كه در آپارتمانش را بست و بيرون آمد، تازه متوجه شد كه كليدش را در آپارتمان جاگذاشته است و خلاصه... كه اين موضوع در نوع خودش برايمان جالب بود، بعضي مواقع براي گرفتن يك گزارش، كارها گره ميخورد و به دقيقه 90 هم كشيده ميشود. در پايان جا دارد از دوست خوبمان؛ آقاي مهران مهام به همراه ايرج محمدي؛ تهيهكننده سريال تشكر كنيم كه مانند هميشه ما را در تهيه اين گزارش ياري دادند.
مهندس بازيگر
چهاردهم مهرماه سال 59 به دنيا آمدم، فرزند بزرگ خانوادهام و بعد از من دو خواهر ديگر به دنيا آمدند، پدرم مهندس شيمي است و مادرم ليسانس زبان است، پس از اينكه خواهرم به دنيا آمد، مادرم خانهدار شد. خودم هم ورودي سال 78 هستم و مهندسي صنايع خواندم، براي فوقليسانس هم در رشته سينما شركت كردم كه متاسفانه قسمت نشد.
او در مورد آغاز بازيگري برايمان ميگويد: «سال سوم دانشگاه كه بودم، يكي از دوستانم «هاشم مهدوي» كه ميدانست به دنياي سينما علاقهمندم، مرا به آقاي رحمانيان معرفي كرد، وي آن سال كارگرداني تئاتر «اسبها» را برعهده داشت و من هم به همراه 20، 30 نفر ديگر در كنار بزرگاني چون؛ داوود رشيدي، رضا بابك، علي عمراني، مهتاب نصيرپور، بهناز جعفري، هومن برقنورد و... بود، نقش ما پررنگ نبود، ما يك تيم بوديم كه با پاهايمان روي صحنه، ريتم ميزديم. سپس توسط يكي از دوستانم به كلاس بازيگري رفتيم، حضور در آن تئاتر هم، باعث شد تا من بازيگري را ادامه بدهم، شايد برايتان جالب باشد كه بگويم، حضور در آن تئاتر به همراه اجراي شبانه و تمرين، دستمزدي 170 هزار توماني داشت كه به من خيلي چسبيد! پس از آن كلاسها، يك دوره پيشرفته زيرنظر حبيب رضايي، پيام دهكردي، هدايت هاشمي، مهتاب نصيرپور و... گذراندم. اين روند ادامه پيدا كرد، تقريبا نااميد شده بودم و احساس ميكردم كه زمان زيادي از دست دادم و رفتم سركار ديگري... چرا كه طي اين سالها چند بار هم تست دادم، اما انتخاب نشدم، يادم ميآيد، آخرين بار هم كه تست دادم، براي فيلم «استشهادي براي خدا» به كارگرداني «عليرضا اميني» بود. دو سال بعد امير انصاري از دفتر آقاي اميني زنگ زد و به من گفت كه فيلمي به نام «تلخون» ميخواهيم بسازيم، مداركتان اينجاست. سپس «سياوش خيرابي» هم اضافه شد، «تلخون» چند بار هم از تلويزيون به نمايش درآمد كه جزو اولين كارهاي من و سياوش بود. سپس آقاي اميني مرا به «سامان مقدم» براي بازي در سريال «پريدخت» كه ماه محرم سال 86 پخش شد، معرفي كرد؛ ليلا حاتمي، علي مصفا، حسن پورشيرازي، كامبيز ديرباز و... در آن مجموعه بازي ميكردند كه البته اين سريال زودتر از فيلم تلخون پخش شد، تلخون نوروز 87 پخش شد، پس از «پريدخت» هم در سريال «مثل هيچكس» كه رمضان سال 87 پخش شد و نوروز امسال هم در سريال «ماه عسل» كه از شبكه دو پخش شد، بازي كردم، كه براي من تجربه خوبي بود، بازي در كنار محمد مطيع، سعيد پورصميمي، پروانه معصومي، يوسف تيموري، سحر ولدبيگي، اميرحسين صديق و... بازي در كنار اين بزرگان، براي من تجربه بسيار خوبي بود و از آن بسيار آموختم...

حضور در دلنوازان
براي بازي در «ترانه مادري» پيش كارگردان مجموعه؛ «حسين سهيليزاده» رفتم، اما از آنجا كه قرارداد «مثل هيچكس» را بسته بودم، قسمت نشد با هم همكاري كنيم... آقاي سهيليزاده در انتخاب بسيار دقيق است و ديگر حرفي باقي نماند.
كارگردان خوشاخلاق
«حسين سهيليزاده» كارگردان بسيار خوش اخلاقي است، من پنج ماه در كنار اين آدم بودم و از حضور دركنار ايشان لذت بردم، روز اول هم به من گفتند: شاهرخ ميخواهيم پنج ماه در كنار كار، لذت ببريم. اميدوارم بتوانم در كارهاي بعدي اين كارگردان هم بازي كنم. اين آدم آنقدر به ما انرژي مثبت ميدهد كه باورنكردني است، اگر يك روز از جايي دلش گرفته باشد، همه گروه حالشان گرفته است. خدا كند آقاي سهيليزاده از بازي من در دلنوازان آنقدر راضي بوده باشند.
نگرانم
وقتي كه كار شما در حال پخش شدن است، همه روي آن زوم ميكنند، نشريات مانور ميدهند و... اما وقتي كه نيستي، ديگر خبري از تو نميگيرند. اما اين دليل نيست كه نباشي يعني اين فرصت را داري كه برگردي، اين اتفاق ممكن است براي هر بازيگري بيفتد، يعني مثل يك موج ميماند كه بالا و پايين دارد، به نظر من در چنين شرايطي آنچه كه به ياري يك بازيگر ميآيد، «انتخاب»هايش است، من هم نگران بعد از «دلنوازان» هستم كه انتخابهاي درستي داشته باشم، به همين خاطر سعي ميكنم از مشورت با آدمهاي اهل فن بهترين استفاده را بكنم، بايد قبول كنم كه ماندگاري سخت است. در چنين شرايطي كوچكترين اشتباهي بهاي سنگيني دارد... البته بعضي مواقع ديگر به قسمت شما برميگردد، مثلا من دوست دارم، در يك فيلم سينمايي بازي كنم و آن فيلم هم امسال در جشنواره پخش شود، اما به شما پيشنهاد نميشود، اينجا ديگر شما مقصر نيستيد، بلكه قسمت شما اينگونه است.
ظرفيت هنرمند
بزرگترين و قدرتمندترين ويترين براي ديده شدن، تلويزيون است، من هميشه ميگويم؛ خدايا هر چيزي كه ميخواهي بدهي، ظرفيت آن را هم بده، يعني اگر من ظرفيت مطرح شدن را نداشته باشم، بهتر است كه اصلا مطرح نشوم. اگر 7 سال پيش كه شروع كردم، بازيگر ميشدم، شايد پيشرفت نميكردم، خدا را شكر كه اين اتفاق به وقتش افتاد.
تلويزيون
حضور در تلويزيون معيارهاي خاص خودش را دارد، اگر يك بازيگر در يك سريال بدرخشد، سينما ميآيد دنبالش، اما اين دليل نميشود كه اگر يك بازيگر در سينما بدرخشد، تلويزيون بيايد دنبال او... اگر بازيگر با معيارهاي تلويزيون مطابقت نداشته باشد، به او بازي نميرسد، حتي به عنوان مهمان!
تهيهكنندگان حرفهاي
آقايان؛ مهران مهام و ايرج محمدي تهيهكنندگان حرفهاي هستند، اكثر كارهاي اين دوستان پربيننده است... شما سريالهاي نرگس و ترانه مادري را هيچ وقت فراموش نمي‌‌كنيد و سريالهاي ديگر، براي مثال وقتي به پسرخالهام ميگويم: دفتر آقاي مهام هستم... ميگويد: دفتر مهام... كارت درسته پسر... مردم ما باهوش هستند، كارگردانان و تهيهكنندگان را ميشناسند و طبقهبندي ميكنند.
بازگشت به گذشته
اگر بخواهم از اول پا به دنياي بازيگري بگذارم و دوباره شروع كنم، ميروم دوباره نقش همون اسبي را بازي ميكنم كه آنقدر ديده نميشد، در ميان تماشاچيان به دنبال آدم معروفهايي بود كه براي ديدن آن تئاتر ميآمدند، قسمت من همين بوده.
در كنار سياوش
من با سياوش دو تا كار كردم كه براي هر دوي ما جالب بود و خاطرات خوبي رقم خورد، دلمان ميخواست در اين سريال بيشتر با هم بازي داشتيم و از اين جور دوستان هم نيستيم كه پشتسر هم حرف بزنيم، هر دو با انگيزه كارمان را از تلخون شروع كرديم، اميدوارم باز هم با يكديگر همبازي شويم.
سرخط با استخري
فوتبال: اجازه بده نگم كه كدام تيم را دوست دارم، آبي يا قرمز... (با خنده) براي مدتي در يكي از تيمهاي پتروشيمي در رده اميد در پيستون راست بازي ميكردم، كه پدرم نگذاشت ادامه بدهم.
اگر صبح پشت چراغ قرمز گير كني رد ميكني! آره، تو رد نميكني! اما من ميگويم: چراغ قرمز را اگر بااحتياط رد كني خيلي بهتر است تا اينكه چراغ سبز را بياحتياط بروي!
براي من «نه گفتن»، سخت است.
خجالتي: آدم خجالتي هستم.
ركگويي: يك كمي بايد قاطي كنم! تا رك صحبت كنم!
يك كلاغ، چهل كلاغ: به هر حال جزوي از فرهنگ ماست كه بعضي وقتها هم جذاب است. به هر حال هميشه شنونده بايد عاقل باشد.(باخنده)
كتاب خواندن: الان خيلي كم شده و به همين خاطر از خودم ناراحتم... (كمي فكر ميكند و ميگويد).
شما كتاب روانشناسي هم ميخواني، اين روزها مثل اينكه ماشاا...همه ميخونند.
زمان عصبانيت: اگر خيلي عصباني شوم، خود به خود صدايم بالا ميرود!
شغل دوم: فعلا ندارم.
رفاقت: آدم رفيقبازي هستم.
مدارس: اول و دوم دبستان، 15 خرداد در بلوار كشاورز بودم. سوم دبستان آمديم شهرك غرب و در سروش آزادي درس خواندم. راهنمايي هم در آزادي و دبيرستان هم در فجر دانش درس خواندم...
آرامش در زندگي: در كنار دوستان خوبم هميشه آرام هستم.
مد: زياد اهميت نميدهم، يك بار يادم ميآيد، سالها قبل يك كفش كه مد شده بود، خريدم و فقط يك بار آن را پوشيدم، به ما نيومده.
پلياستيشن: آنهايي كه با من رفت و آمد دارند، ميدانند عاشق يك بازي هستم. در فوتبال ادعايم نميشود، اما در بازي تيكن (مبارزه دو نفره) خوبم. چند وقت پيش با «مهدي ماهاني» بازي كردم كه يك اتفاقاتي در وقت اضافه دوم افتاد كه... (ميخندد)، بهتر است از خودش بپرسيد.
شغلي كه در بچگي دوست داشتي؟ دوست داشتم مثل پدرم شيمي بخوانم، اما نشد و صنايع قبول شدم.
سختگيريهاي پدر: پدر من روي درس خواندن خيلي سختگير بود. وقتي به خانهمان زنگ زدند كه چرا من ديگر سر تمرين فوتبال حاضر نميشوم، پدرم گفت: شاهرخ بايد درس بخواند و فرصتي براي فوتبال ندارد حتي اجازه نداد من صحبت كنم، البته پشيمان نيستم.
از ميان حرفها

سالها پيش، داستان و فيلمنامه كوتاه مينوشتم.
در بچگي با اينكه روياي بازيگري داشتم، اما فكر نميكردم كه روزي روم بشه جلوي دوربين بروم.
بازي «حميد فرخنژاد» در «عروس آتش» را از ياد نميبرم.
دوست دارم سينماي تجاري هم منتقدپسند باشد، شوكران، سگكشي، دايره زنگي، درباره الي از اين دست فيلمها بودند.
من روزي صد بار خدا را شكر ميكنم كه توانستم كار كنم خودم هم فكر نميكردم، با توجه به دو سال سابقهام در دفتر آقاي اميني، او مرا براي بازي در فيلم تلويزيوني «تلخون» دعوت كند، واقعا شكر.
هر آدمي جايگاه خاص خودش را دارد، اين حرفها كه فلاني زير آب فلاني را زد تا آن نقش را بگيرد، را قبول ندارم.
وقتي كه از او ميپرسيم بازي ميكني كه ديده بشي پاسخ داد: اينكه بگويم براي دلم بازي ميكنم، كليشهاي و تكراري است، هر هنرمندي كه براي مثال نقاشي ميكند، ساز ميزند و... دوست دارد روزي هنرش ديده شود، من هم از اين حيث مستثنا نيستم.
دلم ميخواهد تا آخرين روز عمرم كار كنم و هر كس هم ما را ديد، بگويد؛ شاهرخ آدم خوبيه و اين حتي مهمتر از اين است كه بگويند بازيگر خوبي است.
نميخواهم بعد از «دلنوازان» عجله كنم و به پيشنهادها، چشم و گوش بسته جواب دهم، دلم ميخواهد پس از مشاوره، انتخاب درستي داشته باشم.
زياد به ماديات فكر نميكنم، چون احساسم اين است كه دستمزد بايد پلهاي بالا برود، من هفت سال پيش در 30 روز تمرين و 30 روز نمايش، 170 هزار تومان حقوق گرفتم و پلهپله بالا آمدم تا رسيدم به دلنوازان... انتظارات من آنچناني نيست... اما از كار قبليام بيشتر است.
برای دیدن عکسا به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 14:20 ] [ مبينا ]

بیوگرافی محمد رضا گلزار

محمد رضا گلزار متولد ((۱/۱/۵۶ )) و اهل تهران می باشد

ساكن محله اندیشه تهران((سهروردی)) می باشد

فرزند سوم خانواده است ، یک خواهر به نام آتوسا و دو برادر به نام های علیرضا و بردیا دارد

فارغ التحصیل رشته مهندسی مكانیك و مجرد می باشد.و به زبان انگلیسی تسلط کامل دارد.پدرش نیز مهندس مکانیک است

در زمینه های موسیقیُ سینما و تبلیغات فعالیت دارد

در نواختن گیتار،ارگ و پركاشن مهارت دارد ومدتها تدریس گیتار می کرد

به ورزش های والیبال،اسكی وشنا علاقه دارد

در حال حاضر كاپیتان تیم والیبال هنرمندان است

از غذا ها قرمه سبزی و ماکارونی را دوست دارد.خودرو او یک BMW مشكی است

رنگ های مورد علاقه او قهوه ای، سفید، كرم و مشكی است

 اولین بار توسط ایرج قادری برای بازی در فیلم سینمایی سام ونرگس دعوت شد

از سوابق سینمایی می توان سام و نرگس، زمانه، شام آخر،بالای شهر پایین

شهر،چشمان سیاه،بوتیك، زهر عسل، كما،سیزده گربه روی شیروانی،آتش

بس،شام عروسی، و تله كه در نوبت اكران است را می توان نام برد. 

محمد رضا گلزار به عنوان مشاورهنری سازمان بهزیستی استان تهران برگزیده شد

وباز هم مطبوعات...

این دوبازیگر ، از دیرباز همیشه با شایعات دست و پنجه نرم می‌‌كردند،‌ مطبوعات به

راحتی درباره كسی، چنان مطالبی می‌‌نویسند که اصلا به شخصیت فرد موردنظر

نزدیك نیست،محمد رضا گلزار در این باره گفت : دیگر برایم این شایعات بی‌‌اساس

عادی شده است، واصلا برایم اهمیتی ندارد ، او در ادامه گفت این نشریات تنها به

خاطرفروش بالاتر دست به چنین كارهایی دست می‌‌زنند و تیتر انتخاب می‌‌كنند، و جالب‌تر

این كه مردم هم متوجه شایعات و اخبار كذب این نشریات شده‌اند و برای آنها هم این

شایعات عادی شده است.

شاید در تاریخ سینمای ایران پس از انقلاب هیچ بازیگری مانند «محمدرضا گلزار»

خوراك و سوژه مطبوعات نشد... او بارها توسط این نشریات ازدواج كرد و جدا شد،

درحالی كه او زندگی آرامی را در كنار خانواده‌اش سپری می‌‌كند... این روزها در بیشتر مطبوعات ایران، از ازدواج قریب‌الوقوع او با «مهناز افشار» مطالبی

به چاپ می‌‌رسد كه باعث تعجب همگان شده است... رضا گلزار داماد می‌‌شود،

مهناز افشار عروس می‌‌شود، فیلم سینمایی «آتش‌بس»، به واقعیت نزدیك شد...

رضا و مهناز در زمان تصویربرداری عاشق یكدیگر شده‌اند و...

اما... یكی از نزدیكان رضا گلزار كه همیشه با اوست، این خبر راتکذیب کردو گفت:

چنین چیزی واقعیت ندارد، جالب است، این خبر را از شما می‌‌شنوم،وی درادامه

می‌‌گوید: تا چندی پیش، دوستان و اقوام گاهی اوقات با من و یا رضا تماس

می‌‌گرفتند و این اخبار را به ما می‌‌دادند، اما حالا آنها هم تماس نمی‌‌گیرند،چون

می‌‌دانند این اخبار كذب محض است، دیگر آنان هم مثل ما عادت كرده‌اند.

اگر چنین چیزی هم صحت داشت،‌ هیچوقت، هیچ یك از دو طرف كاری نمی‌‌كردند كه

این موضوع شخصی به مطبوعات كشیده شود... ازدواج گلزار و افشار از كجا خبرش

آمده، من هم نمی‌‌دانم او در ادامه گفت: عملكرد این نشریات باعث می‌‌شود كه

بازیگران حس خوبی نسبت به مطبوعات نداشته باشند و به همین خاطر با نشریات

مصاحبه نكنند، مگر نشریاتی كه معتبر بوده و اخبار آنان دقیق باشد.

اکران تله: 

پیش از این قرار بود " تله " در عید فطر اکران شود که متاسفانه بدلیل طولانی شدن

برخی از مراحل فنی و همچنین تاخیری که در صدور پروانه نمایش برای فیلم بوجود

آمد باعث شد " تله " به جدول اکران عید فطر نرسد و نمایش فیلم به زمانی دیگر

موکول شود. بدین ترتیب متاسفانه" تله "  در عید سعید فطر به نمایش در نمی آید.

 

[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 14:11 ] [ مبينا ]

زندگی نامه بهرام رادان

تاریخ تولد:  8 اردیبهشت 1358

او را به جرات می توان یک استعداد تمام عیارو یک حادثه کم سابقه سینمای ایران دانست. اگر چه حضور اولش تنها به یک چهره و چشم آبی و زیبا محدود می شد ، اما رادان ثابت کرد که می تواند در حد و اندازه های یک ستاره بدرخشد . انتخابهای بعدی رادان در عمده موارد ، آگاهانه او را به مسیری درست هدایت کرد که امروز می تواند با افتخار آن تندیس زرشک زرین را برای شور عشق نادیده بگیرید. بهرام متولد 1358 و کارشناس مدیریت بازرگانی است ، او در سال 78 در آموزشگاه هیوا فیلم بازیگری را آموخت و همان سال برای بازی در شور عشق ساخته نادر مقدس انتخاب شد . داستان عاشقانه فیلم و چهره جذاب دو جوان اول کار یعنی رادان و ومهناز افشار فروش فیلم به زیبایی شکوفا شد و او امروز خود را به نمایش بگذارد. استعدادهای درونی رادان در هر فیلم در هر فیلم به زیبایی شکوفا شد و امروز ستاره ای است که مورد توجه هر کارگردانی قرار گرفته و تقریبا هر نقشی را در کارنامه اش بازی کرده. حضور بعدی او درآبی به کارگردانی حمید لبخنده باز می گردد که سال 79 ساخته شد و او در کنار سوپر استاری چون هدیه تهرانی به زور آزمایی می پرداخت. ساقی را در کنار یکتا ناصر بازی کرد که همان سال ساخته شد . اما  چندان کار قابل توجهی نبود . سال 80 آواز قو از او به اکران در آمد که نقش مقابلش بر عهده ساره آرین بود. این فیلم ساخته سعید اسدی با فروش بسیار بالایی روبرو می شود و بازی رادان مورد توجه هئات داوران قرار می گیرد و او را کاندیدا دریافت جایزه نقش اول می کنند . از اینجا به بعد رادان می شود ستاره اول سینمای ایران که بالا طرفداران بیشماری مواجه بود. همان سال در تجربه فیلم کوتاه ابراهیم شیبانی با نام طلوع تاریک بازی می کند و اینگونه سال 80 را با موفقیت به پایان می رساند. محبوبیت رادان کارگردانان را متوجه او می سازد و همه به سویش هجوم می آورند.

سال 81 ،داریوش فرهنگ از او در رز زرد استفاده می کند که یک درام ترسناک نوجوان پسند بود. فیلم برداشتی ضعیف از اثر هالیوودی می دانم تابستان گذشته چه کردی ؟ که با استقبال مناسبی روبرو می شود. سپس در عطش ساخته محمد حسین فرح بخش بازی کرد که اثر چندان حرفه ای به شمار نمی رفت.بهروز افخمی در برگردان سینمایی یک اثر دشوار ادبی او را مورد ارزیابی قرار داده و این گونه فیلم عجیب گاو خونی ساخته می شود که رویکرد رادان به سینمای متفاوت و به دور از جنجال و جنبه های تجاری محسوب می شد.بازی در این نقش متفاوت به شدت مورد تحسین واقع می شود و رادان ثابت می کند که می تواند به عنوان بازیگر آثار هنری هم محسوب شود. سال 82 در سه کار درخشان به تم های بسیار متفاوت به عنوان بازی می کند که نشان از دقت انتخاب کارکترهای متفاوت داشت. ابتدا در ساخته درخشان بنی اعتماد با نام ننه گیلانه بازی می کند که از جمله بازی های اثر گذار و زیبای او به شمار می رود . او در این فیلم به نقش پسر فاطمه معتمد آریا که در بازگشت از جنگ دچار معلولیت جسمی شده و نامزدش تن به ازدواج ناخواسته داده است.رادان با نقش آفرینی خود در این قالب دشوار همه را انگشت به دهان می کند اما هیات داوران جشنواره بیست و سوم حضور او را نادیده می گیرند. سپس در اثر پر فروش شمعی در باد در کنار شهاب حسینی و حسام نواب صفوی به بازگویی مشکلات روز جوانان و مساله اعتیاد به قرص های توهم زا می پردازند . این دومین کار رادان با یک کارگردان خانم (پوران درخشنده )بود. سپس به تیم سربازهای جمعه مسعود کمیایی می پیوندد و در واقع به جای گلزار که از بازی در فیلم کنار کشید می آید، او در رستگاری در هشت و بیست دقیقه به کارگردانی الوند در سال 83 نقشی به شدت متفاوت را تجربه می کند و باز در کنار شهاب حسینی قرار می گیرد . ازدواج صورتی در نوروز 84 اکران می شود ،اما رویکردی منجر به شکست برای رادان در عرصه کمدی محسوب می شود. او بازی در ساخته آخر کمیایی با عنوان حکم را به پایان رسانده. مشغول بازی در تقاطع می باشد. بهرام رادان به خاطر بازی در شمعی در باد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول را تصاحب کرد.

در مورد  او:

 ا برادر به نام شهرام و یک خواهر به نام الهام و یک خواهر ناتنی به نام ژیلا دارد .

و حیوان خانگی او یک سگ است .

 

[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 13:55 ] [ مبينا ]

بيوگرافي آناهيتا همتي:

نام اصلي: آناهيتا
نام خانوادگي اصلي: همتي
سمت (در بخش هاي): بازيگران،
تاريخ تولد: 1352
محل تولد: تهران
مليت: ايران
مدرك تحصيلي: ديپلم


بيوگرافي:

در سال 1372 با نمايش تنبورنوازان (هادي مرزبان) بازي در تئاتر را آغاز كرد و در سال 1374 با بازي در مجموعه تلويزيوني دبيرستان خضراء (اكبر خواجويي) شناخته شد. او تا به امروز در مجموعه هاي بسياري بازي كرده است.
آناهيتا همتي بازي در سينما را در سال 1375 و با فيلم به نمايش درنيامده افسانه پوپك طلايي (خسرو شجاعي) آغاز كرد و اولين فيلمي كه از او بر پرده سينماها به نمايش درآمد در سال 1378 و با نام عشق كافي نيست (مهدي صباغزاده) بود.
آناهيتا همتي هيچگاه ندرخشيد. هيچگاه آنطور كه بايد ديده نشد، اما حضور فعالش در تلويزيون و بازيهاي روان و راحت او باعث شده تا همچنان پركارترين بازيگر تلويزيوني باشد.
شايد بهترين و ماندگارترين حضورش در تلويويون مربوط به بازي مجموعه تلويزيوني كلانتر (محسن شامحمدي) و بخصوص خانه به دوش (رضا عطاران) باشد.
آناهيتا همتي‌ بازيگري‌ است‌ كه‌ اين‌ روزهاچهره‌اش‌ براي‌ خيلي‌ از بينندگان‌ تلويزيوني‌آشناست‌، بازيگري‌ كه‌ در دو، سه‌ سال‌ اخير، جزوپركارترين‌ بازيگر زن‌ در تلويزيون‌ بود. فردي‌ كه‌هيچ‌گاه‌ دچار غرور نشده‌ و هميشه‌ از اين‌ خصلت‌بد كه‌ ممكن‌ است‌ هر بازيگري‌ دچارش‌ شود و اورا از عرش‌ به‌ فرش‌ برساند، دوري‌ مي‌كند.
 آناهيتا داراي‌ روحيه‌اي‌ بانشاط است‌ وهيچ‌گاه‌ خنديدن‌ را فراموش‌ نمي‌كند، همان‌طوركه‌ در سريال‌هايش‌ او را هميشه‌ اين‌طور مي‌بينيداو معتقد است‌ تا انسان‌ مي‌تواند بخندد و شادباشد، چرا افسردگي‌ و چرا بداخلاقي‌...     همتي‌ در اول‌ مرداد ماه‌ 1352 در تهران‌ به‌دنيا آمد، پس‌ از اين‌كه‌ ديپلمش‌ را در رشته‌ علوم‌تجربي‌ گرفت‌، وارد عرصه‌ بازيگري‌ شد و در سال‌69 وارد كلاس‌هاي‌ تئاتر گرديد، اولين‌ كار جدي‌او نمايش‌ تنبورنواز بود، پدر او مهندس‌ و مادرش‌كارمند است‌ و خانواده‌اي‌ كم‌ جمعيت‌ را تشكيل‌مي‌دهند، ديگر فرزند خانواده‌ برادرش‌ «آرين‌»است‌ كه‌ 13 سال‌ از او كوچك‌تر مي‌باشد.

فيلمهاي سينمايي:
افسانه پوپك طلايي (خسرو شجاعي، 1375)
عشق كافي نيست (مهدي صباغزاده، 1377)
دختري به نام تندر (حميدرضا آشتياني پور، 1379)
قلبهاي نا‌آرام (مجيد مظفري، 1380)

بخشي از مجموعه هاي تلويزيوني:
دبيرستان خضراء (اكبر خواجويي، 1374)
بهشت گمشده (كامران قدكچيان، 1375)
كهنه سوار (اكبر خواجويي، 1376)
چراغ جادو (يك قسمت، همايون اسعديان، 1379)
برگبار (اكبر خواجويي، 1379)
روزهاي مهتابي (سپهر محمدي، 1379)
خانه آرزوها (سيامك سهيلي زاده، 1380)
نسيم رويا (1381)
كلانتر (محسن شاه محمدي، 1381)
طلسم شدگان (داريوش فرهنگ، 1382)
خانه به دوش (رضا عطاران، 1383)
 
[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 13:48 ] [ مبينا ]

بیوگرافی شقایق دهقان از زبان خودش

من در روز چهارم اسفند ماه سال 1357 درست سه ماه قبل از اينكه براي اولين بار سوار هوا پيما بشم, در يكي از شهر هاي كوچك دانشجوي آلمان به اسم لان گسين به دنيا آمدم و بعد از سه ماه در لوايل سال 1358 كه مصادف شد با اتمام تحصيلات پدرم, وقوع انقلاب, آغاز دلتنگي هاي مادرم و هفت ساله شده خواهر بزرگم ما به كشور بازگشتيم و به دليل كار پدرم به مدت 6 سال در شمال كشور ساكن شديم و من , خواهر بزرگترم و خواهر و برادر كوچكترم كه در همان شهر هاي شمال كشور به دنيا آمدند و به خوانواده ما پيوستند دوران كودكيمان را تا قبل از مدرسه رفتن من در فضايي خوش و آرام گذرانديم و بعد از 6 سال, خانواده 6 نفري ما به تهران آمد و در تهران ساكن شد و من به مدرسه رفتم .

سالهاي بين اول ابتدايي تا گرفتن ديپلم ساده ترين, سطحي ترين و بي دغدغه ترين سالهاي زندگي من بود . بدون هيچ اوج و فرودي. مثل يك شاگرد خوب, مودب و سر به زير و هيجان انگيز ترين قسمت سالهاي تحصيلي من شركت در برنامه هاي ورزشي و فرهنگي بين مدارس بود!

تا اينكه در تابستان سال 1374 زماني كه هفده سالم بود براي گذراندن اوقات فراغت در يكي از كلاسهاي عروسك گرداني فرهنگسراي امير كبير ثبت نام كردم و با فضاي تازه اي آشنا شدم كه خيلي لذت بخش تر از فضاي يكنواخت , تكراري و بي هيجاني بود كه تا آن زمان داشتم .فضايي كه آدم را وادار به فكر كردن و ايجاد خلاقيت مي كرد و دو سال بعد, همزمان با امتحانات نهايي سال چهارم دبيرستان از طرف معلمي كه در آن كلاس با هم آشنا شده بوديم به يك گروه تئاتر عروسكي كه براي جشنواره عروسكي آماده مي شدند معرفي شدم و آغاز به كار كردم .

صحنه, اجرا و تماشاچي بي نظير بود . كار كردن با عروسكهاي نمايشي رو دوست داشتم . بنابراين به ديپلم رياضي كه گرفته بودم هيچ اهميتي ندادم و تصميم گرفتم با تمام تلاشم به اين رشته ادامه بدم . اما آن اجرا . اولين و آخرين تجربه تئاتر عروسكي من شد .

از طريق يكي از همان همكارهاي گروه تئاتر عروسكي به خانم گلچهره سجاديه كه مشغول تشكيل يك گروه تئاتر بود و اجراي نمايش بود معرفي شدم و همكاريم با آن گروه شروع كردم .

فضايي جدي تر , سنگين تر , پيچيده تر و عجيب , خيلي عجيب . سه ماه تمرين و دوماه اجرا .

پنچ ماه كار كردن با يك گروه حرفه اي تئاتر با عث شد تا پيش خودم قسم بخورم كه تا آخر عمرم به كار تئاتر ادامه مي دهم و همزمان و بازهم طريق يكي از همكاران همان تئاتر عروسكي به يكي از تهيه كننده هاي گروه كودك تلويزيون معرفي شدم و كار نوشتن من آن برنامه را هم شروع كردم و پيش خودم فكر كردم خب مي توانم هر دو كار را با هم انجام بدهم . بازي در تئاتر و نوشتن براي تلويزيون . اما بازي در سريالهاي تلويزيوني , هرگز !

طولي نكشيد كه يكي از همان كارگردانهاي گروه كودك تلويزيون , اجراي من را در آن نمايش ديد و به من پيشنهاد بازي در سريالش را داد و من بعد از دو هفته ترديد پذيرفتم !

كارم را در تلويزيون با فعاليت در گروه كودك آغاز كردم و شدم عضو جدايي نا پذير خانواده تلويزيوني ها . در اين بين در دو كار سينمايي هم بازي كردم زير نور ماه و نقش كوتاهي در فيلم سيندرلا و بعد بلافاصله به آغوش تلويزيون بازگشتم .

زندگي در كنار خانواده اي كه بسيار زياد دوستشان داشتم و شغلي كه با اشتياق و علاقه دنبال مي كردم به بهترين نحو مي گذشت .

تا اينكه در پائيز سال 1381 اتفاق عجيبي افتاد . بستن يك قرار داد جديد و بازي در سريال طنز هر شبي به اسم "پاورچين" و آشنا شدن با .....

از قبل مي شناختمش, دو سه سالي بود . اولين آشنائيمان در يك برنامه تركيبي بود به اسم گلخونه براي شبكه جام جم . سه سال قبل از پاورچين و بعد از آن چند كار نصفه و نيمه كه هيچكدام به مرحله توليد و پخش نرسيد .

اما اين بار فرق مي كرد .

مهراب قاسم خاني . همكار خوب و خوش اخلاق و صميمي من . ديگر فقط يك همكار نبود . خيلي عجيب بود يه حس عجيب ... يه حسي مثل تفاهم و همفكري و اشتراك .

الان هم كه چند ماه از زندگي مشترك من با آن همكار خوب و خوش اخلاق و صميمي مي گذرد . بار ها شده كه خاطراتمان را با هم مرور كرديم و هر دوي ما حداقل از طرف خودم مي گويم . خدا را شكر مي كنم كه همه خوشبختيهاي دنيا را يك جا به من هديه كرده است.
[ یکشنبه 1390/06/27 ] [ 13:45 ] [ مبينا ]

بیوگرافی محمد رضا فروتن

 

نام اصلي: محمدرضا

نام خانوادگي اصلي: فروتن

سمت (در بخش هاي): بازیگران،

......................................

تاريخ تولد: 1347:

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................


مدرك تحصيلي: لیسانس روانشناسی بالینی



بيوگرافي


- بازیگری را از سال 1373 آغاز کرد و پس از بازی در سریال "سرنخ" (قسمت تماشاخانه) یک دوره بازیگری و کارگردانی تئاتر و یک دوره فیلمنامه نویسی گذراند.
- او با بازی در فیلم "مرسدس" شناخته شد و با بازی در فیلمهای "قرمز"، "دوزن"، "متولد ماه مهر"، "زیر پوست شهر" و بخصوص " شب یلدا" Â توانایی هایش را به رخ همگان کشید.
- او برای بازی در فیلم "قرمز" در هفدهمین جشنواره فیلم فجر و در فیلم "شب یلدا" از پنجمین جشن خانه سینما جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را به دست آورد.
- پس از بازی ماندگارش در فیلم "شب یلدا" نزدیک به چهار سال است که با وجود اکران فیلمهایش (آخرین آن "سربازهای جمعه" ) کمتر خبری مربوط به بازی او می شنویم!
- او دو فیلم به نمایش در نیامده نیز در کارنامه دارد: "رقص با رویا" و "بر باد رفته".
- پس از بازی در چهار فیلم متوالی از مسعود کیمیایی (مرسدس، فریاد، اعتراض و سربازهای جمعه) در بیست و پنجمین فیلم مسعود کیمیایی جایی نداشت. او در کنار بهروز وثوقی، فرامرز قریبیان، فرامرز صدیقی، فریبرز عرب نیا، داریوش ارجمند، محمدعلی فردین، سعید راد، احمد نجفی، عزت الله انتظامی و بهرام رادان در نقش قهرمان همیشگی آثار کیمیایی در چهار فیلم ایفای نقش کرد.

[ شنبه 1390/06/26 ] [ 18:8 ] [ مبينا ]

 بیوگرافی کتایون ریاحی

نام اصلي: کتایون

نام خانوادگي اصلي: ریاحی

سمت (در بخش هاي): بازیگران،

......................................

تاريخ تولد: 1340

تاريخ وفات:

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................

مدرك تحصيلي: لیسانس ادبیات و مردم شناسی



بيوگرافي

شروع فعالیت سینمایی با فیلم پاییزان (رسول صدرعاملی) در سال 1366.
با نویسندگی برای کودکان شروع کرد و با فیلم خبرچین (مازیار پرتو، نصرالله زمردیان) به سینما آمد. اما فیلم در نیمه راه متوقف شد و او برای بازی در فیلم پاییزان (رسول صدرعاملی) انتخاب شد.
در آن زمان در سینما چندان موفق نبود اما با بازی در مجموعه پدرسالار (اکبر خواجویی) توانست خود را مطرح کند و حضور او در مجموعه های روزهای زندگی (سیروس مقدم) و خصوصا سریال پس از باران از او چهره محبوبی ساخت.
ریاحی موفق شد در مجموعه های پس از باران و شب دهم (حسن فتحی) بازی بسیار زیبایی ارائه دهد.
او پس از پنج سال دوری از سینما با بازی در شام آخر(فریدون جیرانی) مهمترین و زیباترین بازی دوران زندگی خود را به معرض نمایش گذاشت و برای بازی در همین فیلم کاندیدای جایزه بهترین بازی نقش اول زن از بیستمین جشنواره فیلم فجر شد.
این زن حرف نمی زند (احمد امینی) دیگر فیلمی بود که توانایی های کتایون ریاحی را به رخ همگان می کشید. ریاحی برای بازی در این فیلم هم کاندید جایزه از هفتمین جشن خانه سینما شد.
برنده جایزه بهترین بازیگر زن از بیست و ششمین جشنواره فیلم قاهره برای بازی در فیلم شام آخر در سال ١٣٨١

[ شنبه 1390/06/26 ] [ 18:6 ] [ مبينا ]
بیوگرافی نیکی کریمی

 

نام اصلي: نیکی

نام خانوادگي اصلي: کریمی

سمت (در بخش هاي): بازیگران،کارگردانی،

......................................

تاريخ تولد: 1350

محل تولد: تهران

مليت: ایران

......................................


سايت شخصي:
www.nikikarimi.ws

پست الكترونيك:
info@nikikarimi.ws

......................................


مدرك تحصيلي: دیپلم


بيوگرافي


سازنده فیلم کوتاه مستند داشتن و نداشتن در سال 1380.
شروع فعالیت در زمینه کارگردانی با فیلم یک شب در سال 1383.
مترجم کتاب زندگی‌نامه مارلون براندو.
شروع فعالیت سینمایی با فیلم وسوسه (جمشید حیدری) به عنوان بازیگر در سال 1368.
- فعالیت هنری را با بازی در تئاترهای مدرسه ای آغاز کرد و پس از پایان تحصیلات با فیلم وسوسه جلوی دوربین رفت.
- اما نخستین حضور جدی اش بازی در فیلم عروس بود.
- در چهل و یکمین جشنواره سن سباستین (اسپانیا، 1992) برای بازی در فیلم سارا جایزه بهترین بازیگر زن را بطور مشترک دریافت کرد و در همین سال برای همین فیلم (باز هم بطور مشترک) از جشنواره سه قاره نانت فرانسه جایزه گرفت.
- در دوره های مختلف جشنواره فجر برای بازی در فیلمهای عروس، سارا، پری، روانی و دوزن کاندید بوده است.
- او به خاطر بازی در فیلم دوزن جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنواره تائورمینا (ایتالیا، 1999) دریافت کرد.
- او فیلم کوتاه داشتن و نداشتن را هم کارگردانی کرده است.
- او برای بازی در فیلم نیمه پنهان از بیست و پنجمین جشنواره فیلم قاهره جایزه بهترین بازیگر را دریافت کرد.
- پس از ده سال نامزدی برای دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر از دوره های مختلف جشنواره فیلم فجر، سرانجام در بیست و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر برای بازی در فیلمهای واکنش پنجم و دیوانه‌ای از قفس پرید این جایزه را دریافت کرد
.

[ شنبه 1390/06/26 ] [ 18:0 ] [ مبينا ]

بیوگرافی نورا جونز

جیتلی نورا جونز شنکر یا نورا جونز (به انگلیسی: Geethali Norah Jones Shankar) خواننده، ترانه‌سرا ،پیانیست و بازیگر آمریکایی  است.وی فرزند راوی شانکار (به انگلیسی: Ravi Shankar) نوازنده شهیر سیتار هندی است نورا جونز تا کنون موفق به دریافت ۱۱ جایزهٔ گرمی شده است.

زندگی

نورا در ۳۰ مارس ۱۹۷۹ در شهر نیویورک بدنیا آمد. هنگامی که نورا ۴ سال داشت، او و مادرش سو به شهر Grapevine در حومهٔ شهر دالاس در ایالت تگزاس نقل مکان کردند. او در ۵ سالگی به گروه کُر کلیسا ملحق شد و در ۷ سالگی فراگیری پیانو را آغاز کرد و در دورهٔ راهنمایی نوازندگی آلتو ساکسیفون را فراگرفت.

هنگامی که نورا ۱۵ ساله بود، به همراه مادرش به شهر مرکزی دالاس نقل‌مکان کردند که در آنجا نورا در دبیرستان هنرهای تجسمی و نمایشی Booker T. Washington ثبت‌نام کرد.

نورا جونز در سال ۱۹۹۶ در دبیرستان جایزهٔ موسیقی دانش‌آموزان Down Beat را به عنوان بهترین وکالیست جاز و بهترین موسیقی ساخته شده را بدست آورد. او در سال ۱۹۹۷ دومین جایزهٔ موسیقی دانش‌آموزی را به عنوان بهترین وکالیست جاز کسب کرد.

پس از دبیرستان، نورا جونز وارد دانشگاه تگزاس شمالی شد و در رشتهٔ پیانو جاز فارغ‌التحصیل شد.

در تابستان ۱۹۹۹ نورا جونز به منهتن نقل‌مکان کرد. در اکتبر سال ۲۰۰۰، نورا جونز به همراه گروه خودش متشکل از جسی هریس*[۲] (گیتار)، لی الکساندر (بیس) و دان ریزر (درام) چند نمونه را برای کمپانی Blue Note Records ضبط کرد.

پیشینهٔ آثار منتشرشده

در ماه مه سال ۲۰۰۱ نورا جونز ضبط آهنگ‌های آلبوم با من بیارا شروع کرد.

در سال ۲۰۰۳ نورا جونز هشت جایزه از جوایز گرمی را برای آلبوم Don't know why بدست آورد.

در ۹ ام فوریه ۲۰۰۴ نورا جونز آلبوم دوم خود را منتشر کرد. در طی یک هفته پس از انتشار این آلبوم یک میلیون نسخه از آن فروخته شد.

در سال ۲۰۰۵ نیز نورا جونز ۳ جایزهٔ گرمی بدست آورد.

آلبوم‌ها

    * First Sessions (۲۰۰۱)

    * Come Away with Me (۲۰۰۲)

    * Feels Like Home (۲۰۰۴)

    * Not Too Late (۲۰۰۷)

جوایز گرمی

    * ۲۰۰۳ - بهترین آلبوم وکال پاپ - Come away with me

    * ۲۰۰۳ - آلبوم سال - Come away with me

    * ۲۰۰۳ - بهترین آلبوم طراحی شدهٔ غیر کلاسیک - Come away with me

    * ۲۰۰۳ - ضبط سال - Don't know why

    * ۲۰۰۳ - بهترین کارآیی وکال پاپ زن - Don't know why

    * ۲۰۰۳ - آهنگ سال - Don't know why

    * ۲۰۰۳ - بهترین هنرمند جدید

    * ۲۰۰۵ - بهترین همکاری پاپ با وکال - Here We Go Again

    * ۲۰۰۵ - بهترین کارآیی وکال پاپ زن - Sunrise 

 * ۲۰۰۵ - ضبط سال  Here We Go Again

    * جشن (۲۰۰۹)

 

 

 

 

 

 

 

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:37 ] [ مبينا ]

 بیو گرافی مایکل جوزف جکسون

مایکل جوزف جکسون (زاده‌ی ۲۹ اوت ۱۹۵۸، درگذشته‌ی ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹) موسیقیدان، بازرگان آمریکایی و یکی از موفق ترین سرگرمی سازان تمام دوران‌ها به شمار می‌آید.[۱] فرزند هفتم خانواده‌ی جکسن ، فعالیت حرفه‌ای خود را در عرصه‌ی موسیقی از سن ۶ سالگی به عنوان یکی از اعضای گروه جکسون ۵ آغاز نمود و در حالی که هنوز عضوی از گروه بود، در سال ۱۹۷۱ کار خود را به عنوان یک تک‌خوان شروع کرد. او را "سلطان پاپ" می‌نامند، پنج آلبوم از آلبوم‌های استودیویی او جزء پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی جهان هستند: جدا از بقیه[۲]، دلهره آور[۳]، بد[۴]، خطرناک[۵]، تاریخ[۶].[۷]

در دهه هشتاد میلادی، او به عنوان برترین نماد موسیقی پاپ، و اولین سرگرمی ساز آمریکائی آفریقایی‌تبار شناخته شد که موج قدرتمند و ساختار شکن عمیقی را بنیانگذاری نمود، آغاز این موج از شبکه‌ی ام‌تی‌وی بود. محبوبیت موزیک ویدئوهای او مانند «بیلی جین»[۸]، «بزن به چاک»[۹] و «دلهره آور»[۱۰]، باعث تحول ساختار موزیک ویدئو به صورت یک فرم هنری و ابزار تبلیغاتی شد، و شبکه‌ی تازه تاسیس ام‌تی‌وی را به شهرت رساند. جکسن با اجراهای روی صحنه و موزیک ویدیوهایش، حرکات تکنیکی پیچیده‌ی رقص مانند روبات و مون‌واک را به محبوبیت رساند. شیوه‌ی منحصر به فرد او در موسیقی و سبک رقص و آوازش، تعداد بیشماری از هنرمندان هیپ هاپ، پاپ و آر اند بی معاصر را تحت تاثیر قرار داده‌است.

جکسن همچنین یک بشر دوست برجسته بود.او توسط بنیاد و تک آهنگ‌های خیریه‌ی خود، و پشتیبانی از ۳۹ جنبش خیرخواهانه، میلیون‌ها دلار برای اهداف خیریه وقف یا جمع آوری کرد. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهر در حال تغییر و رفتارش ، سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای شد که به چهره‌ی مردمی او صدمه زد. او در سال ۱۹۹۳ متهم به سوء استفاده‌ی جنسی از کودکان شد. اما پلیس تحقیقات جنایی را به دلیل عدم وجود شواهد کافی متوقف نمود و جکسن هرگز دستگیر نشد. پس از آن او دوبار ازدواج کرد، پدر سه فرزند شد و تمام این‌ها جنجال بیشتری ایجاد نمود. از اوایل دهه نود نگرانی‌هایی درباره‌ی وضعیت سلامتی او وجود داشت و از اواخر دهه نود اخبار ضد و نقیضی در باره‌ی وضعیت مالی این خواننده گزارش می‌شد. در سال ۲۰۰۵ جکسن به دلیل اتهامات بیشتری مربوط به سوء استفاده‌ی جنسی و چند اتهام دیگر محاکمه و تبرئه شد.

در ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹ ، جکسن بر اثر ایست قلبی در سن ۵۰ سالگی درگذشت.[۱۱] در این زمان او در حال آماده شدن و تمرین برای یک سری ۵۰ تایی از کنسرت‌ها به نام "این است" که قرار بود در لندن برگزار شود، بود. مرگ او توسط پزشکی قانونی لوس آنجلس ، قتل معرفی شد. درگذشت او باعث غلیان و خروش ناگهانی احساسات جهانی و لبریز سوگ فراوانی در سراسر دنیا شد. مراسم یاد بود جهانی او که در سراسر دنیا تحت پوشش قرار گرفت توسط یک میلیارد انسان از سراسر دنیا نظاره شد.

او جزو تعداد معدودی از هنرمندان است که برای بار دوم به تالار مشاهیر راک اند رول راه یافته‌است. از دستاوردهای دیگر او می‌توان به ثبت رکوردهای بیشمار در فهرست رکوردهای جهانی گینس، از جمله عنوان «موفق ترین سرگرمی ساز تمام دوران‌ها» ، ۱۳ جایزه‌ی گرمی ، ۱۳ تک آهنگ شماره‌ی یک سولو (بیشتر از هر هنرمند مرد دیگری از زمان پایه گذاری جدول صد اثر برتر) و فروش بیش از ۷۵۰ میلیون واحد در سراسر جهان اشاره کرد. در صنعت موسیقی جایزه‌ای نمانده که جکسن به خانه نبرده باشد. همچنین او یک تاجر بسیار زیرک است. بسیاری او را یک نابغه در تجارت توصیف کرده‌اند و هیچ هنرمندی از نظر وسعت توانایی کنترل امور مالی و تجاری با او قابل مقایسه نیست. تقریبا چهار دهه‌است که کنکاش‌های بسیار موشکافانه در زندگی خصوصی جکسن همراه با دوران فعالیت درخشانش، او را جزئی از فرهنگ عامه کرده‌است. او به عنوان یکی از مشهورترین مردان جهان شناخته می‌شود.

اوایل زندگی و جکسون فایو (۱۹۵۸-۱۹۷۵)

مایکل جوزف جکسون در تاریخ ۲۹ آگوست ۱۹۵۸، در شهر گری در ایالت ایندیانا (شهرکی صنعتی در نزدیکی شهر شیکاگو، ایلینویز) در خانواده‌ای از طبقه‌ی کارگر متولد شد.او پسر جوزف والتر جو و کاترین اسکروز استر ، هفتمین فرزند از ده فرزند بود. خواهران و برادران او ربی، جکی، تیتو، جرمین، لاتویا، مارلون، رندی و جنت هستند. جوزف جکسون در استخدام معدن آهن بود ولی اغلب با برادرش لوتر در یک گروه موسیقی آر اند بی به نام فالکونز به اجرا می‌پرداخت. مادر مذهبی جکسون ، فرزندانش را با باورهای شاهدان یهوه (فرقه‌ای مسیحی) تربیت کرد.

جکسون از اوایل دوران خردسالی مورد سوء استفاده‌ی جسمی و روحی پدرش قرار داشت. او کار بی وقفه، شلاق و کلمات رکیک را تحمل می‌کرد. این سوء استفاده‌ها، زندگی او را در بزرگسالی تحت شعاع قرار داد. در نتیجه‌ی یک جر و بحث که بعدها برادرش مارلون به آن اشاره کرد جوزف ، مایکل را از یک پا، سر و ته در هوا نگه داشت و بارها و بارها با مشت به کمر و پشت او کوبید.[۱۲] جوزف اغلب مچ گیری می‌کرد و یا فرزندان پسر را به دیوار فشار می‌داد. یک شب وقتی جکسون خواب بود ، پدرش جوزف از بیرون خود را به پنجره‌ی اتاق خواب او رساند و در حالی که ماسک ترسناکی بر چهره داشت با جیغ و فریاد وارد اتاق شد.[۱۲] جوزف گفت که می‌خواسته به فرزندانش یاد بدهد که هنگام خواب پنجره‌ی اتاق خوابشان را باز نگذارند. اما تا سال‌ها بعد از آن ، کابوسهای دزدیده شدن از اتاق خواب ، جکسون را رها نکرد.

جکسون در مصاحبه‌ای با اپرا وینفری در سال ۱۹۹۳ ، برای اولین بار آشکارا در باره‌ی سوءاستفاده‌های دوران کودکی‌اش سخن گفت. او گفت که در کودکی اغلب از تنهایی می‌گریست و گاهی اوقات با دیدن پدرش بیمار می‌شد یا حالت تهوع به او دست می‌داد. در مصاحبه‌ی بسیار معروف دیگری به نام زندگی با مایکل جکسون در سال ۲۰۰۳، او در حالی که درباره‌ی سوءاستفاده‌های دوران کودکی‌اش صحبت می‌کرد چهره‌ی خود را با دست‌هایش پوشاند و گریست. او با یاد آوری پدرش که با کمربندی در دست روی صندلی می‌نشست و او و برادرانش را تمرین می‌داد، گفت : «اگه کارتو درست انجام نمی‌دادی، اون اشکتو در می‌آورد، واقعاً حالتو می‌گرفت.»[۱۳] [۱۴]

جکسون خیلی زود استعدادش را در موسیقی بروز داد، او در سن پنج سالگی در حضور همکلاسی‌ها و حضار دیگر به مناسبت کریسمس اجرا می‌کرد. در سال ۱۹۶۴ جکسون و مارلون به عنوان نوازندگان پس زمینه، با نواختن کونگا و تمبورین، به گروه برادران جکسون (گروهی که توسط برادرانش جکی، تیتو و جرمین تشکیل شده بود) پیوستند. پس از آن جکسون شروع به خواندن در پس زمینه و رقصیدن کرد؛ در سن هشت سالگی، او و جرمین در جایگاه خواننده‌های اصلی گروه قرار گرفتند و نام گروه را به جکسون ۵ تغییر دادند. [۱۵]

گروه از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ در سطح وسیعی از منطقه‌ی ایالت‌های غرب میانه آمریکا (به انگلیسی: Midwest) به اجرای برنامه پرداخت. گروه مکرراً در کلوب‌های شبانه‌ی سیاهپوستان و کلوپ‌های کوچکی که چیتلین سرکت (به انگلیسی: chitlin' circuit) نامیده می‌شدند به اجرا پرداخت، جایی که برنامه‌ی آن‌ها اغلب مقدمه‌ای برای شروع استریپ تیزها و نمایش‌های مربوط به بزرگسالان بود. در سال ۱۹۶۶، آن‌ها در مسابقه‌ی استعدادهای مهم محلی، به رهبری مایکل با اجرای آهنگ‌های برتر موتاون و آهنگ «تو رو به دست آوردم-حس خوبی دارم» اثر جیمز براون، به مقام اول دست یافتند. [۱۶]

جکسون فایو در سال ۱۹۶۷ چندین آهنگ از جمله «پسر بزرگ»[۱۷] را برای شرکت نشر استیل تاون ضبط کرد و در سال ۱۹۶۸ با موتاون رکوردز قرارداد بست.[۱۵] بعدها مجله‌ی رولینگ استون مایکل جوان را «یک نابغه با استعدادهای احاطه گر در موسیقی» توصیف نمود و اشاره کرد که بعد از اینکه مایکل با برادرانش شروع به خواندن و رقصیدن کرد به سرعت به عنوان ستون اصلی گروه و خواننده‌ی رهبر ظاهر شد. با وجود اینکه مایکل با صدای زیر یک کودک می‌خواند، اما مثل یک رقصنده‌ی بزرگسال حرفه‌ای می‌رقصید و سبک خواندنش انعکاسی از سبک موسیقی آر اند بی و گوسپل و همچنین هنرمندانی چون سم کوک، جیمز براون، ری چارلز و استیوی واندر بود.

گروه با چهار تک‌آهنگ اولش : «می خواهم برگردی»[۱۸]، «عشقی که حفظ می‌کنی»[۱۹]، «اِی بی سی»[۲۰]، «آنجا خواهم بود»[۲۱] ؛ که در جدول ۱۰۰ آهنگ برتر شماره‌ی یک شدند؛ رکوردی برای خود ثبت کرد. در سال‌های اول حضور جکسون فایو در موتاون، روابط عمومی این شرکت ادعا نمود که جکسون ۹ ساله‌است (دو سال کوچکتر از سن واقعی‌اش) تا در نظر مخاطب عام، با مزه‌تر جلوه کند و مردم با او بهتر ارتباط برقرار کنند. جکسون از سال ۱۹۷۲ در کل چهار آلبوم استودیویی سولو (انفرادی) با موتاون منتشر کرد، که «باید آنجا باشم»[۲۲] و «بن»[۲۳] در میان آن‌ها هستند. این کارها به عنوان قسمتی از قرارداد جکسون فایو با موتاون منتشر شدند و تک‌آهنگ‌های موفقی از جمله «باید آنجا باشم» و «بن» و همچنین بازسازی‌هایی از آهنگ‌های «راکین رابین» و «روز بابی» تولید شدند.[۱۵]

فروش گروه از سال ۱۹۷۳ شروع به کاهش کرد. اعضای گروه از شرکت موتاون به دلیل پافشاری در خودداری از دادن حق کنترل خلاقانه یا دخالت در تولید آهنگ‌ها ، ناراضی بودند. با وجوداین، گروه چند آهنگ جزء چهل اثر برتر، شامل «ماشین رقص» (جزء پنج تک‌آهنگ برتر به سبک دیسکو) و «من عشقم» (جزء بیست اثر برتر) را ثبت کرد. جکسون فایو در سال ۱۹۷۵ موتاون را ترک نمود.[۲۴]

جکسون فایو، قرارداد جدیدی با CBS رکوردز در ماه ژوئن ۱۹۷۵ امضا کرد و ابتدا به قسمت فیلادلفیا اینترنشنال رکوردز ، و سپس به اپیک رکوردز پیوست. در نتیجه‌ی یک مشکل قانونی، گروه نام خود را به جکسونز (جکسون‌ها) تغییر داد. بعد از تغییر نام ، گروه به اجراهای بین المللی خود ادامه داد و از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ شش آلبوم دیگر منتشر کرد. از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ مایکل جکسون ، ترانه نویس اصلی گروه بود.او آهنگ‌های موفقی مثل «بدنتو تکون بده (برو پایین)» ، «اینجا هتل» ، «می تونی حسش کنی؟» را نوشت. [۱۶] در ۱۹۷۸، جکسون در نقش مترسک در فیلم موزیکال ویز به ایفای نقش پرداخت. موسیقی این فیلم توسط کوئینسی جونز تنظیم شده بود که در مدت ساخت این فیلم به جکسون پیوست و تهیه کنندگی آلبوم سولوی این خواننده ، جدا از بقیه، را پذیرفت.

در ۱۹۷۹، بینی جکسون در یکی از تمرینات پیچیده‌ی رقص شکست. عمل جراحی بینی که در نتیجه‌ی این حادثه انجام شد موفقیت آمیز نبود و جکسون از مشکلات تنفسی که می‌توانست فعالیت حرفه‌ای او را تحت تاثیر قرار دهد رنج می‌برد. او به دکتر استیو هوفلین معرفی شد که عمل راینوپلاستی (جراحی بینی) دوم و عمل‌های دیگر را در دنباله برای او انجام داد.

کوئینسی جونز و جکسون با همدیگر تهیه کنندگی آلبوم جدا از بقیه را بر عهده گرفتند.[۲۵] جکسون ، راد تمپرتون (از گروه هیت ویو)، استیوی واندر و پل مک‌کارتنی ، نوشتن ترانه‌های این آلبوم را بر عهده داشتند. جدا از بقیه در سال ۱۹۷۹ منتشر شد و اولین آلبومی بود که چهار اثر جزء ده اثر برتر، (شامل دو آهنگ در صدر جدول، به نامهای «تا به اندازه‌ی کافی گیرت نیومده بس نکن» و «رقص با تو») عرضه کرد. [۲۶] آلبوم جدا از بقیه رده‌ی سوم را در جدول ۲۰۰ آلبوم برتر بدست آورد و تا به حال فروشی به اندازه هفت میلیون نسخه در آمریکا و ۲۰ میلیون نسخه در سراسر جهان برای آن ثبت شده‌است.در ۱۹۸۰، جکسون به خاطر تلاش‌های فردی‌اش در عرصه‌ی موسیقی، برنده‌ی سه جایزه در مراسم جوایز موسیقی آمریکا شد: آلبوم سول/آر اند بی برگزیده، هنرمند برگزیده‌ی مرد و تک آهنگ برگزیده برای «تا به اندازه‌ی کافی گیرت نیومده بس نکن». همان سال او برنده‌ی جوایز هنرمند برتر سیاهپوستان و آلبوم برتر سیاهپوستان از مراسم جوایز موسیقی بیلبورد و یک جایزه‌ی گرمی برای بهترین اجرای آوازی آر اند بی هنرمند مرد برای «تا به اندازه‌ی کافی گیرت نیومده بس نکن» شد.

با وجود موفقیت تجاری این آلبوم، جکسون احساس کرد که آلبوم جدا از بقیه می‌بایست تاثیر خیلی بزرگتری بر جای می‌گذاشت.او مصمم شد که با انتشار آلبوم بعدی‌اش، به نقطه‌ای فراتر از انتظارات دیگران دست یابد.[۲۷] در ۱۹۸۰ جکسون بالاترین سهم از فروش آثار را در صنعت موسیقی برای خود محفوظ کرد: ۳۷٪ از کل فروش آلبوم. [۲۸]

دلهره‌آورو موتاون ۲۵ ، ما دنیاییم و فعالیت‌های تجاری (۱۹۸۲-۱۹۸۳)

در ۱۹۸۲، جکسون آهنگ «کسی در تاریکی» را برای کتاب داستان فیلم «ای تی ، دوستی از سیاره‌ی دیگر» تهیه نمود.این قطعه جایزه‌ی گرمی بهترین آلبوم برای کودکان را برد. [۲۹] آن سال جکسون آلبوم دوم خود به نام دلهره آور را توسط کمپانی اپیک منتشر کرد.این آلبوم هشتاد هفته متوالی در میان ده اثر پر فروش جدول ۲۰۰ اثر برتر و ۳۷ هفته از این زمان هم در جایگاه نخست قرار داشت و نخستین آلبومی بود که هفت آهنگ در میان ده تک آهنگ اول جدول ۲۰۰ اثر برتر از جمله «بیلی جین» ، «بزن به چاک» و «می‌خوای چیزی رو شروع کنی»[۳۰] را برای خود ثبت کرد.[۳۱] برای دلهره‌آور ، بیست و هشت میلیون سری فروش توسط انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا در ایالات متحده ثبت شده، که باعث کسب جایگاه الماس دوگانه توسط آلبوم شد.این آلبوم با فروش تخمینی ۱۱۰ میلیون نسخه ، پرفروش‌ترین آلبوم موسیقی در جهان است.[۳۲] [۱۱]

جکسون مناسبات صنعت موسیقی را از لحاظ چهارچوب هنری، تجاری و در آمد زایی متحول نمود. وکیل او، جان برانکا، اشاره کرد که جکسون بالاترین حقوق محفوظ را در میان هنرمندان صنعت موسیقی دارا بود ؛ تقریبا دو دلار برای هر آلبوم فروخته شده. او هچنین درآمدهای رکوردشکنی از فروش سی دی‌ها و همچنین فیلم «ساختن تریلر مایکل جکسون» (مستندی که توسط مایکل جکسن و جان لندیس تهیه شد) بدست می‌آورد. این مستند از نظر مالی توسط ام‌تی‌وی پشتیبانی شد و در عرض چند ماه ۳۵۰٫۰۰۰ کپی فروش کرد. این دوره شاهد ظهور محصولات جدیدی مانند عروسک‌های مایکل جکسون که در ماه مه ۱۹۸۴ به قیمت دوازده دلار به بازار آمدند ، بود.[۳۳]

زندگی نامه نویس جی.رندی تارابورلی توضیح می‌دهد که :

«          آلبوم دلهره‌آور جزئی از فرهنگ آمریکاست؛ از برخی جهات، فروش تریلر مثل یک کالای لوکس (مانند مجله، عروسک، بلیط یک فیلم پر طرفدار) نیست بلکه مانند یک کالای ضروری در هر خانه‌ای پیدا می‌شود.        »

مجله تایم نوشت که :«موج دلهره‌آور بهترین سال‌ها را از زمان اوائل ۱۹۷۸ برای صنعت موسیقی به ارمغان آورد؛ زمانی که صنعت موسیقی درآمد کلی معادل چهار میلیارد دلار داشت.»[۳۳] به‌طور کلی تایم تاثیر آلبوم دلهره‌آور را همانند بازگشت اعتماد به نفس به روح صنعتی که توسط «ویرانه‌های جنبش پانک و سبک فرمالیته‌ی پاپ کامپیوتری» محدود شده بود ، توصیف کرد و تاثیر جکسون را اینگونه بیان کرد :«ستاره‌ی آثار ضبط شده، رادیو و ویدئو‌های راک.گروه نجاتی تک نفره برای صنعت موسیقی.آهنگسازی که بنیان موسیقی را برای یک دهه دگرگون می‌کند. رقصنده‌ای با گرانقدرترین پاها در مسیر. خواننده‌ای که فراتر از هر سلیقه، سبک و همچنین تعصب نژادی پیش می‌رود.»[۳۳] نیویورک تایمز او را یک «پدیده در عرصه‌ی موسیقی» خواند و گفت که : «در دنیای موسیقی پاپ، مایکل جکسون یک طرف و بقیه در طرف دیگر هستند.» [۳۵] طبق گفته‌ی واشنگتن پست، دلهره‌آور راه را برای افراد دیگری همچون پرنس باز کرد.

در ۲۵ مارس ۱۹۸۳، جکسون بطور زنده در برنامه‌ی ویژه‌ی تلویزیونی «موتاون ۲۵: دیروز، امروز، برای همیشه» با برادرانش اجرا نمود و بعد بیلی جین را به تنهایی اجرا کرد.او برای اولین بار امضای هنریش یعنی رقص مون‌واک را به نمایش گذاشت.درپخش زنده تلویزیونی این مراسم، ۴۷ میلیون بیننده شاهد اجرای او بودند، و این اجرای او با اجرا‌های الویس پرسلی و بیتلز، در برنامه‌ی "اد سالیوان" مقایسه شد.[۳۶] نیویورک تایمز گفت:

«          مون واکی که او به شهرت رساند، استعاره‌ای از سبک رقص اوست. او چطور این کار را انجام می‌دهد؟ به‌عنوان یک تکنسین او یک تردست بزرگ است، یک بیان بی کلام خالص. توانایی او در نگهداشتن یک پا بصورت صاف و ثابت؛ در حالی که او می‌لغزد و پای دیگرش کمانه می‌زند و به نظر می‌آید که دارد قدم می‌زند؛ نیازمند یک زمانبندی بی نقص است.              »

پپسی، «ما دنیاییم» و فعالیت‌های تجاری (۱۹۸۴-۱۹۸۵)

در ۲۷ ژانویه ۱۹۸۴، جکسون دچار یک بد اقبالی شد. ضمن ساخت یک فیلم تبلیغاتی برای کمپانی پپسی کولا در سالن نمایش بزرگ شراین در لوس آنجلس، موهای او بر اثر خطا در عملیات آتش بازی آتش گرفت و پوست سرش دچار سوختگی درجه سه شد.[۳۷] این حادثه در برابر چشمان سالن لبریز از جمعیتی که برای بازسازی کنسرت مربوط به تبلیغ آنجا گرد آمده بودند ،اتفاق افتاد.شرکت پپسی خسارت این حادثه را خارج از دادگاه پرداخت کرد و جکسون یک و نیم میلیون دلاری را که به او پرداخت شده بود به «مرکز سوختگی مایکل جکسون» اهدا کرد.[۲۶] اندکی پس از آن، سومین جراحی پلاستیک روی بینی جکسون انجام شد.

جکسون در کاخ سفید با رئیس جمهور رونالد ریگان و همسرش

در ۱۴ مه ‌۱۹۸۴، جکسون به کاخ سفید دعوت شد تا جایزه‌ای را از دستان رئیس جمهور وقت آمریکا رونالد ریگان دریافت کند.جایزه برای قدردانی از حمایت‌های جکسون از حرکت‌های خیریه بر علیه اعتیاد به الکل و مواد مخدر به او داده شد.[۳۸] جکسون در مراسم گرمی ۱۹۸۴، هشت جایزه برد. دلهره‌آور برخلاف آلبوم‌های بعدی او با یک تور رسمی حمایت نشد، اما در ۱۹۸۴ تور پیروزی با همراهی گروه جکسونز، اکثر آثار سولوی جدید جکسون را برای بیش از دو میلیون تماشاچی در آمریکا به نمایش گذاشت. او سهم پنج میلیونی خود را از این تور به خیریه بخشید.[۳۹]

جکسون تک آهنگ خیریه‌ی «ما دنیاییم» را با همکاری لایونل ریچی نوشت، این آهنگ برای جمع آوری کمک برای مبارزه با فقر در آفریقا و آمریکا در سراسر دنیا منتشر شد. او یکی از ۳۹ مشاهیری بود که در این اثر به اجرا پرداخت. این تک آهنگ یکی از پرفروش‌ترین تک آهنگ‌های تمام دوران‌ها شد و با فروشی نزدیک به ۲۰ میلیون کپی، میلیون‌ها دلار برای رهایی مردم از قحطی و گرسنگی مهیا نمود. این اولین باری بود که جکسون به عنوان یک خیر دیده می‌شد. [۴۰]

هنگامی که جکسون همراه با پل مک‌کارتنی روی دو تک آهنگ برتر «دختره مال منه» و «بگو بگو بگو» کار می‌کرد، روابط این دو دوستانه شد، و به دلایلی مختلف یکدیگر را ملاقات می‌کردند.در یک گفتگو، مک کارتنی از میلیون‌ها دلاری که از کاتالوگ‌های موسیقی عایدش می‌شد حرف زد؛ او تقریبا سالی ۴۰ میلیون از آهنگ‌های هنرمندان دیگر درآمد داشت.بنابراین جکسون به فعالیت‌های تجاری خرید، فروش، و شراکت در حقوق آثار موسیقی علاقه مند شد. کمی بعد کاتالوگ «نورترن سانگز» به فروش گذاشته شد؛ یک کاتالوگ موسیقی حاوی هزاران آهنگ از جمله کاتالوگ گروه بیتلز و آهنگ‌هایی از الویس پرسلی. [۴۱] جکسون فورا به کاتالوگ "نورترن سانگز"علاقمند شد، اما به او گوشزد کردند که رقابت خیلی فشرده خواهد بود، او با هیجان دور و بر اتاق جست وخیز می‌کرد، در حالی که می‌گفت :«برام مهم نیست. من اون آهنگ‌ها رو می‌خوام. اون آهنگا رو برام بخر برانکا (وکیلش).» برانکا با وکیل پل مک‌کارتنی تماس گرفت، وکیل مک‌کارتنی در پاسخ اعلام کرد که موکلش علاقه‌ای به قیمت دادن ندارد چون خیلی گران است. بعد از آنکه جکسون چانه‌زنی‌ها را شروع کرد، پل مک‌کارتنی تغییر عقیده داد و سعی کرد که یوکوانو (معشوقه سابق جان لنون) را با خود همراه کند، اما او نپذیرفت، بنابراین پل مک‌کارتنی کنار کشید. سرانجام در چانه زنی‌هایی که ده ماه به طول انجامید جکسون بقیه‌ی رقبا را از میدان به در کرد. وقتی پل مک‌کارتنی فهمید، گفت : «من فکر می‌کنم این‌جور کارها ،زیر آبی رفتنه؛این‌که دوست کسی باشی و بعد اون چیزی رو که روش ایستاده، از زیر پاش بکشی.»

جلوه‌ی ظاهری، شایعات رسانه‌ها، آلبوم بد و فیلم‌ها (۱۹۸۶-۱۹۸۷)

در ۱۹۸۶، رسانه‌های شایعه پرداز (تبلویدها)، داستانی منتشر کردند که ادعا می‌کرد جکسون برای حفظ جوانی‌اش در زیر اتاق اکسیژن پر فشار می‌خوابد و تصویری از او، درحالی که زیر یک جعبه‌ی شیشه‌ای دراز کشیده بود همراه با این خبر منتشر شد. با وجود اینکه این ادعا نادرست بود ، جکسون خود به این داستان جعلی پر و بال داد.[۴۲][۴۳] او در حال تبلیغات برای فیلم جدیدش «کاپیتان ای اُ» به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا بود و می‌خواست تصویری علمی تخیلی از خود ارائه دهد.این فیلم گران ترین فیلم کوتاه در آن زمان بود ، و بعدا جزئی از نمایش‌های پارک‌های تفریحی دیزنی شد.دیزنی لند، فیلم را به مدت ۱۱ سال در قسمت سرزمین فردا نمایش داد ، در حالی که والت دیزنی ورلد این اثر را در قسمت پارک تفریحی «اپکات» (به انگلیسی: Epcot) از ۱۹۸۶ تا ۱۹۹۴ به نمایش در آورد.[۴۴] هنگامی که جکسون یک شامپانزه‌ی دست آموز بنام «بابلز» خرید و با او دوست شد ، رسانه‌ها این کارش را غیر متعارف و نمونه‌ای از یک رفتار ضد اجتماعی معرفی کردند.[۴۵]بعدا گزارش شد که جکسون استخوان‌های مرد فیل‌نما را خریداری کرده‌است.این خبر نیز کذب بود، اما داستانی بود که باز خود جکسون در اختیار رسانه‌های شایعه پرداز قرار داده بود.[۴۲]این داستان‌ها الهام بخش ساخت لقب توهین آمیز «جکوی خل وچل» (به انگلیسی: Wacko Jacko) توسط رسانه‌ها شد. این لقب در سال بعد به گوش جکسون رسید و در نهایت برای او بسیار بسیار ناخوشایند آمد.او با فهمیدن اشتباهش ، از درز دادن داستان‌های ساختگی به رسانه‌ها دست برداشت. اما به خاطر سودی که به جیب رسانه‌ها سرازیر می‌شد، آن‌ها خودشان شروع به انتشار داستان‌های ساختگی کردند.

پوست جکسون در تمام دوران کودکی و نوجوانی‌اش به رنگ قهوه‌ای متوسطی بود، اما از اوایل دهه‌ی هشتاد، رنگ پوست او روشن تر شد.این تغییر بطور وسیعی تحت پوشش رسانه‌ها قرار گرفت و شایعه‌ شده بود که جکسون پوست خود را سفید می‌کند.[۴۶] در اواسط دهه‌ی هشتاد، تشخیص داده شد که جکسون مبتلا به بیماری‌های پوستی وایتیلیگو و لوپوس است؛ بیماری لوپوس او خفیف بود، اما هر دوی این بیماری‌ها او را حساس به نور خورشید میکرد.شیوه‌ی درمانی که جکسون برای این بیماری‌ها استفاده می‌کرد باعث روشن تر شدن پوست او می‌شد و با گریم پن کیکی که برای پوشاندن لکه‌ها و یکدست کردن رنگ پوستش انجام می‌داد ،پوست او خیلی روشن و رنگ پریده جلوه می‌کرد.فرم صورتش هم تغییر کرده بود ؛چند جراح نظر داده‌اند که او چند عمل جراحی بینی ،پیشانی ، چانه ، نازک کردن لب و یک جراحی گونه را پشت سر گذاشته‌ بود.تغییرات چهره‌ی او تا قسمتی بخاطر کاهش وزن شدید نیز بود.در اوایل دهه‌ی هشتاد ،بدن جکسون بخاطر تغییر در رژیم غذایی و تمایلش برای داشتن «بدن یک رقاص» قلمی تر شد.شاهدان اظهار کرده‌اند که جکسون اغلب سرگیجه داشت و به نظرشان او در مورد چگونه به نظر رسیدن بدنش وسواس پیدا کرده بود؛ برخی متخصصان علم پزشکی بطور علنی بیان کردند که طبق عقیده‌ی آن‌ها جکسون «سندروم دیسمورفی بدنی» دارد؛ اختلالی ذهنی که در آن بیمار از جلوه ظاهری خود بیزار است و نمی‌داند دیگران درباره‌ی او چه نظری دارند.[۴۷][۴۸]

«          چرا که نه، فقط به مردم بگو که من یه فضایی از مریخ هستم.به اونا بگو که من مرغ زنده می‌خورم و نصفه شبا رقصای جادویی می‌کنم. اونا هر چی که تو بگی باور می‌کنن، چون تو یه گزارشگری.اما اگه من ، مایکل جکسون ، بخوام بگم، «من یه فضایی از مریخم.مرغ زنده می‌خورم و نصفه شبا رقصای جادویی می‌کنم.»، مردم می‌گن اوه، پسر، اون مایکل جکسون خله.عقلش پاره سنگ ور می‌داره.یه حرف لعنتی درست حسابی از دهنش بیرون نمی‌یاد.    »

جکسون در حال اجرای حسی که تو به من میدی

صنعت موسیقی در انتظار یک موفقیت برجسته‌ی دیگر بود، بنابراین توقعات بسیار بالایی در مورد آلبوم بد (پنج سال بعد از انتشار آلبوم دلهره‌آور) وجود داشت. آلبوم بد فروش کمتری نسبت به آلبوم دلهره‌آور داشت، اما همچنان یک موفقیت تجاری قدرتمند بود. این آلبوم در ایالات متحده، هفت تک آهنگ برتر ارائه داد، که پنج تای آن‌ها شامل «دایانای کثیف»[۴۹] ،«نمی‌تونم دوستت نداشته باشم»[۵۰] ، «بد»[۵۱] ، «حسی که تو به من می‌دی»[۵۲] و «مردی در آینه»[۵۳]، در صدر جدول صد اثربرتر بیش از هر آلبوم دیگری قرار گرفتند. تا سال ۲۰۰۸ ،آلبوم بد به فروش جهانی ۳۰ میلیون نسخه دست یافته‌است.[۵۴]

تور جهانی بد در روز ۱۲ سپتامبر ۱۹۸۷ آغاز شد و در۱۴ ژانویه‌ی ۱۹۸۹ به پایان رسید.[۵۵] تنها در ژاپن، بلیط‌های ۱۴ کنسرت به طور کامل به فروش رفت و ۵۷۰٫۰۰۰ تماشاگر را به خود جلب نمود، تقریبا سه برابر رکورد قبلی که تعدادی برابر ۲۰۰٫۰۰۰ نفر در یک تور بود.جکسون با اجرای ۱۲۳ کنسرت برای ۴.۴ میلیون نفر، درآمدی معادل ۱۲۵ میلیون دلار به دست آورد، و یک رکورد جهانی گینس برای خود به ثبت رساند.در طول این سفر، او کودکان بی بضاعت را رایگان برای دیدن کنسرت‌هایش دعوت می‌کرد و کمک‌هایی به بیمارستان‌ها، یتیمخانه‌ها و نیز سازمان‌های خیریه اهدا می‌نمود. [۵۵]

زندگی نامه به قلم خودش و نورلند (۱۹۸۸-۱۹۹۰)

در ۱۹۸۸، او اولین زندگینامه به قلم خود، ماه‌پیمایی را نوشت، که تکمیلش چهار سال به طول انجامید. جکسون از دوران کودکی‌اش، تجربیاتش در جکسون ۵ و سوء استفادهایی که در دوران کودکی از آن رنج برد، سخن گفت.[۵۶] او همچنین درباره‌ی جراحی پلاستیک صحبت کرد، و گفت که او دو جراحی روی بینی‌اش انجام داده و یک فرورفتگی هم روی چانه‌اش ایجاد کرده‌است. در کتاب، او تغییر شکل زیاد چهره‌اش را بر اثر بلوغ، کاهش وزن، رژیم غذایی منحصر به سبزیجات، تغییر در مدل مو و نورپردازی صحنه دانست. [۴۸]ماه‌پیمایی در مکان اول لیست پرفروش‌های نیویورک تایمز قرار گرفت.[۴۸]این موسیقیدان سپس فیلمی بنام ماه پیما منتشر کرد، که حاوی پشت صحنه و موزیک ویدئوها یی که جکسون و جو پشی در آن ایفای نقش نمودند، بود.[۵۷] ماه پیمااز همان ابتدا در رتبه‌ی اول جدول برترین موزیک ویدئو کاست‌ها قرار گرفت، و برای ۲۲ هفته در صدر ماند و سرانجام جای خود را به «مایکل جکسون : افسانه ادامه دارد» داد.

درمارس ۱۹۸۸، جکسون زمینی در نزدیکی سانتا ینز، کالیفرنیا، خریداری کرد تا مزرعه نورلند خود را با هزینه‌ای معادل ۱۷ میلیون دلار در آنجا بسازد. وسعت این ملک شخصی ۱۱ کیلومتر مربع است. جکسون ، نورلند را با چندین چرخ فلک، یک باغ وحش غیر متعارف، یک سالن سینما و چهل نگهبان تکمیل کرد. در سال ۲۰۰۳، ارزش این ملک را ۱۰۰ میلیون دلار برآورد کردند. در ۱۹۸۹، درآمد سالانه‌ی او از فروش آلبوم‌ها، محصولات وابسته و کنسرت‌ها تنها برای همان سال، ۱۲۵ میلیون دلار، تخمین زده شد. کمی بعد، جکسون اولین فرد غربی بود، که در یک آگهی تلویزیونی برای تلویزیون روسیه ظاهر شد. [۵۸] موفقیت‌های جکسون سبب شد که وی لقب «سلطان پاپ» را دریافت کند، عنوانی که ایده‌اش از الیزابت تیلور، بازیگر و دوست صمیمی جکسون آمد.[۵۹] تیلر هنگامی که جایزه‌ی «هنرمند دهه» را در ۱۹۸۹ به او تقدیم می‌کرد، جکسون را سلطان حقیقی پاپ، راک و سول خواند. برای قدردانی از تاثیراتی که جکسون بر دهه‌ی هشتاد گذاشت، رئیس جمهور وقت، جرج اچ دبلیو بوش جایزه‌ی مخصوص «هنرمند دهه» را در کاخ سفید را به او تقدیم کرد؛ بوش جکسون را به خاطر«عظمت محبوبیتش» تحسین نمود. از ۱۹۸۵ تا ۱۹۹۰، جکسون ۵۰۰٫۰۰۰ دلار به "بنیاد یونایتد نگرو کالج "بخشید و تمام سود بدست آمده از تک آهنگ مرد در آینه را نیز وقف خیریه کرد.[۵۸] اجرای زنده‌ی «تو آنجا بودی» توسط جکسون در شصتمین سالروز تولد "سمی دیویس پسر" (به انگلیسی: Sammy Davis Jr,'s)، نامزد دریافت جایزه در مراسم جایزه امی شد.

آلبوم خطرناک ،بنیاد خیریه دنیا را التیام بده و سوپربول (۱۹۹۱-۱۹۹۳)

در مارس ۱۹۹۱، جکسون قراردادش را با سونی به ارزش ۶۵ میلیون دلار تمدید نمود؛ ارزش این قرارداد در آن زمان رکوردشکن بود. جکسون هشتمین آلبومش یعنی خطرناک را در سال ۱۹۹۱ منتشر کرد. تا ۲۰۰۸، آلبوم خطرناک هفت میلیون سری در داخل آمریکا و ۳۲ میلیون کپی در سراسر دنیا فروش کرده‌است. [۶۰][۶۱] آمار فروش آلبوم خطرناک نسبت به آلبوم بد سریعتر بالا رفت. در آمریکا، تک آهنگ اول آلبوم «سیاه یا سفید»[۶۲] پرفروش‌ترین اثر از این آلبوم بود، و به جایگاه شماره‌ی یک جدول ۱۰۰ اثر برتر دست یافت و هفت هفته آنجا ماند، این اثر عملکردی مشابه در جداول فروش نقاط دیگر دنیا داشت. تک آهنگ دیگر آلبوم «زمان رو به یاد بیار»[۶۳] در آمریکا به مدت ۸ هفته در میان ۵ جایگاه نخست بود، و در جایگاه سوم جدول ۱۰۰ تک آهنگ برتر قرار گرفت.[۶۴] در ۱۹۹۳، جکسون این آهنگ را در مراسم «جوایز سول ترین» بر روی صندلی چرخدار اجرا نمود، و در توضیح گفت که در تمرینات آسیب دیده.[۶۵] در بریتانیا و بخش‌های دیگری از اروپا «دنیا را التیام بده»[۶۶]، پرفروش‌ترین اثر از آلبوم بود. این اثر ۴۵۰٫۰۰۰ کپی در بریتانیا فروخت و در ۱۹۹۲ به مدت پنج هفته در جایگاه دوم جدول قرار گرفت.[۶۰][۶۴]

جکسون بنیاد دنیا را التیام بده را در ۱۹۹۲ بنیانگذاری کرد. سازمان خیریه‌ای که کودکان بی بضاعت را به ملک جکسون می‌آورد، تا از پارک تفریحی که جکسون از خرید ملک در آنجا ساخته بود بطور رایگان استفاده کنند. این بنیاد همچنین میلیون‌ها دلار برای کمک به کودکان بیمار و جنگ زده به نقاط مختلف کره‌ی زمین فرستاد. تور جهانی خطرناک در ۲۷ ژوئن ۱۹۹۲ آغاز شد، و در ۱۱ نوامبر ۱۹۹۳ خاتمه یافت. جکسون در ۶۷ کنسرت برای ۳٫۶ میلیون نفر برنامه اجرا کرد. تمام درآمد حاصل از این کنسرت‌ها به بنیاد دنیا را التیام بده منتقل، و باعث جمع آوری میلیون‌ها دلار برای کمک به مردم شد.[۶۴] او حق پخش تلویزیونی تور جهانی آلبوم خطرناک خود را در ازای ۲۰ میلیون دلار به HBO فروخت، یک قرارداد رکورد شکن که رکوردش تا به حال پا برجاست.[۶۷] بعد از بیماری و مرگ رایان وایت، جکسون به جلب توجه عموم نسبت به ایدز کمک کرد، بیماری که در آن زمان هنوز جنجال برانگیز بود. او در مراسم آغاز ریاست جمهوری بیل کلینتون بطور علنی تقاضا کرد که بودجه بیشتری برای کمک به بیماران مبتلا به ایدز و تحقیقات مربوط به این بیماری اختصاص داده شود. [۶۸]

در یک بازدید مشهور از آفریقا، جکسون از چند کشور این قاره بازدید به عمل آورد، که گابون و مصر در میان آن‌ها بودند.[۶۹] اولین توقف او در گابون با استقبال جمعیت ۱۰۰٫۰۰۰ نفری همراه بود، که لباس‌ها و علائم بومی به تن کرده بودند، برخی از آن‌ها علائمی در دست داشتند که معنی می‌شد: «به خانه خوش آمدی مایکل». در سفرش به ساحل عاج، رئیس قبیله بر سر او تاجی نهاد و او را «سلطان سانی» نامید.[۶۹] سپس او از بزرگان و دولتمردان به زبان‌های فرانسوی و انگلیسی تشکر کرد، اسناد رسمی پادشاهی خود را امضا نمود و در حالی که رقص‌های رسمی را نظاره می‌کرد، روی تخت پادشاهی از طلا نشست.[۶۹]

یکی از برترین اجراهای جکسون که به شدت مورد تحسین منتقدان قرار گرفت، در وقت استراحت بین دو نیمه‌ی مسابقه‌ی سوپربول ۲۷ بود. در شروع اجرا، جکسون به روی صحنه پرتاب شد در حالی که آتش بازی‌ها، پشت سرش آرام می‌گرفتند. از هنگامی که پاهایش به روی سکو رسید، بدون هیچ احساسی «با مشت‌های گره کرده مثل یک مجسمه‌ی با شکوه آنجا ماند، یک عینک آفتابی و لباس ارتشی با رنگهای طلایی و سیاه بر تن داشت؛ و در حالی که مردم هلهله می‌کردند، برای چند دقیقه کاملا بی حرکت ماند. سپس به آرامی عینک آفتابی‌اش را برداشت، آن را دور انداخت و شروع به خواندن و رقصیدن کرد. روتین او شامل چهار آهنگ «جمع بشید»[۷۰]، «بیلی جین» ، «سیاه یا سفید» و «دنیا را التیام بده» بود. این اولین مسابقه‌ی سوپر بول بود که تعداد تماشاگرانش در زمان نمایش بین دو نیمه رو به افزایش گذاشت، و تنها در آمریکا، ۱۳۵ میلیون نفر به تماشای آن نشستند. پس از آن آلبوم خطرناک جکسون ۹۰ پله در جدول آلبوم‌ها صعود کرد. [۴۶]

در سی و پنجمین مراسم سالانه‌ی جوایز گرمی در لوس آنجلس، «جایزه‌ی اسطوره‌ی زنده» به جکسون داده شد. «سیاه یا سفید» نامزد جایزه‌ی بهترین اجرای آوازی و «جمع بشید» در دو رشته نامزد شد، یکی «بهترین اجرای آوازی آر اند بی» و «دیگری بهترین آهنگ آر اند بی».[۶۴]

اتهامات سوءاستفاده‌ی جنسی (۱۹۹۳)

در فوریه‌ی ۱۹۹۳، جکسون دریک مصاحبه‌ی ۹۰ دقیقه‌ای با اپرا وینفری شرکت کرد. اولین مصاحبه‌ی او از سال ۱۹۷۹. هنگامی که از بدرفتاری‌های پدرش از او در دوران کودکی صحبت می‌کرد عضلات چهره‌اش منقبض می‌شد، او باور داشت که بیشتر سال‌های دوران کودکی‌اش را از دست داده، و گفت که در کودکی اغلب از تنهایی می‌گریست. او شایعات اخیر مبنی بر اینکه او استخوان‌های مرد فیل نما را خریده و یا اینکه زیر چتر اکسیژن پرفشار می‌خوابد را رد نمود. همچنین نظرات مربوط به اینکه او پوستش را سفید کرده را منتفی دانست، و برای اولین بار تصدیق کرد که مبتلا به بیماری برص است. ۹۰ میلیون آمریکایی به تماشای این مصاحبه نشستند، و این برنامه چهارمین برنامه‌ی پر بیننده‌ی غیر ورزشی در تاریخ آمریکا شد. این برنامه بحث و کنجکاوی عمومی ای درباره‌ی بیماری برص ایجاد کرد، عارضه‌ای که تا آن زمان تقریبا شناخته نشده بود. [۱۴][۴۶][۶۴]

آلبوم خطرناک بیش از یک سال بعد از انتشارش، دوباره در میان ۱۰ آلبوم پرفروش جدول موسیقی قرار گرفت. اما در بیست و چهارم اوت سال ۱۹۹۳ و درست در هنگام اجرای تورهای آلبوم خطرناک ، اتفاق غیر منتظره‌ای رخ داد و مایکل جکسون توسط پسری ۱۳ ساله بنام جوردن چندلر و پدرش ایوان چندلر به سوءاستفاده‌ی جنسی از کودکان متهم شد.یک سال بعد از آشنایی جکسون و جوردن چندلر،آن پسر تحت تاثیر یک آرام‌بخش مشکوک به نام سدیم آمیتال، به پدرش گفت که جکسون اندام جنسی او را لمس نموده‌است.[۷۱][۷۲] کمی بعد از آن، صدای ایوان چندلر در یک مکالمه‌ی تلفنی ضبط شد که در در کنار سخنان دیگر می‌گفت :

«          اگه این کارو بکنم دوران بزرگ من شروع می‌شه. ممکن نیست ببازم. هر چی بخوام گیرم می‌یاد و اونا تا ابد نابودند. این پایان کار مایکله.[۷۲]              »

سرم سدیم آمیتال آرام‌بخشی که جردن چندلر ، تحت تأثیر آن مایکل جکسون را متهم نمود.

تیم‌های قانونی ایوان چندلر و جکسون وارد کار شدند، سپس ایوان چندلر شروع به چانه زنی کرد تا قضیه را با یک توافق مالی فیصله دهد، اما توفیقی حاصل نشد؛ چندلر بر سر مبلغ چانه می‌زد، اما جکسون نیز با رد درخواست‌های او چند پیشنهاد داد. سپس جردن چندلر به یک روانپزشک و بعدا به پلیس گفت که او و جکسون موقعیت‌های بوسیدن ،خود ارضایی و ارضای جنسی با دهان را با هم تجربه کرده‌اند، او همچنین جزئیات تصویری، از آنچه ادعا می‌کرد اندام جنسی خواننده‌است را، ترسیم نمود. [۷۳] تحقیقات رسمی شروع شد. مادر جردن چندلر مصر بود که خطایی از طرف جکسون نبوده‌است. نورلند تفتیش شد ، بچه‌ها و تعداد زیادی از خویشاوندان، اینکه او بچه باز باشد را مصرانه رد کردند. وضعیت جکسون وقتی بدتر شد که خواهر بزرگترش لاتویا جکسون او را به بچه باز بودن متهم کرد، بیانیه‌ای که لاتویا بعدا پس گرفت. جکسون قبول کرد که در خانه‌اش از بدن برهنه‌ی او بمدت ۲۵ دقیقه تفتیش به عمل بیاید. این تفتیش به منظور بررسی وجود تطابق دقیق، با تصویر ارائه شده از طرف جردن چندلر انجام شد. دکترها اتفاق نظر داشتند که برخی شباهت‌های قوی وجود دارد، اما بطور قطعی شبیه نیست. جکسون بیانیه‌ای پر احساس در باره‌ی آنچه در جریان بود منتشر کرد، او اعلام بی گناهی نمود و از آنچه به عنوان پوشش غرض ورزانه‌ی رسانه‌ای نام برد انتقاد کرد .دوستان نزدیک جکسون بعدا بیان کردند که او هرگز از احساس حقارت ناشی از تفتیش بدنی‌اش رهایی نیافت. [۷۴]

جکسون برای مقابله با استرس اتهاماتی که به او وارد شده بود، شروع به استفاده از انواع مسکن‌ها و داروها کرد. تا پاییز ۱۹۹۳، جکسون به این داروها اعتیاد پیدا کرده بود. وضعیت سلامتی جکسون تا حدی به وخامت گذاشت که او ادامه ٔ تور جهانی آلبوم خطرناک خود را کنسل نمود و چند ماهی به یک مرکز درمان اعتیاد رفت. استرس اتهامات باعث شد که جکسون از غذا خوردن دست بردارد، و وزن بسیار زیادی از دست بدهد. بخاطر سلامتی در حال افول او، دوستان و مشاوران قانونی کنترل روند دفاع و اوضاع مالی او را بر عهده گرفتند؛ آن‌ها از او می‌خواستند که به توافق خارج از دادگاه جواب مثبت دهد، چون باور داشتند که در صورت برگزاری جریان طولانی مدت دادگاه‌ها، جکسون دوام نخواهد آورد. واکنش رسانه‌های شایعه پرداز به اتهامات مطرح شده، جکسون را در شرایط نامطلوبی قرار داد. کارشکنی‌های رسانه‌ها و چگونگی پوشش وقایا توسط آن‌ها، شامل : استفاده از سرتیترهای تحریک آمیز برای جلب خوانندگان و رهگذران (در حالی که خود متن با سرتیتر مطابقت نداشت)، پذیرفتن داستان‌های افرادی که برای پول به جکسون تهمت دست داشتن در فعالیت‌های مجرمانه می‌زدند ،استفاده‌ی غرض ورزانه از عکس‌های جکسون در بدترین وضعیت ظاهری‌اش، نبود واقع گرایی و استفاده از سر تیترهایی که به شدت گناهکار بودن جکسون را تلقین می‌کرد، بود. در اول ژانویه ۱۹۹۴ بعد از اینکه جردن چندلر از همکاری با تحقیقات جنایی پلیس خودداری نمود، جکسون با خانواده‌ی چندلر و تیم حقوقی آن‌ها به مبلغ ۲۲ میلیون دلار در خارج از دادگاه به توافق رسید.جکسون هرگز دستگیر نشد و پرونده با اعلام این که شواهد کافی در دست نیست بسته شد.

ازدواج اول (۱۹۹۴)

مایکل جکسون با لیزا ماری پریسلی در ۲۶ مه ۱۹۹۴ ازدواج کرد.

در ماه مه ۱۹۹۴، جکسون با خواننده و ترانه نویس لیزا ماری پریسلی دختر الویس پرسلی، ازدواج کرد. آن‌ها در سال ۱۹۷۵، در یکی از گردهمایی‌های فامیلی جکسون ،درهتل و کازینوی بزرگ مترو گلدوین مایر برای اولین بار یکدیگر را ملاقات کردند و در اوایل سال ۱۹۹۳، توسط یک دوست مشترک دوباره با هم مرتبط شدند.[۷۵] آن‌ها هر روز تلفنی با هم صحبت می‌کردند. وقتی اتهامات سوء استفاده‌ی جنسی از کودکان علنی شد، جکسون به حمایت عاطفی لیزا ماری وابسته شد. او نسبت به سلامتی رو به افول جکسون و اعتیاد او به داروها نگران بود.[۷۶] لیزا ماری توضیح داد که :«من باور داشتم که اون هیچ کار نادرستی انجام نداده و اینکه به اون به ناحق تهمت زدن و بله من کم کم مجذوب اون شدم. می‌خواستم نجاتش بدم. احساس کردم می‌تونم این کارو بکنم.»[۷۷] در یک تماس تلفنی که جکسون با لیزا ماری برقرار کرده بود، لیزا او را خیلی هیجان زده، متزلزل و در هپروت توصیف کرد. کمی بعد، او سعی کرد که جکسون را متقاعد کند که اتهامات را خارج از دادگاه حل و به یک مرکز درمان اعتیاد مراجعه کند. نزدیک پاییز ۱۹۹۳، جکسون تلفنی به لیزا ماری پیشنهاد داد، او گفت :"اگه ازت بخوام که با من ازدواج کنی، اینکارو می‌کنی؟" پرسلی و جکسون به طور خصوصی در جمهوری دومینیکن ازدواج کردند.البته طرفین تا دو ماه ازدواجشان را انکار نمودند. ازدواج از زبان لیزا، «زندگی یه زوج ازدواج کرده... که از نظر جنسی فعاله» بود.[۷۸] در آن زمان، رسانه‌های شایعه پرداز عنوان کردند که این ازدواج حقه‌ای برای سرپا نگه داشتن چهره‌ی مردمی جکسون در پرتو اتهامات قبلی سوء استفاده‌ی جنسی است. جکسون و پرسلی کمتر از دوسال بعد از یکدیگر جدا شدند، آن‌ها دلیل جدایی را اختلافات غیر قابل حل اعلام کردند. ولی ارتباطشان دوستانه باقی ماند.

آلبوم تاریخ (۱۹۹۵-۱۹۹۷)

یکی از تندیس‌های بسیاری که برای معرفی آلبوم تاریخ در سراسر اروپا نصب شده بود. تندیس، نمایان‌گر سبک پوشش مشخص و آرایش موی او است که از سبک نظامی الهام گرفته شده‌ بود.

در سال ۱۹۹۵، جکسون کاتالوگ موسیقی نورترن سانگز خود را با قسمت نشر موسیقی شرکت سونی ترکیب کرد و «شرکت نشر سونی/ای‌تی‌وی» را ساخت. جکسون مالکیت نصف شرکت را به‌دست گرفت، ۹۵ میلیون دلار پیش پرداخت دریافت کرد و حتی حق کپی‌رایت آهنگ‌های بیشتری را نیز به‌دست آورد.[۷۹] او سپس آلبوم دو دیسکی تاریخ: گذشته، حال و آینده، کتاب اول را منتشر نمود. دیسک اول، «تاریخ آغاز می‌شود»، شامل پانزده آهنگ از برترین آثار او بود، که بعدها با عنوان «بزرگترین آثار برتر - تاریخ، قسمت اول» در سال ۲۰۰۱ منتشر شد. دیسک دوم، «تاریخ ادامه دارد»، حاوی پانزده آهنگ جدید بود. آلبوم از همان ابتدا در جایگاه نخست جدول قرار گرفت و اعلام شده که در آمریکا هفت میلیون نسخه فروش داشته‌است. این آلبوم با ۲۰ میلیون کپی (۴۰ واحد) فروش در سراسر دنیا پرفروش‌ترین آلبوم چند دیسکی در تمام دوران‌ها است. این آلبوم نامزد جایزهٔ گرمی برای بهترین آلبوم شد.[۸۰]

اولین تک آهنگ منتشر شده از آلبوم «جیغ/کودکی» بود که همراه با جنت، جوان‌ترین خواهر جکسون، اجرا شده بود. این تک آهنگ بالاترین جایگاه را در لحظه‌ی ورود به جدول ۱۰۰ اثر برتر (جایگاه شماره‌ی پنج) داشت و نامزد جایزهٔ گرمی برای «بهترین هم‌آوازی پاپ» شد. «تو تنها نیستی» دومین تک‌آهنگ از این آلبوم بود. این اثر رکورددار جهانی برای اولین تک آهنگی است که وارد رتبه اول جدول ۱۰۰ اثر برتر شد. این اثر یک موفقیت هنری و تجاری برجسته بود و یک نامزدی گرمی را برای «بهترین اجرای آوازی پاپ» دریافت کرد. در اواخر سال ۱۹۹۵، جکسون در طی تمرینات برای یک اجرای تلویزیونی از حال رفت و سریعا به بیمارستان منتقل شد. علت این پیش آمد خوف ناگهانی حاصل از استرس بود.[۸۱] «ترانه زمین» سومین تک آهنگ منتشر شده از آلبوم تاریخ بود، و در ۱۹۹۵، در ایام نزدیک به کریسمس، برای شش هفته در جایگاه نخست جدول برترین‌های بریتانیا قرار گرفت. یک میلیون کپی از این تک آهنگ به فروش رفت و تبدیل به پرفروش‌ترین تک‌آهنگ جکسون در بریتانیا شد.[۵۵]

ازدواج دوم و پدر شدن (۱۹۹۶-۱۹۹۹)

تور جهانی تاریخ در ۷ سپتامبر ۱۹۹۶ آغاز شد و در ۱۵ اکتبر ۱۹۹۷ خاتمه یافت. در طول این تور، جکسون ۸۲ کنسرت در ۵۸ شهر برای ۴٫۵ میلیون طرفدار اجرا کرد.[۵۵] نمایش در ۵ قاره و ۳۵ کشور، تور جهانی تاریخ را تبدیل به موفق‌ترین تور جکسون از نظر تعداد تماشاگران کرد.[۵۵] در قسمت استرالیایی تور جهانی تاریخ، جکسون با پرستار متخصص پوست، دبورا جین رو ازدواج کرد و از او صاحب یک فرزند پسر به‌نام مایکل جوزف جکسون پسر معروف به «پرینس» و یک فرزند دختر به‌نام پاریس مایکل کاترین جکسون شد.[۸۲] این دو ابتدا یکدیگر را در اواسط دهه‌ی هشتاد، وقتی جکسون متوجه شد که مبتلا به برص است ، ملاقات کردند. دبی رو سال‌های زیادی را به مراقبت از بیماری جکسون و همچنین حمایت عاطفی از او مشغول بود، بنابراین قبل از آنکه بطور رمانتیک درگیر شوند، رابطه‌ی دوستی مستحکمی ایجاد کرده بودند. آن‌ها ابتدا قصد ازدواج نداشتند، اما بعد از اینکه دبی رو برای اولین بار باردار شد، مادر جکسون دخالت کرد و آن‌ها را متقاعد به ازدواج نمود.[۸۳] این زوج در سال ۱۹۹۹ از یکدیگر جدا شدند. گرچه جکسون از توضیح دلیل جدایی خودداری کرد و آن را جزء اطلاعات خصوصی دانست، اما دبی رو به این سؤال پاسخ داد و علت جدایی را «غیر قابل تحمل بودن تلاش بی وقفه‌ی رسانه‌ها در تحت نظر گرفتن زندگی خصوصی جکسون برای او»، اعلام کرد و در ادامه گفت که به جکسون علاقه‌ی بسیاری دارد و برای او هر کاری می‌کند.[۸۴] دبی رو حضانت کامل فرزندان را به جکسون داد.

در سال ۱۹۹۷، جکسون خون روی زمین رقص: تاریخ در میکس را منتشر کرد، که شامل بازترکیب‌هایی از تک آهنگ‌های برتر آلبوم تاریخ و پنج آهنگ جدید بود.[۸۵] فروش جهانی این آلبوم تا سال ۲۰۰۷ شش میلیون کپی گزارش شده، و پرفروش‌ترین آلبوم بازترکیبی است که تا به حال منتشر شده‌است. این آلبوم و تک آهنگ هم نام آن، در جدول بریتانیا به جایگاه اول دست یافت. در ایالات متحده، آلبوم به درجه‌ی پلاتینیوم رسید، اما فقط تا جایگاه ۲۴ جدول بالا آمد.[۶۰] فوربز در آمد سالانه‌ی او را ۳۵ میلیون دلار در ۱۹۹۶ و ۲۰ میلیون دلار در ۱۹۹۷ اعلام کرد. [۸۶]

جکسون در چند رویداد خیریه در ژوئن ۱۹۹۹ شرکت نمود. او در کنسرت خیریه‌ای در مودنا (در ایتالیا) به لوچیانو پاواروتی پیوست. این نمایش در حمایت از سازمان خیریه‌ی فرزندان جنگ، یک میلیون دلار برای آوارگان کوزوو، و مبالغی هم برای کودکان گواتمالا جمع آوری نمود. بعدا در همان ماه، جکسون کنسرت‌های خیریه‌ی «مایکل جکسون و دوستان» را در آلمان و کره جنوبی سازماندهی نمود. بقیه‌ی هنرمندان شرکت کننده عبارت بودند از: اسلش، اسکورپیونز، بویز سکند من، لوثر وندرس، ماریا کری، ای. آر. رحمان، پرابو دوا، ساندرام، شبهنا، آندریا بوچلی و لوچیانو پاواروتی. در آمد این کنسرت‌ها به «بنیاد کودکان نلسون ماندلا»، صلیب سرخ و یونسکو فرستاده شد.[۸۷]

در سال ۲۰۰۰، به علت اینکه جکسون بیشتر از هر سرگرمی ساز یا شخصیتی از رویدادهای خیریه حمایت کرده بود، رکورد دیگری در رکوردهای جهانی گینس به نامش ثبت شد. در آن زمان، جکسون در انتظار بازگشت مجوز رسمی شاهکارهای آلبوم‌هایش بود. این مجوز به او اجازه می‌داد که آهنگ‌های قدیمی‌اش را هر طور که مایل است ارائه کند و دست سونی را از شراکت در سود حاصله کوتاه نماید. جکسون انتظار داشت که این اتفاق در اوایل هزاره‌ی جدید روی دهد، اما، بخاطر موادی در قرارداد، این تاریخ به سال‌ها بعد موکول شد. جکسون شروع به تحقیق کرد، و مشخص شد که وکیل او و سونی در این معامله مشترک بوده، که ایجاد مغایرت منافع می‌کرد.[۸۸] جکسون برای چندین سال درگیر یک مغایرت منافع دیگر نیز بود، سونی سال‌ها سعی در خرید تمام سهم جکسون از کاتالوگ موسیقی مشترکشان داشت. اگر حرفه یا وضعیت مالی جکسون خراب می‌شد، او مجبور به فروش کاتالوگش می‌گردید. بنابراین، سونی از افول موقعیت جکسون سود می‌برد. جکسون می‌توانست از این مغایرت‌ها به عنوان بهانه‌ای برای خروج زود هنگام از قراردادش استفاده کند. درست قبل از انتشار آلبوم تسخیرناپذیر[۸۹]، جکسون به رئیس سونی موزیک اینترتینمنت، تامی ماتولا، اطلاع داد که در حال ترک سونی است. در نتیجه‌ی این اقدام، تمامی انتشار تک آهنگ‌ها، فیلمبرداری‌ها و افتتاحیه‌های مربوط به آلبوم تسخیرناپذیر لغو شد.[۹۰]

شش سال بعد از آخرین آلبوم استودیویی و پس از گذراندن بیشتر سال‌های آخر دهه‌ی نود و اوایل هزاره‌ی جدید دور از چشم عموم و در شرایطی که توقعات بسیار بالایی وجود داشت، جکسون آلبوم تسخیرناپذیر را در اکتبر ۲۰۰۱ منتشر کرد.[۸۸] برای کمک به تبلیغات آلبوم، یک جشن ویژه‌ای، به مناسبت سی‌امین سال فعالیت هنری او به عنوان یک خواننده‌ی سولو، در مدیسن اسکوئر گاردن برگزار شد. جکسون برای اولین بار از سال ۱۹۸۴ با برادرانش روی صحنه ظاهر شد. همچنین این نمایش اجراهایی توسط مایا، آشر، ویتنی هیوستون، ان سینک، اسلش و هنرمندان دیگری ارائه داد. بعد از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، جکسون به سازماندهی کنسرت خیریه‌ی «متحد ایستاده‌ایم : بیش از این چه می‌توانم بدهم؟»، در استادیوم آراف‌کی در واشنگتن دی سی کمک نمود. کنسرت در ۲۱ اکتبر ۲۰۰۱ به روی آنتن رفت و شامل اجراهایی توسط تعداد بسیار زیادی از هنرمندان بود. آهنگ «بیش از این چه می‌توانم بدهم؟» را جکسون به عنوان اختتامیه اجرا کرد.[۹۰]

آلبوم تسخیرناپذیر یک موفقیت تجاری بود، که از همان ابتدا در برترین جایگاه جداول ۱۳ کشور وارد شد و تقریباً ۱۳ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت.[۸۸] این آلبوم در آمریکا به درجه‌ی پلاتینیوم دوگانه رسید. با این وجود میزان فروش آلبوم تسخیرناپذیر بطور چشمگیری نسبت به آثار منتشر شده‌ی قبلی جکسون کم بود که علت آن تاحدودی مربوط به افول صنعت موسیقی پاپ، کمبود تبلیغات، عدم وجود تور جهانی و نزاع انتشارات موسیقی بود.[۸۸] از این آلبوم سه تک آهنگ ارائه شد: «دنیای مرا باشکوه می‌کنی»[۹۱] ، «گریه»[۹۲] و «پروانه‌ها»[۹۳] که آخری موزیک ویدئو نداشت.

مایکل جکسون در ژوئیه ۲۰۰۲ ماتولا را به عدم حمایت از هنرمندان آمریکایی آفریقایی‌تبار و منفعت‌طلبی متهم کرد و او را یک «شیطان» و «نژادپرست» خواند. جکسون افزود که ماتولا، همکار او اروینگ لورنزو را «کاکا سیاه چاق» خطاب کرده‌است. در پاسخ، سونی ادعا کرد که با توجه به این‌که جکسون از اجرای تور در ایالات متحده خودداری نمود، آن‌ها قادر به تبلیغات با انرژی کافی برای آلبوم تسخیرناپذیر نبودند.[۹۰][۸۸]

سومین فرزند جکسون، پرینس مایکل جکسون دوم (معروف به بلنکت)، در سال ۲۰۰۲ متولد شد. جکسون هویت مادر او را فاش نکرد، اما گفت که تولد فرزند در نتیجه‌ی لقاح مصنوعی از سلول‌های اسپرم خود او بوده‌است.[۹۴] در نوامبر همان سال، جکسون در پاسخ به اصرار طرفدارانی که زیر بالکن اتاق هتل او در برلین جمع شده و خواهان دیدن نوزاد او بودند، پسر تازه متولد شده‌ی خود را روی بالکن اتاق هتل آورد. جکسون در حالی که او را در بازوی راست خود نگه داشته بود و پارچه‌ای را به ملایمت روی چهره‌اش انداخته بود، او را برای یک لحظه از نرده‌ی بالکن هتل آویزان کرد که چهار طبقه از زمین فاصله داشت. این حرکت انتقادات شدیدی را در رسانه‌ها برانگیخت. جکسون عذرخواهی کرد و این واقعه را یک اشتباه وحشتناک خواند.[۹۵]

سونی در سال ۲۰۰۳ مجموعه‌ای از آثار برتر شماره‌ی یک جکسون را روی سی‌دی و دی‌وی‌دی منتشر کرد. این آلبوم در ایالات متحده به جایگاه سیزدهم دست یافت و توسط انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا در رده‌ی پلاتینیوم درجه‌بندی شد. فروش حداقل ۱٫۲ میلیون دیسک از این آلبوم در بریتانیا به ثبت رسیده‌است. در همان سال یک برنامه مستند تلویزیونی به نام زندگی با مایکل جکسون، خواننده و نوجوان ۱۳ ساله‌ای به نام گاوین آرویزو را نشان داد که دست در دست هم درباره برنامه‌های خوابیدنشان با یکدیگر گفتگو می‌کردند. گاوین آرویزو بعدا مایکل جکسون را به سوءاستفاده‌ی جنسی از کودکان متهم کرد.[۹۶] کمی بعد از پخش تلویزیونی این مستند، جکسون به هفت مورد تجاوز به کودکان و دو مورد اقدام به کاربرد عامل مست کننده برای تسهیل اقدام به جرم مذکور متهم شد. تمام اتهامات در ارتباط با پسری بنام گاوین آرویزو بود که در زمان وقوع اتهامات وارد شده زیر ۱۴ سال سن داشت.[۹۶]

جکسون اتهامات مطرح شده را رد نمود و گفت که قرارهای خواب مطلقاً به هیچ وجه جنبه‌ی جنسی نداشتند. دوست جکسون الیزابت تیلور در برنامه‌ی لری کینگ لایو از او دفاع کرد و گفت : «توی تخت خواب بودند، تلویزیون نگاه می‌کردند. هیچ چیز غیرعادی بینشون نبود. ما مثل بچه‌ها خندیدیم و یه عالمه کارتون والت دیزنی نگاه کردیم. هیچ چیز عجیب و غریبی در بین نبود.»

در روند تحقیقات، وضعیت سلامتی جکسون توسط یک متخصص سلامت ذهنی بنام دکتر استن کاتز بررسی شد. او چند ساعت را نیز به بررسی وضعیت شاکی گذراند. از نظر کاتز، جکسون در حد یک کودک ۱۰ ساله به عقب برگشته بود و وضعیت روانی‌اش با وضعیت روانی یک بچه‌باز مطابقت نمی‌کرد.

در فاصله زمانی ورود اتهام تا برگزاری دادگاه، جکسون به داروهای مرفین و پتیدین وابسته شد. دو سال بعد از وارد شدن اتهامات به جکسون، دادگاه «مردم در برابر جکسون» در شهر سانتا ماریا در کالیفرنیا، آغاز شد. دادگاه به مدت پنج ماه و تا پایان مه ۲۰۰۵ به طول انجامید. در طول جریان دادگاه، این موسیقیدان برای بار دیگر از بیماری‌های وابسته به استرس رنج برد و وزن زیادی را از دست داد، که باعث تغییر در ظاهرش می‌شد.[۹۷] در ماه ژوئن، جکسون از تمامی اتهامات تبرئه شد. بعد از پایان جریان دادگاه، جکسون به عنوان مهمان شیخ عبدالله، شاهزاده بحرین به جزیره‌ی بحرین در خلیج فارس نقل مکان کرد.[۹۸]


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:25 ] [ مبينا ]

بیوگرافی لی براین کلارکسون

لی براین کلارکسون (به انگلیسی: Kelly Brianne Clarkson) (متولد ۲۴ آوریل ۱۹۸۲) خواننده‌ی آمریکایی سبک پاپ راک، آهنگساز، ترانه سرا و گاه بازیگر است.

زندگی و حرفه

وی کار خود با کمپانی «آرسی‌ای» را پس از برنده‌شدن در فصل اول برنامه تلویزیونی «امریکن آیدل»  در سال ۲۰۰۲ آغاز کرد. او با انتشار اولین آلبوم موسیقی خود با نام سپاس‌گزار  در سال ۲۰۰۲ دراصل خود را به عنوان یک خوانندهٔ سبک پاپ عرضه کرد.

پس از آن کلی با انتشار آلبوم تاثیرگذار و تأمل‌برانگیز فرار در سال ۲۰۰۴ توانایی و تمایل خود را به سبک پاپ راک به همگان نشان داد.

سومین آلبوم او با نام دسامبر من

 در ۲۰ ژوئن ۲۰۰۷ منتشر شد که می‌توان آن‌را آلبومی تماماً پاپ راک نامید. بر اساس آمار شرکت سونی میوزیک، کلارکسن تا کنون نزدیک به ۲۰ میلیون آلبوم در سراسر جهان فروخته‌است. ۸ تک ترانهٔ او بین ده ترانهٔ برتر Billboard Hot ۱۰۰ قرار گرفتند. سه آلبوم اول او بیش از ۹/۵ میلیون نسخه در آمریکا فروخت در سال ۲۰۰۸ او یکی از ۱۰ هنرمندی شد که بیشترین تعداد حظور در رادیوی بزرگسالان معاصر را داشت. آلبوم چهارم کلارکسن با عنوان تمام آنچه من می‌خواهم

 در ۱۰ مارس ۲۰۰۹ منتشر شد و در همان آغاز به رتبهٔ اول Billboard ۲۰۰ رسید. تک آهنگ او با نام «زندگی من بدون تو اعصاب خرد کن است» در هفتهٔ اول انتشارش در لیست Hot ۱۰۰ با ارتقائش از رتبهٔ ۹۷ به صدر جدول، رکورد صعود در رتبه را در تاریخ شکست.

در حال حاضر او تنها شرکت‌کننده در مسابقات امریکن آیدل است که توانست به رتبهٔ اول در انگلستان نایل شود. وی همچنین به کمک همین تک آهنگ منتشر شده از آلبوم چهارمش به تنهایی توانست در ۱ مارس ۲۰۰۹ به رتبهٔ اول تعداد دانلودها دست یابد.

کلارکسون با فروش بیش از ۱۰/۲ میلیون آلبوم موسیقی در امریکا و بیش از ۲۰ میلیون آلبوم در سراسر جهان، موفق‌ترین برندهٔ مسابقهٔ امریکن آیدل از لحاظ تعداد فروش به حساب می‌آید. همچنین بر طبق گزارش Nielsen SoundScan کلارکسون در بین ۲۰۰ هنرمندی که بیشترین تعداد فروش آلبوم موسیقی را داشته‌اند، در رتبهٔ ۱۸۷ قرار گرفت.

زندگینامه

ابتدای زندگی و شروع کار

کلی کلارکسون در فورت ورث، از شهرهای ایالت تکزاس، متولد شد و در شهرک کوچکی در حومهٔ فورت ورث به نام بورلسون بزرگ شد. او سومین و کوچکترین فرزند یک معلم سال اول و یک مهندس بازنشسته بود و یک برادر با نام جیسون[۸] و خواهری به نام آلیشا دارد. هنگامی که او شش سال بیشتر نداشت والدین او پس از ۱۷ سال زندگی در کنار هم از یکدیگر جدا شدند. در نتیجه برادر او تصمیم به زندگی با پدرش و خواهر او نیز تصمیم به زندگی در کنار عمه‌اش گرفت و کلی در کنار مادرش باقی ماند. زمانی که مادرش برای تعمیم هزینهٔ خانواده روزانه کارهای مختلفی را انجام می‌داد، کلی بارها به اطراف شهر تگزاس می‌رفت. در نهایت پس از آنکه مادرش با مرد دیگری به نام جیمی تیلور ازدواج کرد، خانوادهٔ تازه تشکیل شدهٔ کلارکسون به بورلسون نقل مکان کرد.

در دوران رشد و بلوغ، خانوادهٔ کلارکسون از نظر مالی در شرایط دشواری قرار گرفته و در منزل مشاجره‌های بسیاری در مورد مسائل مالی می‌شد. از همین جا بود که کلی تصمیم به مسئولیت و استقلال مالی را در همان سن نوجوانی گرفت. پس از اولین طلاق والدینش، موسیقی تنها چیزی بود که او را آرام کرده و به او پناه می‌داد، اما نمی‌توانست آنرا بعنوان علاج درد خود قبول کند. او دورهٔ راهنمایی و دبیرستان خود را به ترتیب در مدارس «Pauline G Hughes» و "Burleson" می‌گذراند. او در اصل می‌خواست یک زیست شناس شود. اما در سال هفتم از تحصیلش، هنگامی که او داشت در راهروی مدرسه آواز می‌خواند، یکی از معلمانش با نام سینتیا گلن صدای او را شنید و از او خواست تا در گروه سرود مدرسه ثبت نام کرده و به فعالیت بپردازد. کلی خطاب به معلمش گفت که او تا کنون در هیچ کلاسی برای تمرین شرکت نکرده‌است. او در دبیرستان در تئاترهای موزیکالی شرکت کرد مانند Annie Get Your Gun, Seven Brides for Seven Brothers و Brigadoon. از اینجا بود که کلی تصمیم به ادامه دادن موسیقی گرفت. پس از آنکه مردی این جملات امید بخش را با او در میان گذاشت: «خداوند این فرصت را نصیب تو کرده‌است. تو باید آواز بخوانی. هدف تو خوانندگی است.» کلی در نمایش استعدادهای مدرسهٔ خود شرکت کرد. او به خواندن ادامه داد و شروع به تمرینهای ابتدایی کرد. از آنجایی که خانوادهٔ او توانایی مالی پایینی داشت، کلی امیدوار بود تا موسیقی بتواند هزینهٔ دانشگاهش را تعمیم کند.کلی بسیار سخت مشغول درس و مدرسه شده بود و همچنین در کنار آن اضافه‌کاری‌هایی مانند چمن زنی و کمک به ناپدری پیمانکارش در ساخت ایوان می‌کرد. او همچنین در ۱۶ سالگی در یک تله تئاتر هم کار می‌کرد، تا زمانی که به لس آنجلس نقل مکان کرد.

به محض فارق التحصیلی از دبیرستان، برای او بورسیه‌های تحصیلی کاملی از طرف دانشگاه تگزاس، دانشگاه تگزاس شمالی و دانشکده موسیقی برکلی پیشنهاد شد، ولی او تمایلی به رفتن به کالج نداشت و او «پیش از این ترانه‌های بسیاری نوشته بود و می‌خواست خودش آنها را امتحان کند» و او معتقد بود که هیچ وقت برای رفتن به کالج دیر نمی‌شود.

امریکن آیدل ۲۰۰۲

کلارکسون در ۴ سپتامبر ۲۰۰۲ با بدست آوردن ۵۸ درصد آراء برندهٔ اولین دورهٔ مسابقات امریکن آیدل شد.[۸] به دنبال آن، کلی تصنیف «لحظه‌ای مانند این»را سرود که متعاقبا این آهنگ در نخستین آلبوم او، سپاسگذار، قرار گرفت. موزیک ویدیوی این ترانه در تئاتر پانتاگس در هالیوود فیلم برداری شد و گوشه‌هایی از اجراهای او در امریکن آیدل هم در آن گنجانده شد. زمانی که این ترانه بعنوان یک تک آهنگ در اکتبر ۲۰۰۲ منتشر شد، در فهرست Billboard Hot ۱۰۰ در رتبه پنجاه و دوم قرار گرفت و پس از اندک زمانی از این رتبه به صدر جدول ارتقاء پیدا کرد.[۹] این موفقیت تا حد زیادی به دلیل تکثیر سی دی تک آهنگی توسط امریکن آیدل در وسعت ۲۳۶ هزار کپی در هفتهٔ اول در ایالات متحده آمریکا، بود. این ترانه همچنین به مدت ۵ هفته در کانادا صدرنشین بود.

ترانه‌های اجرا شده در «امریکن آیدل»

اجرای اصلی: «برای خودت بیان کن» از مدونا و «در نهایت» از اتا جیمز

دوره      نام ترانه خوانندهٔ اصلی       موضوع نتیجه

۱۲۱ نفر برتر       «تکریم»       آریتا فرانکلین        ورود به هالیوود مرحله ۱     مجاز

۶۵ نفر برتر         «کمی عبادت می‌کنم»   دیون وارویک       ورود به هالیوود مرحله ۲     مجاز

۴۵ نفر برتر         «بهترین را برای آخری نگه دار»    ونسا ال.ویلیامز     ورود به هالیوود مرحله ۳     مجاز

۳۰ نفر برتر         «تکریم»             آریتا فرانکلین        گروه ۲ نیمه نهایی مجاز

۱۰ نفر برتر         «تو تنها چیزی هستی که برای پیشرفت نیاز دارم» [  ماروین گی/تامی ترل          Motown           مجاز

۸ نفر برتر           «زن طبیعی»            آریتا فرانکلین        هفتهٔ دهه ۶۰ میلادی           مجاز

۷ نفر برتر           «آن آهنگ را نزن»     آریتا فرانکلین        هفتهٔ دهه ۷۰ میلادی           مجاز

۶ نفر برتر           «چیزی همانند آن در آنجا»         بتی هوتن            هفتهٔ بزرگترین گروهها        مجاز

۵ نفر برتر           «حرکت در نزدیکی»  دیون وارویک       هفتهٔ ترانه‌های عشقی           مجاز

۴ نفر برتر           «این مرد بارانی است»

«من تسلیمم»              ودر گرلز

سلن دیون            هفتهٔ ترانه‌های دهه ۸۰

هفتهٔ ترانه‌های دهه ۹۰        مجاز

۳ نفر برتر           «دوباره فکر کن»

«بدون تو»  سلن دیون

بد فینگر هفتهٔ داوری          مجاز

۲ نفر برتر           «تکریم»

«قبل از عشق تو»

«لحظه‌ای مانند این»           آریتا فرانکلین

کلی کلارکسون

کلی کلارکسون      هفتهٔ ترانه‌های انتخابی خوانندگان        مجاز

نهایی      «لحظه‌ای مانند این»           کلی کلارکسون      انتخاب برندهٔ مسابقات          برنده

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:23 ] [ مبينا ]

بیوگرافی جانت جکسون

جانت جکسون (زاده ۱۶ مه ۱۹۶۶، ایندیانا) خواننده و بازیگر آمریکایی  است. او خواهر خواننده معروف مایکل جکسون می‌باشد.

مشاهده فعالیت خوانندگی پنج برادر وی در سن سه سالگی باعث شد تا در سن هفت سالگی به حرفه موسیقی وارد شود و اولین اثر خود را در لوس آنجلس به نمایش گذاشت. وی سپس در نمایشهای تلویزیونی Good Times و Diff'rent Strokes و Fame بازی کرد.

جانت موفقیت خود را پس از ساختن سومین آلبومش با نام کنترل (Control) در سال ۱۹۸۶ کسب کرد

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:12 ] [ مبينا ]

جاستین رندال تیمبرلیک

جاستین رندال تیمبرلیک (به انگلیسی: Justin Randall Timberlake) (زاده ۳۱ ژانویه سال ۱۹۸۱ میلادی در تنسی) خواننده و ترانه‌سرای پاپ، تهیه‌کننده ، رقصنده و بازیگر آمریکایی  است.

خوانندگی

او با پیوستن به گروه 'N sync به شهرت رسید . در سال ۲۰۰۲ او آلبوم جدای خود رابا نام justified منتشر کرد که ۷ میلیون نسخه در جهان به فروش رفت . آلبوم دوم او Futuresex/Lovesounds در سپتامبر ۲۰۰۶ به بازار آمد که موفقیت‌های خوبی برای او در پی داشت.

زندگی شخصی

تا سال ۲۰۰۲ با بریتنی اسپیرز خوانندهٔ پاپ معاشرت داشت که به جدایی ختم شد. از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۶ هم با کامرون دیاز بازیگر هالیوودی رابطه داشت که آن هم پایان خوشی نداشت و به جدایی انجامید.

وی اکنون با جسیکا بیل (بازیگر) رابطه‌ای جدی دار د

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:11 ] [ مبينا ]

بیوگرافی توپاک

توپاک آمورو شکور (۱۶ ژوئن ۱۹۷۱ – ۱۳ سپتامبر ۱۹۹۶) خواننده مشهور موسیقی هیپ‌هاپ بوده است که معمولا با نام مستعارش یعنی توپاک-2Pac ( یا به طور ساده : پاک - Pac) و ماکاولی- Makaveli مشهور می باشد. میزان فروش آلبوم های وی تا به امروز ۷۵ میلیون دلار بوده و به عنوان یکی از پرفروش ترین هنرمندان موسیقی در جهان به شمار می رود. [۱] شکور علاوه بر موسیقی و فروش بالای آثارش، بازیگر و فعال اجتماعی نیز بوده است. [۲] ترانه های شکور عمدتا درباره مضامین گوناگونی از جمله بزرگ شدن در خشونت، سختی های زندگی در محله های زاغه نشین، نژاد پرستی، مشکلات اجتماعی و درگیری و رقابت موسیقیایی با سایر خوانندگان است. [۳] وی از جهتی دیگر برای دفاع از مساوات اجتماعی و حقوق بشر معروف است. سال ۱۹۹۰ ابتدا شکور یک رقاص و پشتیبان در گروه موسیقی هیپ هاپ دیجیتال آندر گرند بود. [۴]

سال ۱۹۹۴ در لابی یک استودیوی ضبط موسیقی واقع در نیویورک، شکور پنج بار هدف شلیک گلوله قرار گرفت. شکور پس از این رخداد به چهره های دیگر موسیقی رپ شک کرد چرا که قبل از وقوع حادثه احتمالی به وی هشدار ندادند. این چالش ها منجر به برقراری رقابت شدید موسیقیایی میان وست کوست و ایست کوست در ایالات متحده شد.

وی بعد از یک تجاوز جنسی مجرم شناخته شد و به یک و نیم تا چهار و نیم سال زندان محکوم شد. [۵] [۶] پس از گذشت یازده ماه از دوره ی محکومیت توپاک در زندان، وی به یاری دادگاه تجدید نظر مالی از جانب ماریون سوج نایت، مدیر عامل شرکت نشر موسیقیایی دث رو ، از زندان آزاد شد. در ازای کمک سوج نایت جهت آزادی وی، شکور قبول کرد که برای شرکت دث رو سه آلبوم منتشر کند.

شب سیزدهم سپتامبر ۱۹۹۶ در محدوده شهری لاس وگاس ، شکور چهار بار متوالی در حادثه رانندگی- تیر اندازی هدف شلیک گلوله قرار گرفت. وی شش روز پس از نارسایی تنفسی و قلبی در دانشگاه پزشکی نوادا درگذشت. [۷]

زندگی‌نامه

لسانه پاریش کروکس (که در سن ۶ سالگی اسم توپاک را،از اسم رییس اینکاها، توپاک آمارو ۲ که در قرن هجدهم فرماندهٔ جنگ در مقابل اسپانیایی‌ها بود گرفت) در ۶ ژوئن ۱۹۷۱ به دنیا آمد.

آفنی مادر او عضو گروه پلنگ‌های سیاه (Black Panthers) بود. وقتی که او باردار توپاک بود ، به علت بمب گذاری به ۳۰ سال زندان محکوم شد. ولی بدون وکیل ، از خودش دفاع کرد و یک ماه قبل از تولد توپاک از زندان آزاد شد.

توپاک تا سال ۱۹۹۴ پدرش را نمی‌شناخت.

توپاک هم طبق عقاید گروه پلنگ‌های سیاه بزرگ شد. او به همراه مادر و خواهر ناتنی اش در فقر بزرگ شد و باید به جاهای مختلف نیو یورک پناه می‌آورد.به همین دلیل همیشه دوست‌های کمی داشت و همیشه به فکر شعر گفتن و نوشتن خاطره بود.

در ۱۲ سالگی به یک کمپانی تئاتر پیوست. در ۱۵ سالگی با مادرش به بالتیمورا در مری لند رفت و در مدرسهٔ هنر بلاتیمور قبول و تبدیل به یک شاگرد دوست داشتنی شد.در همان جا بود که اولین قطعهٔ رپ خود را با اسم "MC New York" ساخت. دو سال بعد آفنی توپاک را برای زندگی با خانوادهٔ یکی از دوستانش به مارین سیتی در کالیفورنیا فرستاد. همان جا بود که توپاک زندگی عادی را از دست داد و کم تر قانون را رعایت می‌کرد.

ولی خیلی زود آن مکان را ترک کرد و شروع به در خیابانها و پخش مواد مخدر پرداخت. در همین زمان بود که با افرادی دوست شد که او را در ساخت آهنگ‌های رپ کمک کردند.مانند ری لوو که با یکدیگر یک گروه رپ به نام "استریکتلی داپ" درست کردند. اولین باری که یکی از آهنگ‌های توپاک به نام "This is an EP" در یک سی دی ضبط شد، سال ۱۹۹۱ بود. این سی دی مال گروه "دیجیتال آندرگراند" بود.

به سوی شهرت

در اواخر ۱۹۹۱ توپاک ۲۰ ساله با آلبومش به نام "2Pacalypse Now" مشهور شد. خیلی از آهنگ‌ها مشکلات نژاد پرستی و زندگی در حاشیهٔ شهرها را مطرح می‌کرد. این آلبوم پس از معرفی آن توسط جوانان به هم بسیار شهرت یافت. با این که توپاک میخواست در آلبوم خودش سختی‌هایی که جوان‌های سیاه پشت سر میگذاشتند را مطرح می‌کرد،خیلی از قسمت‌ها دربارهٔ خشونت جوان‌ها و پلیس‌ها بود. ولی این آلبوم با انتقادهای بسیاری هم رو به رو شد و پس از این که یک پسر جوان پلیسی را کشت و گفت که از این آلبوم ایده گرفته‌است، این انتقادات به اوج خود رسید.

در اکتبر ۱۹۹۱ در اوکلند دو پلیس به توپاک تذکر دادن چون بدون توجه به چراغ راهنمایی از خیابان گذشته بود و پس از آن توپاک به آن‌ها گفت : "Fuck y' all" (برید گم شید). توپاک در آن جا کتک مفصلی خورد و مجبور به پرداخت ۴۲٬۰۰۰ دلار جریمه نقدی شد.

در ۱۹۹۲ ، پس از یک مبارزه مسلحانه که با مرگ یک کودک ۶ ساله تمام شد توپاک دستگیر شد. ولی توپاک با دادن پول به پدر و مادر آن کودک رضایت آن‌ها را جلب کرد.

در ۱۹۹۳ توپاک با دو پلیس درگیر شد. ولی پلیس‌ها در حال انجام وظیفه نبودند. با این حال شکایات بسیار شدیدی علیه توپاک مطرح شد. ولی پس از این که مشخص شد دو پلیس مست بودند، پرونده بسته شد.

آلبوم بعدی توپاک به نام "Strictly 4 My N.I.G.G.A.Z" بود و در آهنگ‌های "hit I Get Around" و "Keep Ya Head Up" خودش را یک آدم خشن معرفی کرد.

توپاک به همراه دوستانش به نام‌های بیگ سایک ، ماکادوشیس و برادر ناتنی خودش موپریم آلبوم بعدی خودش را به اسم "Thug Life : Volume ۱" با کمپانی اینتر اسکوپ در ۱۹۹۵ بیرون داد. یکی از خالکوبی‌های توپی THUG LIFE بود به معنی "The Hate U Give Little Infants Fuck Everybody".

دشمنیها و رقابتها

توپاک در طول زندگی دشمنان زیادی داشت اما مهم‌ترین دشمنی اش با نتوریوس بیگ(بیگی) و کمپانی پشتیبانش Bad Boy Records بود.این دو نفر در ابتدا دو دوست صمیمی بودند وقتی بیگی هنوز ناشناخته بود. وقتی توپاک در زندان بود از حرفهایی که بیگی و پاف دیدی دربارهٔ او به روزنامهٔ ویبه زدند عصبانی شد. به علت مشکلاتی که با قانون داشت می‌خواست از "بازی رپ" بیرون بیاید اما با شنیدن حرفهایی که پاف دیدی و بگی در بارهٔ او زدند تصمیم گرفت باز گردد و انتقام خود را بگیرد.

وقتی داشت فیلم "Poetic Justice" را با جانت جکسن بازی می‌کرد،توپاک انجام تست AIDS خود داری کرد. توپاک می‌گفت که مردان دیگر هم این تست را انجام نداده بودند. پس جانت از دست توپاک ناراحت شد و پس از پایان فیلم دیگر با او حرف نزد. ولی توپاک در آهنگ "I Got My Mind Made Up" از او معذرت خواهی کرد.

از طرف دیگر توپاک دشمنی خودش را با بیگی ادامه می‌داد و در آهنگ "Hit 'Em Up" به این که با زن بیگی - فیت ایوانز -خوابیده اشاره کرد.بعد از مرگ بیگی،۶ ماه بعد از مرگ توپاک،فیت و پاف دیدی،آهنگی به نام "I'll Be Missing You" به یاد بیگی ساختند.

توپاک با دکتر دری هم کمی مشکل داشت.دکتر دری در کمپانی دیت رو تهیه کننده بود.به نظر توپاک دکتر دری در دیت رو هیچ کاری نمی‌کرد و از زحمت بقیه پول در میاود. هم چنین وقتی که دکتر دری از شهادت به نفع اسنوپ داگ در دادگاه خودداری کرد،از دست او بسیار عصبانی شد. هم چنین توپاک در چند آهنگش به گی بودن دکتر دری اشاره کرد.

توپاک از ماپ دیپ هم انتاد کرد.زیرا ماپ دیپ توپاک را در یک کنسرت مسخره کرد و توپاک جواب خود را در "Hit 'Em Up" داد. ولی ماپ دیپ پس از مرگ توپاک نظرش را عوض کرد و به او بسیار احترام گذاشت.

سال‌های آخر

در دسامبر۱۹۹۴،توپاک به تجواز به یک زن در هتل متهم شد.و در فوریهٔ ۱۹۹۵،توپاک به ۴ سال زندان مجکوم شد. ولی قبل از تصویب حکم دادگاه،در کنار یک استودیوی ضبط در نیویورک،به توپاک حمله شد و ۵ گلوله به سمت او شلیک شد. توپاک در یک مصاحبه به یاد آورد : در شب ۳۰ نوامبر ۱۹۹۴،او به همراه یکی از دوستانش و مدیر برنامه‌هایش،برای ضبط کردن یک سری آهنگ به استودیو رفتند. وقتی داشتند وارد استودیو می‌شدند،دو نفر به آن‌ها نزدیک شدند.توپاک فکر می‌کرد که آن‌ها پلیس‌های امنیتی استودیوی بیگی هستند. آن دو نفر توپاک و دوستانش را مجبور کردند که روی زمین دراز بکشند.ولی هدف آن‌ها توپاک بود.به همین دلیل به توپاک ۵ گلوله شلیک کردند و تمام جواهرات و پول‌های او را دزدیدند. توپاک با کمک دوستانش،از آسانسور بالا رفت تا به بیگی،پاف دیدی و لیل سزار برسد. توپاک می‌گفت که دوستان او کمی مشکوک به نظر می‌رسیدند.انگار که آن‌ها تعجب کرده بودند که چرا او هنوز زنده‌است. ولی به شکلی معجزه آسا توپاک زنده مانده بود.بر خلاف نظر پزشکان،او پس از چند روز از بیمارستان بیرون آمد و چند روز بعد با صندلی چرخ دار به دادگاه رفت تا حکم دادگاهش را در مورد تجاوز به آن زن گوش کند.

در زمانی که توپاک در زندان بود،آلبوم او به نام "Me Against The World" چاپ شد.توپاک تنها خواننده‌ای بود که وقتی در زندان بود،آلبومش در برترین‌ها شمارهٔ ۱ بود. در همین زمان با کیشا موریس که مدت زیادی بود با هم نامزد بودند هم ازدواج کرد. در اکتبر پس از ۸ ماه زندان،توپاک با کمک رییس دیت رو رکوردز - سوگ نایت - از زندان بیرون آمد.سوگ برای آزادی توپاک ۱٫۴ میلیون دلار پرداخت کرد و توپاک هم مجبور شد که سه آلبوم برای دیت رو بسازد.بنابراین پس از آزادیش بلافاصله شروع به کار کردن کرد و در ۱۹۹۶،آلبوم "All Eyes On Me" را بیرون داد.

آخرین آلبومی که توپاک بیرون داد،"The Don Killuminati: The ۷ Day Theory" بود که ۲ ماه پس از مرگ او چاپ شد.در خیلی از آهنگ‌های این آلبوم مرگ خود را پیشینی کرده بود. میگویند که ساخت این آلبوم ۷ روز طول کشید و مهم ترین آهنگ آن "Hail Mary" در نیم ساعت ساخته شد.این آلبوم بیش از ۵ میلیون فروش کرد. توپاک داشت یک هنرپیشهٔ حرفه‌ای هم می‌شد.از ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۶،توپاک ۷ فیلم بازی کرد.

مرگ

توپاک پس از این تماشای یک مسابقه بوکس بین مایک تایسن و بروک سلدون با شلیک چند گلوله از یک کادیلاک در لاس وگاس در نوادا،در ۷ سپتامبر ۱۹۹۶ به آسیب رسیدو پس از ۶ روز در بیمارستان دانشگاه نوادا در ساعت ۴ و ۳ دقیقهٔ صبح در ۱۳ سپاتامبر وقتی که تنها ۲۵ سال داشت درگذشت.

میگویند کسانی که به او گلوله شلیک کردند از آدم‌های ایست کوست (مخصوصاً بیگی) بودند که بسیار با هم رقابت داشتند. پلیس لاس وگاس با این که هنوز رسماً این پرونده را نبسته‌اند،ولی به این نتیجه رسیدند که کریپس،یکی از گروه‌های گنگ لوس آنجلس،او را کشتند.

چند ساعت قبل از حمله،توپاک در یک دعوا به همراه نفرات بلودز (یک گروه گنگ دیگر لوس آنجلس که با کریپس رقابت داشت) در مقابل گروهی دیگر شرکت داشت. باید اشاره کرد که توپاک و دیت رو امنیت خود را به گنگ بلودز واگذار می‌کردند. از طرف دیگر بیگی و بد بویز وقتی که هنوز در کالیفورنیا زندگی می‌کردند،امنیت خود را به گنگ کریپس واگذار می‌کردند. در یک گزارش روزنامهٔ لاس وگاس تایمز،به این نتیجه رسیدند که بیگی،که او هم در آن زمان در شهر بود،حاظر شد که برای کشتن توپاک به کریپس پول دهد.

توپاک که پس از حمله در سال ۱۹۹۴،همیشه همراه خودش چند بادی گارد و جلیقهٔ ضد گلوله حمل می‌کرد،آن شب هیچ کدام را همراه نداشت . دلیل این موضوع هنوز یک معماست. نکتهٔ جالب این است که نام آخرین آلبوم او "The Don Killuminati: The Seven Day Theory " بود که اگر حروف آن را جابجا کنیم این جمله به دست می‌آید : "OK on tha ۷th u think I'm dead yet I'm really alive" که معنی آن می‌شود : تو فکر می‌کنی که من در روز ۷ می‌میرم ولی من هنوز زنده‌ام. این شمارهٔ ۷ در چند جای دیگر هم وجود دارد مانند : ۷ سپتامبر به او تیر زدند. از ۱۲ تیر ۵ تیر به او خورد و ۷ تیر به او نخورد. او در ۴:۰۳ صبح مرد که جمع آن ۷ می‌شود. همچنین او در سن 25 سالگی مرد که جمع 2و5 هم 7 میشه. البته خیلی ها در مرگ توپاک شک دارند و با توجه به چند عکس و فیلمی که بعد از مرگ توپاک اونرو زنده نشون میداد عقیده دارند که اون هنوز زنده است. توپاک اواخر عمر خود خیلی به ماکیاولی علاقه مند شده بود ماکیاولی فیلسوف ایتالیایی بود که همه فکر میکردند که در سن 25 سالگی مرده اما او دوباره بعد از18 سال (در سن 43 سالگی) برگشت وانتقام خود را از دشمنانش گرفت به همین دلیل خیلی ها معتقدند که توپاک نمرده و میخواد از روش ماکیاولی استفاده کنه همچنین وقتی مادر تو پاک جنازه ی توپاک رو دید گفت که اون پسرش نیست با این حال اگر توپاک بخواد دوباره برگرده باید سال 2014 که بازهم جمع 2و1و4 برابر با 7 میشه برگرده چون 43 سالش میشه و 18 سال از مرگش میگذره.

جالب این است که تعداد آهنگ‌هایی که پس از مرگ توپاک از او بیرون آمد بیش تر از تعداد آهنگ‌هایی است که قبل از مرگش بیرون آمد و آهنگ‌های او هنوز هم در تمام دنیا ریمیکس می‌شوند.

در ۱۴ نوامبر ۲۰۰۳ فیلمی دربارهٔ او به نام "Tupac : Resurrection" ساخته شد که زندگیش را با صدای خودش تعریف کرد.

موسیقی شناسی

آلبوم‌های استودیویی

سال       آلبوم

۱۹۹۱    اینک توپاک الزمان

۱۹۹۳    اکیداً برای سیاهانم

۱۹۹۵    من، ضد جهان

۱۹۹۶    دون کیلومیناتی: نظریه ۷ روز

آلبوم‌های پس از مرگ

سال       آلبوم

۱۹۹۷    آیا هنوز پایینی؟ (مرا به خاطر بسپار)

۲۰۰۱    تا آخرالزمان

۲۰۰۲    روزهای بهتر

۲۰۰۴    وفادار به بازی

۲۰۰۶    زندگی پآک

فیلم‌ها

    * Nothing But Trouble (۱۹۹۱, به کارگردانی Dan Aykroyd

    * Juice (۱۹۹۲, به کارگردانی Ernest Dickerson

    * Poetic Justice (۱۹۹۳, به کارگردانی John Singleton

    * Above the Rim (۱۹۹۴, به کارگردانی Jeff Pollack

    * Bullet (۱۹۹۶, به کارگردانی Julien Temple

    * Gridlock'd (۱۹۹۷, به کارگردانی Vondie Curtis-Hall

    * Gang Related (۱۹۹۷, به کارگردانی Jim Kouf

    * Biggie & Tupac (۲۰۰۲, به کارگردانی Nick Broomfield

    * Tupac: Resurrection (۲۰۰۳, به کارگردانی Lauren Lazin

    * 2007 fuck you mother and fuck you sister and fuck me

اشعار

    * The Rose That grew From Concrete

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:9 ] [ مبينا ]

بیوگرافی بیانسه

بیانسه (به انگلیسی: Beyoncé Giselle Knowles) (زاده ۴ سپتامبر ۱۹۸۱) , خواننده و بازیگر آمریکایی سبک آر اند بی است.

زندگینامه

او در آغاز به خاطر اینکه خواننده اول گروه دستینیز چایلد بود مشهور شد. پس از یک دوره از کارهای موفقیت آمیز با گروه بیانسه، آلبوم خود را به نام «دیوانه‌وار در عشق» (crazy in love) وارد بازار کرد. این آلبوم تبدیل به یکی از بزرگترین آلبوم‌های آن سال شد و بیانسه برای آن ۵ جایزه گرمی به دست آورد. آلبوم دوم بیانسه به نام B'day (روز تولد) همزمان با تولد ۲۵ سالگی او وارد بازار شد و دلیل این نام‌گذاری نیز همین است.

بیانسه همچنین در عرصه سینما نیز موفقیت‌هایی را به دست آورده و در فیلم‌های هالیوودی مثل پلنگ صورتی و دختران رویایی بازی کرده است.همچنین همسر او (جی زی - jay z) رپر و خواننده هی پاپ مشهور است. آن‌ها سال ۲۰۰۸ ازدواج کردند.

[[پرونده:]]== آلبوم‌ها ==

    * ۲۰۰۳ Dangerously in Love

    * ۲۰۰۶ روز تولد B'Day

    * ۲۰۰۷ B'Day Deluxe Edition

تک‌آهنگ‌ها

سال       Title      آلبوم       رتبه‌های جدول      امتیازات

ایالات متحده         UK        کانادا      استرالیا   آلمان      لهستان    فرانسه    ژاپن       اروپا      świat

۲۰۰۰    I Got That         All Money Is Legal         -           -           -           -           -           -           -           -           -           -             -

۲۰۰۲    Work It Out       Dangerously in Love      -           ۷          -           ۲۱        ۷۵        ۴۱        ۸۷        ۱۶        ۲۶        ۲۲             ۱,۲۷۰,۰۰۰

'03 Bonnie & Clyde       ۴          ۲          ۴          ۲          ۶          ۳          ۲۵        ۴۹        ۳          ۷          ۲,۸۸۶,۰۰۰

۲۰۰۳    Sexy Little Thug             Speak My Mind            -           -           -           -           -           -           -           -           -             -           -

۲۰۰۳    Crazy in love     Dangerously in Love      ۱          ۱          ۲          ۲          ۶          ۱          ۲۱        ۵          ۱          ۱             ۵,۸۱۸,۰۰۰

-           What's It Gonna Be       Live at Wembley (DVD Beyoncé)|Live at Wembley        -           -           -           -           -             -           -           -           -           -           -

۲۰۰۳    Baby Boy          Dangerously in Love      ۱          ۲          ۲          ۳          ۴          ۱          ۸          ۲۹        ۴          ۳             ۴,۱۴۲,۰۰۰

-           Fighting Temptation      The Fighting Temptations OST   -           -           -           -           ۵۴        -           -           -             -           -           -

-           Me, Myself and I           Dangerously in Love      ۴          ۱۱        ۷          ۱۱        ۳۵        ۸          ۴۵        ۳۳        ۳۲             ۸          ۲,۵۱۸,۰۰۰

-           Summertime (Beyonce song)|Summertime      The Fighting Temptations OST   -           -           -           -           -             -           -           -           -           -           -

-           Dangerously in Love ۲   Dangerously in Love      -           ۵۷        -           -           -           -           -           -           -             -           -

۲۰۰۴    Naughty Girl     ۳          ۹          ۲          ۹          ۱۶        ۱          ۱۸        ۴۰        ۸          ۶          ۳,۱۵۰,۰۰۰

۲۰۰۶    Check on It       B'Day, Number ۱'s        ۱          ۳          ۵          -           ۱۱        ۱          ۳۲        ۱۶        ۶          ۲             ۳.۹۱۹.۰۰۰

۲۰۰۶    Deja Vu (singel Beyoncé Knowles)|Déjà vu       B'Day    ۴          ۱          ۱۰        ۱۲        ۹          ۱          ۲۳        ۴۶             ۵          ۸          ۳,۲۷۰,۰۰۰

-           One Night Only             Dreamgirls: Music from the Motion Picture|Dreamgirls OST       -           -           -           -             -           -           -           -           -           -           -

-           Ring the Alarm B'Day    ۱۱۲      ۱۱        -           -           ۴۶        -           ۵۴        -           ۳۷        -           ۳۵۸,۰۰۰

-           Irreplaceable    -           ۱          ۴          ۳          ۱          ۱۱        ۲          ۱۰        ۲۳        ۲          ۱          ۵,۹۷۵,۰۰۰

-           Upgrade U        ۱۷۶      ۵۹        -           -           -           -           -           -           -           -           -           -

۲۰۰۷    Listen (song)|Listen      -           ۶۱        ۱۶        ۲۰        -           ۱۸        -           -           ۱۸        ۱۴        -           -

-           Hollywood (Jay-Z song)|Hollywood       Kingdom Come             -           -           -           -           -           ۹۸        -             -           ۲۰۳      -           -

۲۰۰۷    Beautiful Liar     B'Day Deluxe Edition     ۳          ۱          ۲          ۵          ۱          ۲          ۱          ۳          ۱          ۲             ۴,۴۱۷,۰۰۰

Suga mama       -           -           -           -           -           -           -           -           -           -           -

Get Me Bodied             ۶۸        -           ۱          -           -           -           -           -           -           -           -

Amor Gitano     -           -           -           -           -           -           -           -           -           -           -

Green Light       ۱۲        -           -           -           ۵۱        -           -           ۳۵        -           -           -

If (Beyoncé song)|If     -           -           -           -           -           -           -           -           -           -           -

Until the End of Time (song Justin Timberlake)|Until the End of Time                 ۲۴        -           -           -           -           -             -           -           ۲۳۰      -

 

==فیلم‌ها==۲۰۰۱

سال       عنوان     شخصیت

۲۰۰۱    Carmen: A Hip Hopera کامرون براوت

۲۰۰۲    Austin Powers in Goldmember             فاکسی کلوئوپاترا

۲۰۰۳    The Fighting Temptations          لیلی

۲۰۰۶    The Pink Panther          زانیا

۲۰۰۶    DreamGirls       Deena Jones

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:8 ] [ مبينا ]

بیوگرافی بریتنی اسپیرز

بریتنی جین اسپیرز(به انگلیسی: Britney Jean Spears) (متولد ۲ دسامبر ۱۹۸۱) خواننده ، رقاص ، ترانه سرا ، بازیگر و نویسنده آمریکایی است. او طبق آمار Zomba Label Group بیش از ۸۳ میلیون نسخه در جهان فروش داشت. موسسه RIAA رتبه هشتم پرفروش ترین هنرمند زن تاریخ موسیقی آمریکا را به او داد؛ ۳۲ میلیون آلبوم در آمریکا به فروش رساند. موفقیت او به عنوان خواننده به او اجازه فعالیت در سایر زمینه‌های هنری را داد. او درسینما و تلوزیون بازیگری کرده، دو جلد کتاب نوشته، همچنین او قرداد چندین محصول دیگر از قبیل خط تولید عطر خودش(عطر بریتنی) را امضا کرده است.

بریتنی نخستین آلبوم خود ...Baby One More Time را در سال ۱۹۹۹ عرضه کرد، که او را به سمت شهرت سوق داد. آهنگ "…Baby One More Time" در Billboard رتبه اول را کسب کرد. او دومین آلبوم استدیویی خودش را به نام Oops!… I Did It Again در سال ۲۰۰۰ با موفقیت روانه بازار کرد. آلبوم سوم به نام Britney در سال ۲۰۰۱ و در پی آن آلبوم چهارم با نام In the Zone در سال ۲۰۰۳ عرضه شد. تک اهنگ "Toxic" از آلبوم چهارم اولین جایزه Grammy Award بریتنی را به ارمغان آورد. بعد از عرضه آلبوم remix/ greatest hits collection، او آلبوم پنجم خود Blackout را در سال ۲۰۰۷ عرضه کرد.آلبوم ششم وي به عنوان سيرك دسامبر 2008 وارد بازار شد و در رده اول بيلبورد قرار گرفت

ازدواج

به خاطر شهرتش، زندگی شخصی اسپیرز بیشتر مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت. این موضوع بعد از ازدواج با (کوین فرلین - Kevin Federline) در سال ۲۰۰۴ افزایش یافت. او اولین فرزندش (شان پرستون - Sean Preston) در سال ۲۰۰۵ و دومین فرزندش (جیدن جیمز - Jayden James) در سال ۲۰۰۶ به دنیا آورد. طلاق این زوج در ماه نوامبر همان سال (۲۰۰۶) به شدت تبلیغ شد و در پی آن بر سر حضانت پسرهایشان درگیری پیدا کردند.

دوران کودکی و کشف استعداد

بریتنی اسپیرز در مک کام(McComb) , می سی سی پی به دنیا آمد و در کنت وود (Kentwood) , لوئیزیانا و در موسسه مذهبی Southern Baptist. بزرگ شد. والدینش Lynne Irene معلم سابق پیش دبستان، و Jamie Parnell Spears پیمانکار ساختمان هستند. برادر بریتنی برایان (Bryan) به عنوان مدیر اقنصادی خانواده فعالیت می‌کند و خواهرش جمی لین (Jamie Lynn) بازیگر و خواننده است.

بریتنی یک ژیمناستکار تعلیم دیده بود، تا سن ۹ سالگی در کلاس های ژیمناستیک و مسابقات نیز شرکت می‌کرد. او در گروه کر کلیسای محلی Baptist به آوازخوانی و رقص مشغول شد. در سن ۸ سالگی، درکانال Disney برای سریال The New Mickey Mouse Club تست صدا داد. اگرچه در آن زمان او خیلی جوان تشخیص داده شد که به سریال بپیوند ولی تهیه کننده او را به نماینده شهر نیو یورک معرفی کرد. بریتنی سپس سه تابستان را در شهر نیو یورک در مدرسه هنری Professional Performing Arts School گذراند. در سال ۱۹۹۲ او در یک شو تلوزیونی محبوب به نام Star Search شرکت کرد. او دراولین دور رقابت ها در این شو تلوزیونی را برنده شد ولی نهایتا باخت. در سن ۱۱ سالگی بریتنی به کانال Disney برای شرکت در The New Mickey Mouse Club بازگشت. او در سال های ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۴ در این برنامه درخشید در حالی که او فقط ۱۳ سال داشت. وقتی که برنامه تمام شد، بریتنی به Kentwood برگشت و به مدت یکسال تحصیلات متوسطه را ادامه داد.

در سال ۱۹۹۷ بریتنی به یک گروه پاپ دخترانه به نام Innosense پیوست. بعدا در همان سال، او دموی یک آهنگ تک خوانی را توسط کمپانی Jive Records ضبط کرد. او تور کنسرت در آمریکا برگذار کرد که اسپانسر آن American teen magazines بود و سرانجام او یک هنرمند آزاد برای گروه'N Sync و Backstreet Boys شد.

او در جوايز mtv music video سال ۲۰۰۸ موفق شد سه جايزه اصلي يعني بهترین خواننده زن - بهترین ویدیو پاپ سال - ویدیو سالرا براي piece of me برنده شود

در اواخر سال 2008 میلادی نیز آلبوم Circus (سیرک(آلبوم)) او که کاری بسیار زیبا و مثل همیشه متفاوت بود نیز منتشر شد که با استقبالی چشمگیر روبه رو شد

دیسکوگرافی

آلبوم های استودیویی

    * ۱۹۹۹ ...Baby One More Time

    * ۲۰۰۰ Oops!... I Did It Again

    * ۲۰۰۱ Britney

    * ۲۰۰۴ In The Zone

    * ۲۰۰۷ Blackout

    * ۲۰۰۸ سیرک (Circus)

آلبوم های تلفیقی، بازآمیزی ها و آلبوم های چندآهنگه:

۲۰۰۴ Greatest Hits: My Prerogative

    * B In Remix 2005

single collection 2009 *

دی وی دی ها

تاریخ انتشار         عنوان     نسخه‌های فروش و مدارک

۲۱ نوامبر ۱۹۹۹ Time Out with Britney Spears

    * ۱st DVD

    * U.S. peak position: No. ۷   

    * (۷۵۰٬۰۰۰ نسخه) United States: ۳x Platinum

    * (۵٬۰۰۰ نسخه) Canada: Gold

    * (۱۰٬۰۰۰ نسخه) Germany: Gold

۲۱ نوامبر ۲۰۰۰ Live and More!

    * ۱st live DVD

    * U.S. peak position: No. ۴

    * (۳۰۰٬۰۰۰ نسخه) United States: ۳x Platinum

    * (۱۰٬۰۰۰ نسخه) Germany: Gold

۲۰ نوامبر ۲۰۰۱ Britney: The Videos

    * ۲nd live DVD

    * U.S. peak position: No. ۱ (۲ weeks)

    * (۲۰۰٬۰۰۰ نسخه) United States: ۲x Platinum

۱۲ فوریه ۲۰۰۲   Live from Las Vegas

    * ۳rd live DVD

    * U.S. peak position: No. ۱ (۶ weeks)

    * (۲۰۰٬۰۰۰ نسخه) United States: ۲x Platinum

    * (۲۰٬۰۰۰ نسخه) France: Platinum

    * (۱۰٬۰۰۰ نسخه) Mexico: Gold

۶ آوریل ۲۰۰۴     In the Zone

    * ۴th live DVD

    * U.S. peak position: No. ۱ (۱ week)

    * (۱۰۰٬۰۰۰ نسخه) United States: Platinum

    * (۷٬۵۰۰ نسخه) Australia: Gold

    * (۲۰٬۰۰۰ نسخه) France: Platinum

    * (۱۰٬۰۰۰ نسخه) Mexico: Gold

۹ نوامبر ۲۰۰۴    Greatest Hits: My Prerogative

    * ۱st greatest hits DVD

    * U.S. peak position: No. ۱ (۳ weeks)

    * (۲۰۰٬۰۰۰ نسخه) United States: ۲x Platinum

    * (۳۰٬۰۰۰ نسخه) Australia: ۲x Platinum

    * (۲۵٬۰۰۰ نسخه) Brazil: Gold

    * (۱۰٬۰۰۰ نسخه) Mexico: Gold

۲۷ سپتامبر ۲۰۰۵             Britney & Kevin: Chaotic... The DVD & More

    * ۱st Reality television|reality TV DVD

    * U.S. peak position: No. ۱ (۱ week)

فیلم‌شناسی

سال       عنوان     نقش       توضیحات

۲۰۰۷    بسیار تندرست       درو هارت          

۲۰۰۲    چهارراه   لوسی واگنر         

۱۹۹۹    تصویری از منظره             مهماندار هواپیما

           

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:6 ] [ مبينا ]

بیوگرافی امی لی (خواننده گروه اونسنس)

امی لی هارتزلر، متولد شده با نام امی لین لی و مشهور به امی لی، (به انگلیسی: Amy Lee) ‏(متولد ۱۳ دسامبر ۱۹۸۱ در شهر ریورساید ایالت کالیفرنیا)، خواننده و آهنگساز آمریکایی بوده و از کودکی نواختن پیانو را آموزش دیده‌است. او یکی از بنیانگذاران و خواننده اصلی گروه راک اونسنس است. این گروه برنده جایزه گرمی شده‌است.

بازه‌ای که او تحت تأثیر آنان است، از موسیقی‌دانان کلاسیکی نظیر موتزارت تا آهنگسازان معاصری نظیر بیورک، توری آموس، دنی الفمن و پلامب امتداد دارد. امی لی یکی از خوانندگان زن موفق موسیقی آلترنتیو به‌شمار می‌آید و در ویدئوهایش همراه با اونسنس به القای مفاهیم خاص به بیننده می‌پردازد.

روز ۴ مارس روز اونسنس به رسمیت شناخته شده‌است.

زندگینامه

سالهای جوانی

امی لی فرزند جان لی و سارا کارگیل است. او یک برادر به نام رابی و دو خواهر به نام‌های کری و لوری دارد. همچنین امی خواهر دیگری داشت که در سال ۱۹۸۷ در سه سالگی بر اثر بیماری ناشناخته‌ای درگذشت. او اهنگ "Hello" از البوم "Fallen" و نیز اهنگ "Like you" از آلبوم "The open door" را برای خواهر درگذشته‌اش نوشته است[۳].امی نواختن پیانو کلاسیک را در نه سالگی فرا گرفت. خانواده او به جاهای زیادی مهاجرت کردند که از جمله آن‌ها می‌توان به فلوریدا و ایلینوی اشاره کرد.اما سرانجام در لیتل راک آرکانزاس اقامت کردند. جایی که اونسنس آغاز شد.

در یک مصاحبه با AOL Music امی اعلام کرد اولین آهنگ‌هایی که بخاطر دارد نوشته‌است "جاودانی در غم" و "یک قطره اشک" نام دارد.اولین بار که او شروع به نوشتن کرد یازده ساله بود و به یک اهنگ ساز کلاسیک احتیاج داشت.

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:4 ] [ مبينا ]

بیوگرافی گروه اوانسنس(Evanescence )

اونسنس (به انگلیسی: Evanescence) به معنی به تدریج محو شدن) یک گروه راک آمریکایی است که در سال ۱۹۹۵ توسط امی لی خواننده و پیانیست، و بن مودی گیتاریست در آرکنسا تشکیل شد

جوایز

گروه اونسنس در سال ۲۰۰۴ برندهٔ دو جایزهٔ گرمی شد؛ جایزهٔ بهترین هنرمند جدید به گروه تعلق گرفت و جایزهٔ بهترین اجرای هاردراک به قطعهٔ Bring Me To Life از آثار گروه داده شد.

اعضا

اعضای فعلی

    * امی لی: خواننده اصلی، پیانو، کیبورد (۱۹۹۸ تاکنون)

    * تری بالسامو: گیتار (۱۶ نوامبر ۲۰۰۳ تاکنون)

    * تیم مک‌کورد: گیتار بیس (۱۰ اوت ۲۰۰۶ تاکنون)

اعضای پیشین

    * ویل بوید: گیتار بیس (ژوئن ۲۰۰۳ تا ۱۴ ژوئیه ۲۰۰۶)

    * راکی گری: درامز (۲۰۰۲ تا ۴ مه ۲۰۰۷)

    * دیوید هاجز: کیبورد، پیانو، صداهای پس‌زمینه (۱۹۹۹ تا ۱۹ دسامبر ۲۰۰۲)

    * ویل هانت: درامز (عضو مهمان؛ ۱۷ مه ۲۰۰۷ تا ۹ دسامبر ۲۰۰۷)

    * جان له‌کامپت: گیتار، خواننده دوم در بعضی اجراهای زنده "Bring Me To Life"(۲۰۰۲ تا ۴ مه ۲۰۰۷)

    * تروی مک‌لاوهورن: گیتار (عضو مهمان؛ ۱۷ مه ۲۰۰۷ - ۹ دسامبر ۲۰۰۷)

    * بن مودی: لیدگیتار (۱۹۹۸ - ۲۲ اکتبر ۲۰۰۳)

آلبوم‌ها

    * Evanescence EP (دسامبر ۱۹۹۸)

    * Sound Asleep EP (اوت ۱۹۹۹)

    * Origin (نوامبر ۲۰۰۰)

    * Mystary EP (ژانویه ۲۰۰۳)

    * Fallen (مارس ۲۰۰۳)

    * Anywhere but Home (نوامبر ۲۰۰۴)

    * The Open Door (اکتبر ۲۰۰۶)

تک‌آهنگ‌ها

    * Bring Me To Life

    * Going Under

    * My Immortal

    * Everybody's Fool

    * Missing

    * Call Me When You're Sober

    * Lithium

    * Sweet Sacrifice

    * Good Enough

آثار متفرقه

    * موزیک متن فیلم (۲۰۰۳) Daredevil شامل دو قطعه از آلبوم Fallen با نام‌های «My Immortal» و «Bring Me To Life» می‌شود همچنین قطعه «Going Under» در موزیک متن بازی (Enter The Matrix (۲۰۰۳ استفاده شده است.

    * قطعه Breathe No More فقط در آلبوم موزیک متن فیلم (۲۰۰۵) Elektra قرار دارد.

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:2 ] [ مبينا ]

بیوگرافی امینم

مارشال بروس مدرز سوم(Marshall Bruce Mathers III) با لقب هُنری اِمینِم (به انگلیسی: Eminem)(نوشتار به صورت EMINƎM) خواننده رپ، آهنگساز، تهیه‌کننده و هنرپیشه آمریکایی است .او با انتشار اولین آلبوم خود "اسلیم شیدی ای پی"، "جایزه گرمی بهترین آلبوم رپ" را بدست آورد. آلبوم بعدی، "مارشال مدرز ال پی"، سریعترین فروش آلبوم تک خواننده را کسب کرد. با مورد توجه بیشتر قرار گرفتن او، لیبل شخصی او ، "شیدی رکوردز" راه اندازی شد که باعث تشکیل گروه "دی توالو"شد. که این گروه جریان اصلی کارهای او قرار گرفت. "مارشال مدرز ال پی" و آلبوم سوم او "نمایش امینم" هم جوایز گرمی دریافت کردند که باعث شد امینم به عنوان اولین خواننده ای شناخته شود که سه جایزه "بهترین آلبوم رپ" را کسب کرده است. او یک جایزه با همین عنوان در سال 2010 را برای آلبوم "ریلپس" دریافت کرد تا جمع جوایز گرمی او به 11 برسد. در 2002، امینم "جایزه اسکار بهترین موسیقی" را برای قطعه "لوز یور سلف" برای اجرا در "8مایل" (که در آن بازی هم کرده بود) گرفت. "لوز یور سلف" هم به عنوان دراز مدت ترین "قطعه ی شماره یک رپ" شناخته شد. بعد از تور دور دنیای سال 2005، در موسیقی او وقفه افتاد و بعد از آلبوم "دوباره خوانی" (فقط گلچین) در 2004 آلبومی منتشر نشد. تا سر انجام در 15 می 2009، آلبوم ریلپس از او منتشر شد. امینم پرفروش ترین خواننده ی دهه نیز به شمار می رود که تا کنون بیش 80 میلیون نسخه از آلبوم های او منتشر شده و او را یکی از خوانندگان پرفروش دنیا کرده است. امینم در مجله ی "رولینگ استونز" در لیست "100 خواننده ی بزرگ تمام دوره ها" رتبه ی 82 را گرفت و عنوان "بهترین رپر تاریخ" را از مجله ی "وایب" دریافت کرد. با احتساب کار های امینم با گروه دی توالو، امینم 8 آلبوم شماره یک در 100 رتبه ی برتر مجله ی "بیلبورد" و 12 قطعه شماره یک در سراسر دنیا دارد. در دسامبر 2009، امینم در "بیلبورد" به عنوان "هنرمند دهه " نام گرفت. به گفته ی مجله، دلیل این انتخاب این بوده که دو آلبوم از پنج آلبوم پرفروش دهه ی 2000 متعلق به او است.

سال های اولیه

مدرز در میسوری، سنت جوزف به دنیا آمد. مادر او دبورا مدرز-بریگز و پدر او مارشال بروس مدرز جونیور هستند. اصالت او به اسکاتلند وانگلیس و در رده های دورتر به سوییس و آلمان بر می گردد. زمان کوتاهی پس از تولد او، پدرش خانواده را برای همیشه ترک می کند. تا قبل از این که او 12 ساله بشود، آنها در خانه های زیادی در شهرهای مختلف میسوری جابجا می شدند. تا اینکه در شهر وارن ایالت میشیگان (از حومه های دیترویت)ساکن شدند. بعد از گوش دادن به آلبوم "گواهی نامه شده به 3" از گروه "پسران جانورصفت" به هیپ-هاپ علاقه مند شد و قطعه هایی به صورت تازه کار با اسم مستعار "ام اند ام" اجرا کرد و عضو گروهی ملقب به "محصولات بیسمینت" شد و اولین آلبوم زیرزمینی خود را به نام "قدم گذاشتن به صحنه" منتشر کرد. آنها بعداً نام خود را به "سول اینتنت" تغییر دادند و حوالی سال 1995 تک آهنگ "خائن لعنتی" را با تهیه کنندگی شرکت "ماشینین داک رکوردز" منتشر کردند. با وجود اینکه مارشال به مدرسه ی لینکولن در وارن می رفت، ولی گاهی در مبارزه های سبک آزاد رپ در مدرسه ی آزبورن در آنسوی شهر شرکت می کرد تا مجوز فعالیت هیپ-هاپ زیرزمینی را بگیرد. و سر انجام بعد از دوبار خواندن سال نهم و مدرسه گریزی، او در سن 17 سالگی از مدرسه اخراج شد.

حرفه موسیقی

1992-1998 کارهای اولیه و بینهایت

امینم در سال 1992 به طور ابتدایی در شرکت اف تی بی عضو بود که توسط دو برادر به نام های جف و مارک بیس اداره می شد. مارشال در همان حال یک شغل پاره وقت نیز داشت که آشپزی و ظرف شستن در رستوران گیلبرتز لاج بود. در سال 1996 او اولین کار خود، "بینهایت" را عرضه کرد که در استودیوی بِیسمینت که تحت نظارت برادران بیس بود، ضبط شده بود. این آلبوم با لیبل غیر مستقل سرگرمی های اینترنتی منتشر شد. امینم بعد ها می گوید « واضحه که به عنوان اوّلین کارم تحت تاثیر بقیه ی خواننده ها بودم. من تلمیح های زیادی از خواننده هایی مثل "ناس" و "ای. زد" داشتم. "بینهایت" فقط یه آزمایش بود برای این که بتونم بفهمم قالب آهنگ هام چه جوری باشه. چه جوری با میکروفون صدا درست کنم و خودم رو عرضه کنم. یه سکوی پیشرفته بود "بینهایت" مثل یه پیش نمایش بود که منو بالا بکشه." مضامین بینهایت بیشتر شامل دردسر های بزرگ کردن هِیلی، دختر نوزادش، زیر بار قرض وام ها و میل شدیدش به پولدار شدن می شود. خیلی زود امینم با رپر بزرگ وقت در دیترویت "رویس دا5'9 " با اسم "آدم های بد با شیطان ملاقات می کنند" همکاری کرد. امّا عدم موفقیت بی نهایت و مصرف دارو و الکل منجر به خودکشی ناکام او شد. با انتشار "اسلیم شیدی ای پی" امینم متهم به تقلید سبک و روش از رپری ملقب به کیج شد. در همان حال که ای پی در حال پیشرفت بود،امینم به جوزف بروس، عضو "مجمع دلقک دیوانه" نزدیک شد و به او گواهی همکاری از خود مبنی بر شرکت گروه در جشن انتشار ال پی داد. اما بروس تقاضای او را نپذیرفت. به این دلیل که نزدیکی آنها دلیل بر استفاده ی او از نام گروه به این صورت نمی شد. امینم این حرف را به عنوان یک توهین در نظر گرفت و در مصاحبه ها گروه را مورد حمله قرار داد. پس از اینکه در سال 1997 امینم در جایگاه دوم المپیک رپ قرار گرفت ،جیمی لاوین، نماینده ی شرکت افترمث، از او تقاضای پیش نمایشی از قطعه های آلبوم جدید را کرد. لاوین، نوار را برای در دره، موسس سرگرمی های افترمث پخش کرد. سپس هر دو شروع به ساخت ترانه برای آهنگ های آلبوم جدید "اسلیم شیدی ال پی" کردند. امینم هم به عنوان خواننده ی مهمان در دو آلبوم "شیطان بدون دلیل"و "بچه ی راک" حضور پیدا کرد. در مارس 1998 مجله ی هیپ-هاپ "منبع" امینم را در ستون "پشت جلد بدون امضا" معرفی کرد.

1998-1999 اسلیم شیدی ال پی

طبق گفته ی مجله ی "بیلبورد" در این نقطه از زندگی او «فهمید آرزوهای موسیقیایی اش تنها راه فرار از زندگی غمبارش است». بعد از عضویت در افترمث/اینترسکوپ در سال 1998، امینم اولین آلبوم سرو سامان یافته ی خود به نام "اسلیم شیدی ال پی" -که شدیداً تحت حمایت دکتر دره بود- را منتشر ساخت. به گفته ی بیلبورد، این آلبوم «سالهای روشن پیش رو و ساختاری بود که او از قبل انتظارش را می کشید». آلبوم در بین آلبوم های سال 1999 به مشهور شدن ادامه داد تا جایی که انتهای سال سه جایزه پلاتینیوم دریافت کرد. با محبوبیت آلبوم، جدال های حاشیه بر سر متن ترانه ها در گرفت. او در "97 بونی و کلاید" شرح یک سفر با دختر نوزادش را بیان کرده بود تا او را از مادرش جدا کند. در "ضمیر گناهکار" ضمیر مردی او را متقاعد می کرد که همسر و عاشق خود را بکشد. "ضمیر گناهکار" اولین قدم بود که باعث استحکام هر چه بیشتر رابطه این دو همکار شود. آنها بعدها در دو آهنگ "بیخیال دره" و "چه فرقی می کنه" در آلبوم "2001" دکتر دره، "بیچ پلیز II" از آلبوم "مارشال مدرز ال پی" هر چی می خوای بگو از "نمایش امینم" ، "اینکور/پایین آمدن پرده ها" ار آلبوم "اینکور"، "به خاطر قدیما" و "یه بطری بشکن" از "ریلپس" "جهم آزاد شده" در آلبوم "ریلیپس ریفیل" با هم کار کردند. دکتر دره تا وقتی امینم با لیبل افترمث می خوانَد، حداقل در یک قطعه حضور افتخاری خواهد داشت.این آلبوم در حال که 9 میلیون نسخه در سراسر دنیا فروخته بود، 4 بار جایزه پلاتینیوم از "انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا" را از آن خود کرد.

2000-2001- مارشال مدرز ال پی

"مارشال مدرز ال پی" در ماه می سال 2000 منتشر شد. در هفته ی اول 1.76 میلیون نسخه فروش کرد که رکورد آلبوم "داگی استایل" از "اسنوپ داگ" (سریعترین فروش هیپ هاپ) و "...یه بار دیگه بیبی" از "بریتنی اسپیرز" (سریعترین فروش آلبوم تک خواننده) در تاریخ آمریکا را شکست. اولین قطعه ی آلبوم، "اسلیم شیدی واقعی"، موفقیت بزرگی بود که بحث های زیادی به خاطر اهانت به شخصیت های شناخته شده و اظهار بعضی حرف های شک بر انگیز در مورد آنها به راه انداخت. مثلا گفته بود "کریستینا آگوییلرا" با "فرد دارست"و "دارسون دالی" آمیزش دهانی داشته. در قطعه ی دوم، "من همینم که هستم"، او برای طرفداران خود فاش کرد که شرکت به او فشار زیادی برای در صدر ماندن "اسم من" آورده. همچنین امینم در نماهنگ "اسم من" با "مرلین منسون"، خواننده ی سبک "هوی متال"، شوخی کرده بود که به عقیده ی بسیاری از منتقدان نقاط خوبی داشته. امینم و مرلین بعداً در یک کنسرت قطعه "من همینم که هستم" را با هم اجرا کردند. در قطعه ی سوم، "استن"، (که قطعه ای از آهنگ "متشکرم" از"دایدو" را در داخل خود داشت) کوشش کرد تا محبوبیت جدیدش مبارزه کند. او این کار را با نشان دادن یکی از طرفدارانش به نام استن که با تقلید از آهنگ از "97 بونی و کلاید" از اسلیم شیدی ای پی، خود و دوست حامله اش را داخل آب انداخته بود، انجام داد. در نماهنگ "استن"، امینم طرفداری را نشان داد که سعی می کرد با وجود راست دست بودن مانند امینم با دست چپ بنویسد. نماهنگ "استن" به عقیده ی مجله ی "Q" سومین نماهنگ تاریخ نام گرفت و دهمین آهنگ سال از نظرسایت "Top40-Charts.com" قرار گرفت. ولی بیشترین تحسین ها زمانی شروع شد که قطعه در مجله ی "رولینگ استونز" جزو لیست "500 قطعه ی برتر تمام دوران ها" در رتبه ی 290 قرار گرفت. در ژولای سال 2000، امینم اولین سفیدپوستی شد که روی جلد نشریه "سورس" رفت. آلبوم با فروش 10 میلیون در آمریکا و 20 میلیون در سراسر دنیا، جایزه الماس " انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا" را از آن بدست آورد. در مراسم "جوایز گرمی 43" امینم و "جان التون" در سال 2001 با همدیگر اجرا کردند.

2002-2003 نمایش امینم

سومین آلبوم رسمی امینم که "نمایش امینم" نام داشت، تابستان سال 2002 منتشر شد و با فروش بیش از 1 میلیون نسخه در هفته ی اول، نقطه ی عطف دیگری در کارنامه ی هنری او بود. قطعه ی برجسته ی "بدون من"، آشکارا دنباله ی آهنگ "اسلیم شیدی واقعی" بود که پیام های افشاگرانه در مورد "بوی بَندز"، "لیمپ بیزکیت" و "لینه چنی" داشت. آلبوم برنده ی جایزه الماس " انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا" شد و حدود 10 میلیون در آمریکا و 20 میلیون نسخه از آن در سراسر دنیا به فروش رسید و باعث شد امینم تنها کسی شود که دو آلبوم با فروش 20 میلیونی جهانی دارد. آلبوم بیان کننده ی سختی های او برای رسیدن به شهرت، ارتباط او با همسر و دخترش و وضعیت خود در موسیقی هیپ-هاپ بود. او همین طور مشکلاتی که در دادگاه (به دلیل کشتن مردی که در حالی همسرش را می بوسیده دیده بود) با آنها مواجه شده را شرح می دهد. "استفان توماس ارلواین" از "آل میوزیک" اعتقاد دا رد با وجود خشونت مشهود در برخی قطعه ها، این آلبوم از "مارشال مدرز ال پی" کم تر فتنه برانگیز است. هرچند که برخی مثل "ال. برنت بوزل" (که از آلبوم قبل هم انتقاد کرده بود) عقیده دارند آلبوم پر از اندیشه های ضد ازدواج و حجم عظیمی از لغات ناپسند است.

2004-2005 دوباره خوانی

"مرکز رسانه آمریکا" که توسط یک محافظه کار تاسیس شده بود و توسط سازمانی محافظه کار اداره می شد، اعلام کرد که "سازمان اسرار آمریکا" قبول کرده که در حال رسیدگی به پرونده ی امینم در مورد تهدید رییس جمهور آمریکا است. بخش مورد اتهام، قسمتی از آهنگ "ما به عنوان آمریکایی ها" به این صورت بود: «لعنت به پول/من دوس ندارم برای رییس جمهورای مرده رپ بخونم/ترجیح می دم رییس جمهور مرده باشه/تا حالا نگفته بودم ولی سابقشو دارم...» که به همراه سی دی اضافه ی آلبوم پخش شده بود. سال 2004 شاهد عرضه ی آلبوم رسمی چهارم امینم به اسم "دوباره خوانی" بود که در هفته ی اول حدود 700 هزار نسخه فروش کرد؛ برنده 7 پلاتینوم از "انجمن صنفی ضبط موسیقی آمریکا" شد و حدود 15 میلیون در سراسر دنیا و 7.8 میلیون در آمریکا به فروش رسید. این آلبوم نیز صدر نشین بود و یک قطعه ی برجسته با اسم "جاست لوز ایت" داشت. در 12 اکتبر 2004، یک هفته پس از انتشار "جاست لوز ایت"، اولین قطعه "دوباره خوانی"، "مایکل جکسون"در یک رادیوی لس آنجلسی به اسم "استیو هاروی" حاضر شد و ناراحتی خود را از نماهنگ "جاست لوز ایت" بیان کرد. امینم در نماهنگ با محاکمه کودک آزاری جکسون، جراحی پلاستیک و حادثه ی سال 1984(که طی آن در زمان فیلم برداری تبلیغ کمپانی پپسی، موی جکسون آتش گرفته بود) شوخی کرده بود. با این وجود که امینم در شعر گفته بود «این خنجر زدن به مایکل نیس/فقط یه شوخیه/من روانی ام ....» ولی پشتیبانان و دوستان مایکل نماهنگ را مورد انتقاد قرار دادند. از قبیل "استیو واندر" که نماهنگ را «ضربه زدن به یک نفر وقتی پایین است» نامیده بود و یا خود "استیو هاروی" که گفته بود «امینم اعتقاداتشو از دست داده. ما می خوایم که برگرده». امینم در نماهنگ با "پی وی هرمان"، "ام سی هامر" و "مدونا" هم شوخی کرده بود. با شکایت رسمی مایکل جکسون، "بلک اینترتینمنت تلویژن" اولین شبکه ای بود که پخش نماهنگ را متوقف کرد. هر چند که شبکه ی "ام تی وی" (شبکه موسیقی) اعلام کرد پخش نماهنگ را ادامه خواهد داد. "بنزینو" اسکات از نشریه "سورس" نه تنها توقف پخش نماهنگ، بلکه حذف قطعه از آلبوم و عذرخواهی رسمی امینم از جکسون را خواستار شد. در سال 2007 مایکل جکسون و سونی، شرکت "فیمس میوزیک ال ال سی" را از "ویا کام" خریدند و او سهام موسیقی بعضی خواننده ها از جمله امینم، "شکیرا" و "بک" را بدست آورد. با وجود اینکه فروش آلبوم را قطعه ای با زمینه ی کمدی تامین می کرد، "دوباره خوانی" از مضامین جدی نظیر قطعه ی ضد جنگ "مُش" هم بهره مند بود. 25 اکتبر 2004، درست 1 هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا سال 2004، امینم نماهنگ "مُش" را در اینترنت منتشر کرد. این آهنگ مضامین ضد بوش زیاد و قسمت های تندی مثل «لعنت به بوش» و :«این سلاح کشتار جمعی که بهش می گیم رییس جمهور» داشت. این نماهنگ ارتشی از انسان ها از جمله "لوید بنکز" رپر را نشان می داد که امینم آنها را به سمت کاخ سفید هدایت می کرد. در پایان نماهنگ وقتی ارتش کاخ را تصرف می کند، نشان داده می شود که آنها تنها برای رای دادن آمده اند. نماهنگ با کلمات "سه شنبه 2 نوامبر رای بدهید" تمام می شد. ولی بعد از پیروزی بوش در انتخابات به پوستر هایی تغییر کرد که در آنها امینم به بوش در حال سخنرانی حمله می کرد.

2005-2008 وقفه ی کاری

در سال 2005 بعضی از کارکنان شرکت، شایع کردند امینم قصد دارد بعد از 6 سال رپ خواندن و گرفتن چند جایزه پلاتینوم، صحنه ی موسیقی را برای همیشه ترک کند. شایعه اوایل سال 2005 شکل گرفت وقتی اسم آلبوم امینم "خاکسپاری" اعلام شده بود. آلبوم با نام "ندای صحنه-قطعه های گلچین" و از شرکت "افترمث" در 6 دسامبر 2005 منتشر شد. در جولای 2005، شبکه "آزاد خبری دیترویت"، اعلام کرد که آلبوم آخرین اثر امینم به عنوان تک خواننده خواهد بود وامینم دی توالو را که هسته ی آن بود ترک خواهد کرد و از این پس به عنوان تهیه کننده و برنامه ریز به کار خود ادامه خواهد داد. امینم تکذیب این خبر را در برنامه "موجو در صبح" از رادیوی "WKQI" دیترویت اعلام کرد. او اضافه کرد که حداقل استراحتی به عنوان یک هنرمند داشته باشد؛ «من الان تو بخشی از زندگیم هستم که نمی دونم وضع آینده ی کاریم چه جوریه... به خاطر همینه که اسمشو "ندای صحنه" گذاشتم. این می تونه کار آخر باشه. ما نمی دونیم.». در سال 2005، امینم یکی از موضوعات نمایه "برنارد گلدبرگ" در بخش "100 نفری که آمریکا را به گند می کشند" شد. او رتبه ی 58 را کسب کرده بود. "باب هربرت" از نشریه "نیویورک تایمز" گفته بود «در آهنگ های امینم تمام زنها فاحشه هستند و او علاقه به تجاوز و قتل آنها دارد» و آهنگ "هیچ کس مریض تر از این نیست" را به عنوان مثالی برای زن ستیزی عنوان کرده بود. در تابستان 2005، امینم عازم سفر سه ساله ی کنسرتی خود برای "تور مدیریت خشم" شد که در آن با "فیفتی سنت"، "جی یونیت"، "لیل جون"، "دی توالو"، "ابی ترایس" و "دِ الچمیست" همراه بود. در آگوست 2005 امینم تور خود را لغو کرد و سپس اعلام کرد به مرکز ترک اعتیاد به خاطر «وابستگی به قرص خواب آور» خواهد رفت. امینم در سال 2006 از یک سی دی زیر زمینی که میکس تیپ بی ارزشی بود آلبوم گروهی خودش رو با کمک "جی یونیت" و "دی توالو" و تهیه کنندگی "کیماگر" با نام"امینم تقدیم می کند:ری-آپ" منتشر کرد. نقد ها بسیار با هم متقاوت بود. اما همه یک توافق داشتند. تک آهنگ "تو نمی دونی" از بهترین آهنگ های اون سال بود. امینم فیفتی سنت لوید بنکز و کشیس در اون آهنگ خونده بودند و توانستند آهنگ بی نظیری رو هدیه به مردم هدیه بدهند. امینم بعد از آلبوم "امینم تقدیم می کند:ری-آپ" به سکوت رفت و کسی از او حرفی نشنید. حتی شایعه های بازنشسته شدندش هم به گوش می رسید.

ریلیپس و بازگشت طوفانی

موسیقی شناسی

آلبوم های استودیویی

   1. بی نهایت 1996

   2. اسلیم شیدی ال پی (1999)

   3. مارشال مترز ال پی (2000)

   4. نمایش امینم (2002)

   5. دوباره خوانی (2004)

   6. ریلیپس 2009

   7. ریلیپس ریفیل 2009

آلبوم های گرد آوری شده

   1. 8 مایل (2002)

   2. تک آهنگ ها (2003)

   3. کرتین کال-گلچین (2005)

   4. امینم تقدیم می کند : دی ری آپ (2006)

آلبوم های گروهی

   1. آندر گراوند ای پی(دی توالو)(1996)

   2. شب های شیطان (دی توالو)(2001)

   3. دنیای دی توالو (دی توالو)(2004)

آلبوم های زیرزمینی

   1. اسلیم شیدی ای پی (1997)

   2. مستقیم از آزمایشگاه(2003)

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 20:0 ] [ مبينا ]

بیوگرافی الویس پرسلی

الویس آرون پریسلی (به انگلیسی: Elvis Aaron Presley) ‏ (۱۹۳۵ - ۱۹۷۷ میلادی) خواننده و هنرپیشه آمریکایی و موفق‌ترین شخصیت‌ در هنر معاصر و موسیقی آمریکا و جهان است . او در دوران شکوفا شدن موسیقی سبک راک اند رول به ویژه در نیمه دوم دهه ۱۹۵۰ بر آن حکمرانی می‌کرد چنانکه به «شاه راک اند رول» مشهور شد. الویس از سال ۱۹۵۶ به بعد با اجرای ۴۵ ترانه که از هرکدام از آنها بیش از یک میلیون نسخه به فروش رفت و با بازی در ۳۳ فیلم سینمایی و حضور در برنامه‌های تلویزیونی و کنسرتها، موفقیت اقتصادی رکوردشکنی را کسب کرد و مرگ او در سن ۴۲ سالگی به محبوبیت وی در بین هوادارانش و به فروش موفق کارهای او خاتمه نبخشید.او به سان يك فرهنگ ناميرا همچنان در ذهن و قلب مردم جهان زنده است بعد از مرگ او فروش اثار او رو به فزوني گذاشت و حتي بازديد از قبر او جزو يكي از نمادهاي صنعت توريسم آمريكا به شمار مي رود.الويس پريسلي به عنوان يك كالت و فرهنگ ديداري شنيداري بزرگترين هنرمند دوران معاصر محسوب مي شود.

آغاز زندگی و آغاز موفقیت

الویس پریسلی در ۸ ژانویه ۱۹۳۵ در خانهٔ دو خوابه‌ای در توپِلو در ایالت می‌سی‌سی‌پی زاده شد. او پسر ورنون الویس پریسلی و گلادیس لاو اسمیت بود و برادر دوقلوی او جس گارون در هنگام تولد از دنیا رفت. چندی بعد به نام الویس، نام میانی آرون (Aaron و همچنین Aron)اضافه شد. اصالت او به اسکاتلند و انگلیس بر می‌گردد، و خانواده او از نژاد آمریکایی و آلمانی و مسیحی هستند

خانواده او در سال ۱۹۴۹ (هنگامی که او ۱۴ سال داشت) از توپِلو نقل مکان کرده و به مِمفیس در ایالت تنسی رفتند. جایی که پریسلی جوان برای تحصیل به دبیرستان «اِل.سی هیومز» L.C. Humes رفته و در سال ۱۹۵۱ درسش تمام شد. در تابستان آن سال وقتی او برای ضبط یک ترانه شخصی به نام «شادمانی من» (My Happiness) به همراه ترانه «اینجاست که اندوهت آغاز می‌شود» (That's When Your Heartaches Begin) به‌عنوان هدیه‌ای برای مادرش به شرکت سان رکوردز رفته بود مورد توجه رئیس آنجا قرار گرفت. پریسلی یک سال پس از آن، نخستین ضبط موسیقی خود را در این شرکت به انجام رساند و سرهنگ تام پارکر که مدیریت کارهای او را در این مدت برعهده گرفته بود برنامه حضور او در صحنه را سازماندهی کرد.

در سال ۱۹۵۵ شرکت آرسی‌اِی ویکتور (RCA Victor) قرارداد ضبط موسیقی او را از فیلیپس خریداری کرد و در سال ۱۹۵۶ و پس از اجرای ترانه «هتل دل‌شکستگان» الویس پریسلی از لحاظ فروش کارهایش و بازی‌ در برنامه‌های تلویزیونی به موفق ترین هنرمند تبدیل شد. نخستین فیلم سینمایی او به نام «به ملاطفت دوستم بدار» نیز در همان سال بر پرده سینماها قرار گرفت.

خدمت اجباری

در ۲۰ دسامبر سال ۱۹۵۸، الویس نامه‌ای از طرف ارتش ایالات متحده برای به اعزام به خدمت ضروری به مدت دو سال دریافت کرد. و پس از رفتن به خدمت پس از چندی به عنوان سرباز صفر از طریق نیروی دریایی به آلمان سفر کرد و به عنوان راننده کامیون خدمت وظیفه را به پایان رساند. او در ۲ مارس سال ۱۹۶۰ به آمریکا بازگشت و پنجم مارس درجه خود را دریافت کرد.

سالهای پایانی

پریسلی که در هر مکانی مورد هجوم هوادرانش قرار می‌گرفت، رفته رفته گوشه نشین شد. او که به مشکل اضافه وزن در سالهای پایانی عمر خود برخورده بود، از داروهای تجویزشده گوناگونی برای مقابله با آن استفاده می‌کرد. سرانجام ۱۶ اوت ۱۹۷۷ (هنگامی که او ۴۲ سال سن داشت) در شهر ممفیس پیکر بی‌جان الویس را در حمام پیدا کردند که باعث تأثر بسیار دربین هوادارانش در سراسر جهان شد. علت مرگ وی حمله قلبی اعلام شد.

اطلاعات کلی

    * نشان تولد: برج جدی

    * فرزند: لیزا ماری

    * رنگ مو: قهوه‌ای تیره

    * رنگ چشم: آبی

    * قد: ۱۸۶ سانتیمتر (۶ فوت)

    * لقب: شاه راک اند رول

    * وضع تاهل : همسرش پریشیلا بیولو در ۱۹۷۳ از او جدا شد و پس از آن الویس تا آخر عمر به تنهایی و با یاد همسرش زندگی کرد و به او وفادار ماند.

    * تحصیلات: دبیرستان هومس

    * سبک موسیقی: پاپ، راک، راک ان رول

    * آدرس منزل: آمریکا، تنسی، ممفیس ۳۸۱۶۶، بلوار الویس پریسلی ۳۷۶۵

الویس در قرن ۲۱

در جام جهانی فوتبال سال ۲۰۰۲ جی اکس ال در فیلم تبلیغاتی نایکی (که در آن فوتبالیستهای معروف از قبیل دیوید بکهام و لوئیس فیگو و ...) ترانه «A Little Less Conversation» را میکس و از آن استفاده کرد.و این ترانه به عنوان بهترین ترانه معرفی شد.

آمار آثار وی

    * ۱۰۴ تک آهنگ که در لیست ۴۰ تایی موسیقی‌های برتر قرار دارند.

    * ۱۷ ترانه برتر که برترین آمار را در تعداد ترانه‌های برتر دارد

    * ۷۹ هفته را به‌عنوان بهترین خواننده گذراند (مقام بعد از وی ماریا کری با ۷۷ هفته)

    * از سال ۱۹۵۶ تا ۱۹۷۲ بهترین رکورد را در ترانه‌های برتر با ۳۶ ترانه داشت (مقام بعد بیتلها)

    * رکورد اجرای بزرگ‌ترین کنسرت جهان به "الویس" تعلق دارد. کنسرت سال ۱۹۷۳ هاوایی با نام aloha from hawaii که به طور زنده و مستقیم از تلویزیون اکثر کشورهای جهان پخش گردید با مخاطب بیش از یک میلیارد نفر در سرتاسر جهان به عنوان بزرگ‌ترین کنسرت جهان در کتاب رکوردهای گینس به ثبت رسیده است.

ترانه‌های درباره انجیل

 

ترانه‌های معروف او درباره انجیل:

    * How Great Thou Art

    * He Touched Me

    * Peace In The Valley

    * He Is My Everything

    * Help Me

    * Why Me, Lord?

    * Amazing Grace

    * Swing Down Sweet Chariot

آلبوم‌ها

دههٔ ۵۰

    * Elvis Presley (۱۹۵۶)

    * Elvis (۱۹۵۶)

    * Christmas Album (۱۹۵۷)

    * For LP Fans Only (۱۹۵۹)

    * A Date With Elvis (۱۹۵۹)

دههٔ ۶۰

    * Elvis is Back! (۱۹۶۰)

    * His Hand in Mine (۱۹۶۰)

    * Something for Everybody (۱۹۶۱)

    * Pot Luck with Elvis (۱۹۶۲)

    * Elvis for Everyone (۱۹۶۵)

    * How Great Thou Art (۱۹۶۷)

    * Special Christmas Programming (۱۹۶۷)

    * From Elvis in Memphis (۱۹۶۹)

دههٔ ۷۰

    * Almost in Love (۱۹۷۰)

    * Back in Memphis (۱۹۷۰)

    * Elvis Country (I'm ۱۰٬۰۰۰ Years Old) (۱۹۷۱)

    * You'll Never Walk Alone (۱۹۷۱)

    * Love Letters from Elvis (۱۹۷۱)

    * Elvis Sings "The Wonderful World of Christmas" (۱۹۷۱)

    * Elvis Now (۱۹۷۲)

    * He Touched Me (۱۹۷۲)

    * Elvis (۱۹۷۳)

    * Raised on Rock/For Ol' Times Sake (۱۹۷۳)

    * Good Times (۱۹۷۴)

    * U.S. Male (۱۹۷۴)

    * Promised Land (۱۹۷۵)

    * Today (۱۹۷۵)

   * The Sun Sessions (۱۹۷۶)

    * From Elvis Presley Boulevard, Memphis, Tennessee (۱۹۷۶)

    * Welcome to My World (۱۹۷۷)

    * Moody Blue (۱۹۷۷)

پیشرفت او در دهه ۷۰

در دهه ۷۰ با ترانه‌های زیر بیشتر از قبل در جهان درخشید

    * Suspicious Minds (۱۹۶۹)

    * Burning Love (۱۹۷۲)

    * The Wonder Of You (۱۹۷۰)

    * Aloha from Hawaii (۱۹۷۳)

    * Way Down(۱۹۷۷)

فیلم‌ها

در دهه ۵۰ و ۶۰ الویس با حضور در فیلمهای زیر شهرت یافت:

    * ۱۹۵۶ - به ملاطفت دوستم بدار (Love Me Tender)

    * ۱۹۵۷ - دوست داشتن تو

    * ۱۹۵۷ - راک در زندان / زندان سنگی (Jailhouse Rock)

    * ۱۹۵۸ - شاه کروئل (King Creole)

    * ۱۹۶۰ - جاز ارتش (خاطرات سربازی) (G.I. Blues)

    * ۱۹۶۰ - ستاره سوزان (Flaming Star)

    * ۱۹۶۱ - وحشی در دهکده

    * ۱۹۶۱ - هاوایی آبی (Blue Hawaii)

    * ۱۹۶۲ - آن رویا را دنبال کن

    * ۱۹۶۲ - کید گالاهاد

    * ۱۹۶۲ - دخترها!دخترها!دخترها!

    * ۱۹۶۳ - در نمایشگاه جهانی اتفاق افتاد

    * ۱۹۶۳ - تفریح در آکاپولکو

    * ۱۹۶۴ - بوسه دختر عمو

    * ۱۹۶۴ - زنده باد لاس وگاس (Viva Las Vegas)

    * ۱۹۶۴ - ولگرد

    * ۱۹۶۵ - دختر شادمان

    * ۱۹۶۵ - غلغلکم بده

    * ۱۹۶۶ - فرانکی و جانی

    * ۱۹۶۶ - بهشت به سبک هاوایی

    * ۱۹۶۶ - چرخش بیرونی

    * ۱۹۶۷ - راحت بیا – راحت برو

    * ۱۹۶۷ - دردسر مضاعف

    * ۱۹۶۸ - بایست جو

    * ۱۹۶۸ - جاده سریع السیر

    * ۱۹۶۸ - یک زندگی کوچک – یک عشق کوچک

    * ۱۹۶۸ - شرو

    * ۱۹۶۹ - دردسر با دخترها

    * ۱۹۶۹ - تغییر عادت

    * ۱۹۶۸ - پیکنیک

    * ۱۹۷۰ - الویس همانگونه که هست (کنسرت سال ۱۹۷۰)

    * ۱۹۷۲ - الویس در مسافرت

    * (میلادی) - بی پروا

[ پنجشنبه 1390/06/24 ] [ 19:56 ] [ مبينا ]
بيوگرافي محسن نامجو

محسن نامجو

تولد       ۱۳۵۴

تربت جام، خراسان، ایران

زمینه فعالیت         نوازنده (ساز تخصصی:سه‌تار)، خواننده

 

محسن نامجو (اسفند ۱۳۵۴ در تربت جام) خواننده، موسیقی‌دان و ترانه‌سرای اهل ایران است.

آموختن موسیقی و تحصیلات

وی آموزش موسیقی را از نوجوانی با نت‌خوانی و آواز آغاز کرده، و سپس ردیف موسیقی ایرانی را ابتدا نزد استاد شاکری و سپس نصرالله ناصح‌پور که یکی از برجسته‌ترین ردیف‌دانان ایران است آموخت.

نامجو پس از دوران دبیرستان در رشتهٔ تئاتر در دانشکده سینما تئاتر (هنرهای دراماتیک سابق) پذیرفته شد ولی برای تحصیل در رشته موسیقی به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران رفت . وی به دلیل عدم رضایت از روشهای غیر خلاق تدریس ، دانشگاه را رها کرد و فعالیت خود را به شکل تجربی و غیر آکادمیک ادامه داد.

سبک موسیقی

نامجو در سخنرانی دانشگاه تهران

مشخصهٔ آثار نامجو «تلفیق» است: تلفیق سبک‌های مختلف موسیقی ایرانی و خارجی و تلفیق اشعار کلاسیک با شعرهایی که خود می‌سراید. در موسیقی‌های او گوشه‌هایی از سبک‌های راک، سنتی، بلوز، جاز و محلی به گوش می‌رسد. از شعرهای مولوی، حافظ و جامی گرفته تا شاملو و براهنی در آثار او به گوش می‌رسد که گاهی عباراتی کوچه‌بازاری در میان ابیات آنها اضافه شده است. او در این باره می‌گوید: «تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه‌است. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلاً قرار دادن گیتار در برابر سه‌تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلاً کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم.»

نامجو در خوانندگی از صداهای نامتعارف نیز استفاده می‌کند. به گفتهٔ خودش این مسأله حاصل این است که به حنجره به عنوان یک ابزار صوتی نگاه می‌کند، و در نتیجه بی آن که در بند سبک‌های خوانندگی باشد، هر صدایی از خود درمی‌آورد.

در این میان افتخار آشنایی با محسن نامجو را داشتم. هنرمندی ویژه از همه لحاظ. به نظر من محسن نامجو نه تنها در دنیای موسیقی نوآوری داشته بلکه در دنیای ادبیات موسیقی و شعر موسیقی هم نوآوری های ویژه و قابل توجهی داشته است.

بابک پیامی ،بی‌بی‌سی فارسی

یکی از دلایلی که به گفته خود نامجو باعث خلاقیت بیشتر او در زمینه موسیقی تلفیقی شده‌است ساز زدن با گروه‌های موسیقی زیرزمینی در مشهد و سپس تهران می‌باشد. از جمله می‌توان به گروه‌ ماد (عبدی بهروانفر، نوید اربابیان، علی باغ فر) و گروه پرساووس (مازیار محمدی، محمد قاسمی، شهرام لشگری) اشاره نمود.

یکی از آهنگ‌های او با نام بگو بگو در جشنوارهٔ موسیقی وب‌گاه تهران اونیو در سال ۲۰۰۴ دوم شد.

ملودی «مرغ شیدا»ی محسن نامجو برگرفته از ملودی «مردی که دنیا را فروخت» (The man who sold the world) دیوید بووی است

آلبوم‌ها

اولین آلبوم محسن نامجو در خارج از کشور با عنوان آخ در اکتبر ۲۰۰۹ (مهر ۸۸) منتشر شد.

بشنوید

وی در طول مدت فعالیت حرفه‌ای خود بیش از هفتاد قطعه ساخته که بسیاری از این قطعات در قالب آلبوم‌هایی با نام‌هایی نظیر عقاید نئوکانتی ،گیس و جبر جغرافیایی و... به صورت زیرزمینی و غیر رسمی منتشر شده ولی اولین آلبوم رسمی محسن نامجو در ۱۷ شهریور ۱۳۸۶ (۸ سپتامبر ۲۰۰۷) با نام ترنج منتشر شد. آلبوم ترنج اولین آلبوم رسمی محسن نامجوست که شامل ۹ قطعه است و موسسه فرهنگی هنری آوای باربد آن را منتشر کرده. [۴] او همچنین در سال ۱۳۸۷ با همکاری انتشارات کاروان، کتاب مشهور کیمیاگر اثر پائولو کوئلیو را با ترجمه آرش حجازی، به شکل کتاب سخنگو یا کتاب صوتی ضبط و منتشر کرد.[۵]. بعد از آلبوم ترنج، کتاب سخنگوی کیمیاگر دومین اثر منتشرشده از محسن نامجو است. نامجو در این اثر کوشیده تا یکی از درونمایه‌های اصلی کتاب را که «وحدت وجود» است در سرتاسر اجرایش نمایش دهد و روایت خود را از کیمیاگر کوئلیو ارائه کند. نامجو نقش بیش از سی شخصیت کیمیاکر را به‌صورت نمایشی اجرا کرده و نزدیک به شصت دقیقه نیز موسیقی اصیل برای آن ساخته است.[۶]اولین آلبوم محسن نامجو در خارج از ایران با عنوان آخ نیز در ۶ اکتبر ۲۰۰۹ منتشر شد.

ترانه فقیه خوشگله

محسن نامجو در آلبوم "آخ" قطعه ی "فقیه خوشگله" را خطاب به علی خامنه ای با زبانی اعتراضی و طنز اجرا نمود. محسن نامجو در این آهنگ که هشتمین قطعه از آلبوم آخ می باشد از استبداد های علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران به شکلی طنز انتقاد می کند. گلشیفته فراهانی نیز در تنظیم این آهنگ با نواختن پیانو با محسن نامجو همکاری می کند.

محکومیت و واکنش او

پس از اعلام برخی از وب‌سایت‌ها در خصوص محکومیت نامجو از سوی دادگاه عمومی تهران به پنج سال حبس تعزیری به خاطر توهین به مقدسات، اجرای تمسخرآمیز آیات قرآن و بی‌حرمتی به کتاب مقدس مسلمانان، وی در گفتگویی با بی‌بی‌سی فارسی، اعلام کرد که این موضوع می‌تواند بی‌ارتباط با کارهای اخیرش از جمله کلیپ بیابان که آن را به معترضان نتایج ریاست جمهوری تقدیم کرده بود، نباشد.

[ سه شنبه 1390/06/22 ] [ 12:4 ] [ مبينا ]
بيوگرافي هنگامه

هنگامه متولد لاهیجان[1340] ، از خوانندگان پاپ ایرانی مقیم لس آنجلس است. بيوگرافي هنگامه : هنگامه در لاهيجان-ايران متولد شد.او به همراه خانواده و خواهر بزرگترش از سه سالگي به تهران آمدند.

از همان دوران كودكي او هيجان و شوق زيادي در خوانندگي و نمايش داشت كه پدرش اولين كسي بود كه اين شوق و هيجان را آشكار كرد. عشق بي پايان و حمايت پدرش سبب تقويت مراحل اوليه ي زندگي هنگامه به صورت نسبتا آشكاري شد و او را براي شركت در كلاس هاي موسيقي به همراه تعدادي از استادان موسيقي كلاسيك فارسي تشويق كرد. مهارت او در نواختن ني و فلوت سبب شد تا پدرش براي يادگيري مد هاي موسيقي كلاسيك فارسي "رديف" اعتقاد پيدا كند و شالوده ي علمي او به صورت موثري پيشرفت كند همانند خودش كه به اين سبك موسيقي بسيار علاقه مند و باسواد است . هنگامه از حمايت خانواده و دوستانش ،همانطور كه بزرگ مي شد ،لذت مي برد. او در سراسر دوران تحصيلي اش درتعداد متعددي مسابقات ناحه اي و محلي شركت كرد و هميشه در زمره ي بي نظيران بود . او همواره بعد از پايان تحصيلش آرزو داشت خواننده اي حرفه اي شود، اما اين آرزو بعد از تغييرات تحميل شده توسط دولت جمهوري اسلامي نمي توانست به حقيقت بپيوندد. بعد از پايان دوره ي دبيرستان ، هنگامه ازدواج كرده و صاحب فرزند دختري شد ،اما هرگز تصور درباره ي آرزوي زندگي خود را كه خواننده شدن بود ، فراموش نكرد. سر انجام هنگامه به اين نتيجه رسد كه براي رسيدن به آرزويش ، راهي به جز ترك وطن و مهاجرت به خارج را ندارد. در سال 1992، هنگامه به وانكوور ، كانادا به همراه همسر و دخترش مهاجرت كرد . در وانكوور در ابتدا او علي الهي(نوازنده ي رديف مضراب پيانو) و فريدون (خواننده) را ملاقات كرد كه توسط آن ها به كامران(خواننده) و رامين زماني(نويسنده ي متن موسيقي و توليد كننده) ، معرفي شد. در سال1995، هنگامه، فريدون و كامران كار خود را با رامين زماني با تلاش و جديت آغاز كردند . آن ها اولين كار خود را با نام « ايرانم » توليد كردند كه در دوره ي بيار كوتاهي طرفداران بسياري به دست آوردند. محبوبيت آن ها در حال حاضر فراتر از وانكوور توسعه پيدا كرده است و جمعيت ايراني بسياري در لس آنجلس به صورت ناگهاني به استعداد و ذوق آن ها علاقه مند شدند. با فرصت هاي پيش روي در سرزمين لس آنجلس، هر يك از سه خواننده شروع به دنبال كردن زندگي شخصي خود شدند . با اين وجود هنگامه ، با بسياري از توليد كنندگان در تماس بود . او عضو وفادار رامين زماني باقي ماند كه تاثير زيادي در خط مشي موسيقي او داشت . آلبوم« براي ديدن تو» حاصل پنج سال تلاش مداوم بود كه توسط ميليون ها نفر در سراسر جهان مورد استقبال قرار گرفت . اين علاقه ي شديد و طرفداران وفادار زمينه را براي انتشار دومين آلبوم به نام « ارتش صلح » را فراهم كردند . آلبوم جديد بدون شك فصل جديدي را در خط مشي خوانندگي هنگامه باز كرد .آرزوي سال هاي گذشته هم اكنون به واقعيت تبديل شده است عشق بي نهايت و حمايت توسط طرفداران و احترام ار جامعه ي موسيقي ايرانيان آرزو را در هنگامه تقويت كرد و او براي تبديل شدن ميراث تاريخ موزيك ايرانيان گام برداشت.

برای دیدن تو و یا تو یا هیچ کس دیگه از جمله آثار معروف او ست.

آلبوم ها

    * برای دیدن تو - ۱۳۸۳

    * ارتش صلح - مهر ۱۳۸۵

[ سه شنبه 1390/06/22 ] [ 12:1 ] [ مبينا ]

زندگینامه دی جی علی گیتور(علی مواساط)


علی مواساط

در 10 مارس 1975 در ايران/تهران متولد شد.

او جوان ترين عضو خانواده بود و از پدر و مادرش لذت ميبرد و حالا او خوشحال هست و بچگي اش را توصيف ميکند.
او به ياد مياورد که تمام اجتماعها و مهماني هايي را که پدر و مادرش در خانه تدارک ميديدند ( دوستان،خوشاوندان،همسايه ها ) تا با هم مخلوط بشوند ، دوست داشت.
علي دوست داشت در اين مهماني ها بخواند و مردم برقصند.
او تا موقعي که با بچه هاي هم سنش بازي ميکرد ، کشتي را خيلي دوست داشت.
علي يک صفحه کليد اسباب بازي براي روز تولدش ، از پدرش هديه گرفت.
عشق براي موسيقي به سرعت در علي جوانه زد و او شور و شوق زيادي داشت.
او به زودي موفق شد که مقداري شهرت کسب کند.
علي به زودي توانست در مهماني ها و تولد ها و عروسي ها آهنگ بنوازد.
3 سال بعد خانواده ي علي تصميم گرفتند به دانمارک برودند و در Copenhagen دانمارک اقامت کردند.
و علي در 13 سالگي مجبور شد يک زبان جديد را ياد بگيرد و اين براي علي يک چالش باور نکردني بود.
و علي تصميم گرفته بود که يک موسيقي دان حرفه اي شود و رويايش را دنبال کند.
او ابتدا با دوره هاي مقدماتي جاز کارش رو شروع کرد.
بعد ازفارغ التحصيل شدن دبيرستان ،علي ترديد داشت که وارد موسيقي دانمارکي شود.
او در ادامه ي تحصيل خود برنامه ريزي کاملي کرد و به سرعت پيشرفت کرد.
او مجبور بود براي آهنگ سازي به صفحه کليد ساده T Wouldn کفايت کند.
به اين ترتيب و با غرض توانست چند دستگاه ديگر بخرد.
او مجبور بود يکسره کار کند تا غرض ها را بپردازد.
سپس علي يک کلوپ شبانه محلي را پيدا کرد که نياز به يک DJ داشت و او گرداننده آنجا شد.
به اين ترتيب علي علاقه مند به موسيقي جديدي ( موسيقي کلوپي ) شد. او در سبک موسيقي کلوپي آلبوم اولش را آماده کرد و اين سکويي براي پيشرفت علي بود.
در يکي از شبهاي نوامبر 1999 هنگامي که علي در کلوپ محلي سرگرم هنرنمايي بود ،چند نفر وارد کلوپ شدند و با سوت ميسيقي زيبايي را نواختند.
و به طور ناگهاني اين فکر در سر علي افتاد که موسيقي تکنو را با سوت مخلوط کند.
و به سرعت به استديو ضبط رفت و بيشتر از 5 ساعت تمرين کرد. او ايمان داشت اين اين کار ممکن است و با استفاده از تمرينات قبليش توانست موزيک جذابي بسازد.
و موسيقي خودش را با نام Whistle به بيشتر شرکتهاي باسابقه در دانمارک نشان داد ،ولي هيچ کدام ارزش اين کار را درک نکردند. ولي او يک نقشه داشت ،او بيش از 180 نسخه از Whistle را روي يک لوح فشرده (MP3) ضبط کرد و اين محصول را به تمام دي جي هاي معروف دانمارک فرستاد و نظر آنها را پرسيد.
و به سرعت همين موزيک او معروف شد و مردم خيلي اين ترانه ي او را دوست داشتند.
و حالا زمان آن رسيده بود که که ترانه ي Whistle او معروف شود. Kenneth Bager (اسپانسر علي) ترديد داشت که کار با علي راشروع کند و با او تماس بگيرد.
Kenneth بالاخره تصميم خودش را گرفت و يک برچسب جزئي FLEX (صدا) تهيه کرد که توسط EMI Records که با سابقه ترين شرک در دنيا بود آماده شد.
و در آن زمان خيلي از شرکتها به پيشنهادهاي رنگارنگ به علي نظر دادند که مورد توجه او واقع نشدند چون او بايد بهترين پيشنهادها را ميگرفت.
سرانجام Kenneth بهترين پيشنهاد را به او داد بنابراين او قرار داد با FLEX/EMI Records را امضا کرد.
دي جي علي گيتور براي آولين بار به طور رسمي و بين المللي موزيک Whistle را اجرا کرد و تمامي رکوردها شکسته شد.
در نمودار فروش موزيک هاي دانمارکي در 14 و 16 و 8 هفته دي جي علي گيتور اول و دي جي هاي مجرد دوم و ساير دي جي ها سوم شدند.
به علاوه در نمودارهاي ديگر در بيشتر کشورهاي اروپايي ترانه هاي Whistle و LoIIipop و Turn بالاترين آمار را در کل اروپا از آن خود کردند.
و علي اين گونه خيلي محبوبيت کسب کرد و آلبومش را PayBack ناميد و از اين آلبوم او بيش از 1000 نسخه منتشر شد.
از زماني که پروژه دي جي علي گيتور محبوبيت بسياري کسب کرد او در بيش از 30 کشور جهان اين ترانه ها را دوباره اجرا کرد. ترانه ي Whistle در انگلستان به دست دي جي مجرد بين المللي شد و ثبت گرديد.
علي براي آخرين بار ترانه ي Whistle را در انگلستان به همراه خواننده هاي معروف انگليسي (Pink ، Celebes ، Enrique ، Brithey ) اجرا کرد.
با اين موفقيت علي تصميم گرفت تا آلبوم دوم خودش رو با نام Sound Of Ccandinavia منتشر کند.
اين آلبوم موفقيت هاني پيدا کرد و در زمان Payback2 فروشي بيش از ميليونها نسخه جهاني داشت.
اين پروژه بيش از 6 ميليون نسخه از همه جاي کره ي زمين فروش داشته است.
دي جي علي گيتور چندين بار دي دانمارک به خاطر ساختن آهنگ هاي کلوپي از طرف MTV جايزه گرفته است.
امروزه علي به صورت يک هنرمند بين المللي در آمده است. و حالا هم ميبينيم که چگونه يک پسر 13 ساله به هدفهايي که در سر داشته در يک کشور بيگانه رسيده است.
حالا علي در جنوب سوئد در ويلاي جديدش زندگي ميکند که نزديک به يک استديو ضبط هست.
علي نقشه هاي بسياري براي شرکتهاي جديدش دارد.

[ سه شنبه 1390/06/22 ] [ 11:5 ] [ مبينا ]

درباره وبلاگ

وقتـــــی بُـغـض تـوو گلـوم چَنــگ مـیزَنــﮧ



گَــرمیِ اشـکا رو صـورتـم
به سَـردی مـیزَنــﮧ



دِلـَـــم

بهـونــﮧ هـایِ کودکـانـﮧ مـی گـــیره

هیچـــــی آرومَـم نمـی کُــنـﮧ


جُـز آغـــــوشِ مـهربونِ خودتـــ



دوسـت دارم
❤ミعشق پاکم سجاد❤ミ
اين وبلاگ تقديم به كسي كه در كنارم نيست اما بازم دلم واسش پر ميزنه.
تقدم به ♥ !عشق اول و آخرم(سجاد.ب)! ♥
از طرف مبینا_ق.ب


░▒███████
░██▓▒░░▒▓██
██▓▒░__░▒▓██___██████
██▓▒░____░▓███▓__░▒▓██
██▓ ________________ ░▒▓██
_██▓▒░______________░▒▓██
__██▓▒░____________░▒▓██
___██▓▒░__________░▒▓██
____██▓▒░________░▒▓██
_____██▓▒░_____░▒▓██
______██▓▒░__░▒▓██
_______█▓▒░░▒▓██
_________░▒▓██
_______░▒▓██
_____░▒▓██

´´´´¶¶¶¶¶¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶
´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´¶¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´¶¶¶¶¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶ ´¶¶¶¶¶´
´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶
´´´´´´´´´´´¶¶¶¶


____*##########*
__*##############
__################
_##################_________*####*
__##################_____*##########
__##################___*#############
___#################*_###############*
____#################################*
______###############################
_______#############################
________=##########################
__________########################
___________*#####################
____________*##################
_____________*###############
_______________#############
________________##########
________________=#######*
_________________######
__________________####
__________________###
___________________#

_000000___00000
_00000000?0000000
_0000000000000000
__00000000000000
____00000000000
_______00000
_________0
________*__000000___00000
_______*__00000000?0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
_______*_____00000000000
________*_______00000
_________?________0
_000000___00000___*
00000000?0000000___*
0000000000000000____*
_00000000000000_____*
___00000000000_____*
______00000_______*
________0________*
________*__000000___00000
_______*__00000000?0000000
______*___0000000000000000
______*____00000000000000
______*______00000000000
_______*________00000
________*_________0
_________*________*
_________*_______*
__________*______*
___________*____*
____________*___*
_____________*__*
______________**
ღ✿ღღ✿ღღ✿ღღ✿ღღ✿ღღ✿ღღ✿ღ

________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
________________@@@@@
__@@@@@@@@@@@@@@
__@@@@@@@@@@@@@@
___________________
_________@@@@@@@
_____@@@@@@@@@@@
___@@@@@______@@@@@
__@@@@@_________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
_@@@@@___________@@@@@
__@@@@@_________@@@@@
___@@@@@______@@@@@
______@@@@@@@@@@@
_________@@@@@@@
_____________________________
__@@@@@____________@@@@@
___@@@@@__________@@@@@
____@@@@@________@@@@@
_____@@@@@______@@@@@
______@@@@@____@@@@@
_______@@@@@__@@@@@
________@@@@@@@@@@
_________@@@@@@@@@
__________@@@@@@@@
___________@@@@@@@
____________@@@@@@
________________________
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
_________________@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@
____@@@@@@@@@@@@@

__$$
__$$$
__$$$$__________________$
__$$$$$________________ $$
__$$$$$$$______________ $$$
__$$((▂))$$$____________$$$$
__$$$$$$$$$$_________$$((▂))$
__$$$'¤'¤'$$$$$______$$$$$$$$$
__$$$¤'¤'¤'¤$$$$___$$$$'¤'¤'¤$$$
__$$$'¤'¤'¤'¤'¤$$$__$$$¤'¤'¤'¤$$$
__$$$$'¤'¤'¤'¤'¤$$$ $$$'¤'¤'¤'¤'$$
___$$$$'¤'¤'¤'¤'¤$$$ $$'¤'¤'¤'$$$
_____$$$$'¤'¤'¤'¤$$$ $$'¤'¤'$$$
__$$$$$_$$$'¤'¤'¤'¤$ $$'¤'¤$$
_$$((▂))$$$$$_$$$$$$$$$$$_O_O
$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$$$_ _ $ $
$$$'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤$$$$_$$___$ $
$$$$'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤'¤$$$$_$$$
_$$$$$$$$$$$$$$$$_$$$$
__$$$((▂))$$$$$_$$$$$
____$$$$$$$_$$$$$
_________$$$$$
______$$$
_____$¤
___$¤
__$¤
__$¤______________¤¤¤¤¤
___$¤________¤¤¤¤¤●¤¤¤¤¤$$
____$¤______¤¤¤¤¤¤¤●¤¤¤¤¤_$$
____$¤______¤¤¤¤¤¤¤¤●¤¤¤¤_¤¤
____$¤______$$$●$$$¤¤●¤¤__$$
___$¤________$$$$$$¤¤____¤¤
__$¤__________♥$$$¤_____$$
__$¤___________$$$_____¤¤
___$¤________$$$$$$$___$$
____$¤_____$$$$$$$$$$___¤¤
_____$¤___$$$$$$$__$$$___$$
_____$¤____$$$$$____$$$___¤¤
_____$¤__$$$$$$$_____$$$__$$
______$¤$$__$$$$$_____$$$
______$$¤___$¤¤¤¤$$_____$$
____$$__$¤__$¤¤¤¤¤$$_____$$
__$$_____$¤_$¤¤¤¤¤¤$$____$$
___________$¤¤¤¤¤¤¤$$___$$
_________$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_______$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_____$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
___$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
_$¤¤¤¤¤¤¤¤$$
$¤¤¤¤¤¤¤$$
$¤¤¤¤¤$$
_$¤¤¤$$
__$¤¤$$
___$¤$$
____$$$
_____$$
______$$
_______$$
______$$$$$$
_____$$$$$$$$$
_____$$$$$__$$$$
______$$$$$__$$$$$